حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • سقط جنين   
  • 1390-05-20 17:48:9  
  • تعداد بازدید : 5015   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • چكيده
    واقعيت اين است كه سقط جنين، از ادوار گذشته تاكنون، در همه جوامع بشري به دلايل مختلف انجام گرفته و مي‌گيرد. مسلما آزادي بدون قيد سقط جنين امري مذموم است كه حق حيات را از موجودي سلب مي‌كند. لذا همواره اين سوال مطرح بود كه آيا سقط جنين ممنوع است يا مجاز؟ در اين تحقيق ضمن بررسي جنبه‌هاي اخلاقي، رواني سقط جنين و بررسي آن در غير اسلام به بررسي فقهي و حقوقي‌اش از منظر فقه اماميه پرداخته شده است. از جمله مواردي كه اكثر فقهاي شيعه از باب عنوان ثانوي، سقط جنين قبل از ولوج روح را جايز مي‌دانند، سقط جنين نوزاد عقب‌مانده است كه در گفتار دوم از فصل سوم به اين بحث و بررسي و دلايل موافقان پرداخته شده است. در فصل چهارم، ماده واحده سقط درماني (مصوب 1384) كه نتيجه دكترين، تحقيقات و گفتگوهاي فقها و حقوقدانان در سالهاي گذشته است، آمده است.
    كليد واژه
    سقط جنين، ولوج روح، عقب‌ماندگي، نابهنجاري جنسيتي، سلامت جسماني و رواني، عنوان ثانوي، عسر و حرج
     
     
    مقدمه
    بيان مساله و ضرورت تحقيق

    در زندگي مشترك زوجين، مساله تولد فرزند امري مبارك محسوب شده و انسان را وادار مي‌كند كه از منشا بوجود آمدن آن ـ نطفه و جنين متشكله در رحم مادر ـ حمايت نموده و قواعدي را براي آن وضع كند. با اين همه در مواردي، حرمت جنين شكسته شده و گاهي نيز سقط آن به خاطر مسايلي از قبيل حفظ جان مادر تجويز مي‌شود.
    واقعيت اين است كه سقط جنين، از ادوار گذشته تاكنون، در همه جوامع بشري به دلايل مختلف انجام گرفته و هميشه وجدان فردي و جمعي در مقابل بسياري از سقط جنين‌ها آزرده خاطر شده، آن را جنايت به بشريت و تجاوز به حق حيات دانسته است.
    مسلما آزادي سقط جنين امري مذموم و خلاف شرع است كه حق حيات اين بديهي‌ترين هديه الهي را از موجودي سلب مي‌كند. دين اسلام از سوي شارع مقدس قواعدي را درباره سقط جنين و نحوه برخورد با آن وضع نموده و نفوذ اين قواعد در قوانين ايران و فتاوي فقها به خوبي قابل ملاحظه است.
    بر اساس آمار ارائه شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در ايران، سالانه 80 هزار سقط (200 مورد در روز) صورت مي‌پذيرد كه بيشتر آنها غير قانوني و غيربهداشتي است. علي‌رغم رواج تفكرات مربوط به مبارزه با ازدياد جمعيت، امروزه در بسياري از كشورها جهت حفظ حقوق شخصي و اجتماعي افراد، روش‌هاي مبارزه با سقط جنين به شيوه‌هاي مختلف كه ناشي از مباني فكري آن جامعه است، در قواعد حقوقي پيش‌بيني شده است.
    در مورد سقط جنين، علاوه بر بحثهاي مذهبي و حقوقي و اخلاقي، ديدگاه‌هاي مختلف اجتماعي، سياسي و پزشكي نيز مطرح مي‌باشد و در هر موردي، نظارت متفاوت و گاه متضاد، ارائه شده است.
    سوال‌هاي اصلي و فرعي
    همواره اين سوال مطرح بود كه آيا سقط جنين مطلقا ممنوع است يا مطلقا جايز و مشروع؟ در پاسخ به اين سوال به ظاهر ساده، افراد و اقشار جامعه بويژه فقها، حقوق‌دانان، متخصصان علوم پزشكي، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، با توجه به شرايط حاكم و واقعيت‌هاي اجتماعي و متاثر از فضاي حاكم بر عقايد و افكار خویش و همچنين با عنايت با تعاليم اسلامي، عقايد گوناگوني داشته و نظرات مختلفي ارائه داده‌اند.
    در اين تحقيق به شكل دلايل حرمت سقط جنين، استدلال موافقان سقط جنين از منظر فقه اماميه و نظر حقو‌قدانان مي‌پردازيم:
    ساختار تحقيق
    مباحث اين تحقيق در چهار فصل مطرح شده است:
    فصل اول ـ كليات مربوط به سقط جنين
    فصل دوم ـ ديدگاه‌ها و جنبه‌هاي اخلاقي، رواني سقط جنين
    فصل سوم ـ سقط جنين در شريعت
    فصل چهارم ـ مجازات و ديه سقط جنين در قوانين
     
    فصل اول:
    كليات مربوط به سقط جنين
    گفتار اول ـ تعريف مفاهيم
    الف ـ مفهوم سقط در لغت

    سقط، كلمه‌اي است با ريشه عربي كه مانند ديگر لغات عربي به زبان فارسي راه يافته است؛ و از مصدر عربي سقوط مأخوذ است و معادل واژه (Abortion) در زبان انگليسي مي‌باشد.
    دكتر محمد معين در كتاب «فرهنگ معين» معاني مختلفي از قبيل برف، شبنم كه به برف ماند، بچه ناتمام افتاده،‌ آتشي كه از چخماق برجهد و درنگيرد، براي آن ذكر نموده و با اضافه كردن كلمه «جنين» به آن معناي «افتادن جنين قبل از نمو كامل در رحم» اطلاق مي‌شود. كلمه سقط غالبا در فارسي، به كسر سين تلفظ مي‌شود.
    ب ـ مفهوم سقط در اصطلاح
    با مطالعه مواد قانوني قبل از انقلاب اسلامي، تعريفي از «سقط جنين» به چشم نمي‌خورد و تنها احكام مربوط به سقط حمل واركان تشكيل دهنده آن بيان گرديده است. همچنين با نگرش به مواد قانون مجازات اسلامي 1361 و 1370 تعريف مشخصي از سقط جنين يا سقط حمل ملاحظه نمي‌شود و قانون‌گذار به پيروي از منابع فقهي كه منشأ تدوين اين قوانين مي‌باشد، مستقيما به ذكر مقدار ديه و انواع حالات سقط جنين پرداخته است.
    در اصطلاح پزشكي، سقط جنين به بيرون شدن حاصل باروري از رحم در حالي كه موجود تكوين يافته قادر به زندگي خارج از رحم نباشد گفته مي‌شود.
    دكتر جعفري لنگرودي در توضيح سقط جنين مي‌نويسد:
    «سقط جنين جرمي است كه نتيجه آن بيرون انداختن جنين از رحم باشد و فاعل جرم (اعم از مادر يا پدر يا ثالث) قصد اين نتيجه را داشته باشد خواه وسايلي به كار برده باشد يا نه. مورد صدق جنين، آن است كه جنين عادتا بعد از اسقاط، قابل ادامه زندگي نباشد. به هر حال زنده ساقط شدن مانع صدق اين جرم نيست».
    ج ـ مفهوم جنين در لغت
    در مورد معناي جنين در كتاب شرح و ترجمه تبصره علامه‌ آمده است:
    «جنين از اجنان، كه معناي آن مستور بوده است، ماخوذ مي‌باشد و فعيل به معناي مفعول است».
    سيد محمد كلانتر شارح شرح لمعه در معناي جنين نوشته است:
    «جنين بر وزن فعيل به معناي مفعول است مثل مجنون و مانند جريح به معناي مجروح و قتيل به معناي مقتول و همچنين جنين به معناي پوشيده شده نيز به كار مي‌رود. زيرا كه جنين، پوشيده و مخفي شده است در شكم ...».
    دـ مفهوم جنين در اصطلاح
    از تركيب نطفه مرد با تخمك، موجود زنده جديدي پديد مي‌آيد كه به آن جنين مي‌گويند. اين موجود جديد كه منشأ پيدايش انسان است، معمولا پس از 7 ساعت و در نهايت 24 ساعت پس از نزديكي، هستي پيدا مي‌كند و حدود 30 ساعت پس از لقاح به مرحله دو سلولي رسيده و با ادامه تقسيمات سلولي، تعداد سلول‌هايش افزايش يافته ودر روز سوم پس از لقاح، سلولها بالغ بر 16 خواهند شد و تخمك بارور شده، بدين ترتيب رو به تكامل مي‌رود. جنين در ماه ششم يا نيمه اول ماه هفتم به درجه‌اي از تكامل جسماني مي‌رسدكه اگر در اين زمان متولد شود، مي‌تواند با مشكلات فراوان زنده بماند ودر صورتي كه جنين روال طبيعي خود را طي كند، پس از 266 روز يا 38 هفته پس از لقاح تكامل يافته و به صورت انساني زنده متولد مي‌شود.
    لفظ حمل نسبت به جنين داراي معناي اخص مي‌باشد، زيرا اصولا حمل مرحله‌اي از رشد و نمو جنين مي‌باشد كه تكامل بيشتري در آن مشاهده مي‌شود و اغلب داراي آثار حيات است.
    گفتار دوم ـ انواع سقط جنين از نظر عوامل ايجاد كننده
    الف ـ سقط جنين غير ارادي
    در بعضي موارد وجود عوامل محيطي و تاثير آنها بر ارگانهايي كه به نحوي در بدن زن پرورش ونگهداري جنين را بر عهده دارند، باعث سقط جنين از نوع غير ارادي مي‌گردند. منشا ايجاد چنين حالتي از سقط معمولا زمينه‌هاي ضعف جسماني يا عملكرد غير صحيح اعضايي در بدن زن است. عواملي از قبيل بيماري‌هاي عفوني، وجود ضايعات رحمي و مسموميت‌هاي دارويي مي‌توانند موجب بروز سقط جنين از اين نوع شوند.
    تذكر اين نكته نيز لازم است كه بسياري از بانوان به علل ارثي و مرضي و علل ناشناخته ديگر زمينه‌ خاصي براي سقط جنين دارند و با پيشامد كوچكي مانند هيجانات غم‌آور يا شادي‌بخش و مشاهده يك صحنه تصادف يا نزاع، سقط جنين مي‌نمايند.
    ب ـ سقط جنين طبي
    تقريبا در همه نظام‌هاي حقوقي سقط جنين‌ طبي با توجه به اهميت نقش درماني آن در مورد مادر تحت شرايط خاصي در بعضي كشورها پذيرفته شده است. معمولا در مواردي كه ادامه حاملگي به سلامت مادر لطمه وارد سازد و يا در صورتي كه مادر مبتلا به بيماري‌هاي قلبي پيشرفته يا بيماري‌هاي كليوي يا ريوي باشد و در صورت ادامه حاملگي يا هنگام زايمان خطرات جاني براي وي پيش‌بيني شود، اين نوع از سقط جنين توسط پزشك متخصص مجاز شمرده مي‌شود.
    ج ـ سقط جنين جنايي
    هرگونه عملي كه مشمول تعاريف مربوط به سقط جنين غير ارادي و يا طبي نبوده و اين پديده را به دنبال داشته باشد از مصاديق سقط جنين جنايي شمرده مي‌شود.
    دست‌كاري در رحم توسط مادر، خوردن دارو و يا ضربه عمدي وي به رحم، دست‌كاري رحم يا تجويز داروي سقط جنين توسط ديگران، به كار بردن وسايل مخصوص توسط طبيب، ماما يا افراد غير مجاز به منظور ايجاد خونريزي، سقط جنين و قطع حاملگي بدون مجوز قانوني، از جمله اين اعمال يا وسايل شمرده مي‌شوند.
    گفتار سوم ـ اركان لازم براي تحقق جرم سقط جنين
    الف ـ عنصر مادي

    براي تحقق عنصر مادي جرم سقط جنين انجام هر نوع فعل مثبت مادي به روح زن حامله خواه از طريق مباشرت و خواه از طريق معاونت كافي است.
    براي تحقق عنصر مادي دو شرط لازم است:
    1ـ زن حامله باشد: يعني نطفه كودك در بدون او منعقد شده باشد. زيرا به نظر بيشتر فقها و حقوق‌دانان از زمان استقرار نطفه در رحم زن و رشد و نمو آن و پس از تبديل به علقه، مضغه و تا زمان تبديل به حمل به صورت انساني و تشخيص دختر يا پسر بودن و بالاخره پس از حلول روح تا قبل از زمان وضع حمل طبيعي، هرگونه اقدام به اخراج مصنوعي حمل در تمام مراحل مذكور را سقط جنين تلقي نموده‌اند.
    2ـ اخراج جنين از بطن مادر بنحو غير طبيعي باشد. به عبارت ديگر وضع حمل يا زايمان كه خروج طبيعي حمل از بطن مادر است واقع نشود.
    وسايل اسقاط جنين به طور كلي بر دو دسته تقسيم مي‌شود:
    1ـ وسايل فيزيكي
    وسايل فيزيكي مانند صدمه جسمي با اذيت وآزار و ضرب و جرح و همچنين استفاده از وسايل و ابزار جراحي براي تراشيدن انساج و غيره.
    2ـ وسايل شيميايي
    وسايل شيميايي مانند استعمال ادويه ومأكولات و مشروبات و امثال آنها.
    ب ـ عنصر رواني
    سقط جنين ممكن است به صورت عمدي يا غير عمدي انجام شود:
    1ـ سوء نيت يا قصد مجرمانه در اسقاط جنين عمدي
    در اسقاط جنين عمدي، مرتكب بايد با علم به حامل بودن زن و به قصد سقط جنين اقدام نمايد.
    2ـ خطاي جزايي در سقط جنين
    در جرايم غير عمدي (شبه عمد و خطايي)، خطاي جزايي بايد ثابت شود و بين خطاي مرتكب و صدمه وارده يعني سقط جنين بايد رابطه سببيت وجود داشته باشد.
    گفتار چهارم ـ سوابق تاريخي سقط جنين
    مساله سقط جنين در ميان همه جوامع از زمان‌هاي اوليه تاكنون مطرح بوده و علل گوناگوني منجر به اين امر مي‌شده است. در برهه‌هايي اين مساله كاملا مشروع شناخته مي‌شده و زماني با مرتكب اين عمل به جديت برخورد شده است.
    فلاسفه و اجتماعيون نيز همواره از دو جهت مختلف به تجزيه و تحليل مسايل اجتماعي پرداخته‌اند. وجه اختلاف اين گروه در بررسي مساله سقط جنين، تعيين اصالت فرد و اجتماع است. به عبارت ديگر آيا فرد اصالتا مورد بررسي قرار مي‌گيرد يا اجتماع به عنوان يك هويت مستقل قابل بررسي است.
    الف ـ سقط جنين در ميان اقوام قديم
    در ميان اقوام قديم، فلاسفه يونان از معدود علمايي شمرده مي‌شدند كه با امر سقط جنين به صورت عادي برخورد داشته‌اند. مطالعه كتب طبي قديمي نشان مي‌دهد كه يونانيان داروهاي مختلفي براي سقط جنين به كار برده و وسايلي نيز براي تسهيل اين عمل داشته‌اند. مثلا سقراط، سقط را با ميل‌ مادر جايز مي‌دانسته و ارسطو در صورتيكه مادر اولاد زيادي داشته باشد، اين عمل را جايز مي‌دانسته است.
    در بعضي از قبايل نيمه وحشي آمريكا و آفريقا، نه تنها سقط جنين ارادي رواج داشته بلكه مواردي نيز به چشم مي‌خورد كه با روش‌هاي خاصي از حاملگي نيز جلوگيري می‌كرده‌اند. حتي در ميان بعضي از قبايل رسم بوده است كه زنان بايد پس از اينكه داراي دو فرزند شدند، جنين خود را سقط كنند.
    ب ـ سقط جنين در ايران قديم
    در ايران قديم بر حفظ و تحكيم خانواده به عنوان نهادي از اجتماع كه نقش عمده‌اي را ايفا مي‌كرد، تاكيد خاصي شده است. مذهب اصلي ايرانيان قديم كه نشات گرفته از تعاليم زرتشت پيامبر بوده است، سقط جنين را اكيدا ممنوع كرده است. مقنن زرتشتي حتي در مورد فرزندان طبيعي كه مولود روابط نامشروع بودند، قايل به ارفاق نشده و سقط جنين را از لحاظ دلايل شرافتي نيز مجاز نمي‌دانست.
     
    فصل دوم
    جنبه‌هاي اخلاقي و رواني در مورد سقط جنين
    گفتار اول ـ جنبه‌هاي اخلاقي در مورد سقط جنين
    الف ـ قداست، حرمت و كرامت انساني

    ارزشمندترين هديه الهي، حيات و سلامت است كه خداوند قادر متعال به انسان ارزاني داشته است. پزشك و پرستار مامور حفظ سلامت انسان‌ها هستند و اين گرانمايه‌ترين تاج افتخاري است كه بر تارك سر پزشك و پرستار نهاده شده است. خداوند كريم مي‌فرمايد:
    «مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًاً».
    بخاطر آن نوشتيم بر بني‌اسرائيل كه كسي، كسي را بكشد بدون آن كه كسي را كشته و يا فسادي در زمين كرده باشد، مثل اين است كه همه مردمان را كشته است و كسي كه كسي را زنده گرداند مثل اين است كه همه مردمان را زنده كرده است.
    براي بشر زندگي و حق و حيات مقدس و كرامت انساني مورد توجه و احترام خداو خلق خداست. انسان خليفه و جانشين خدا در روي زمين است. بنابراين حيات او نيز بايد محترم شمرده شود. تمام مذاهب آسماني، به ويژه دين مبين اسلام بر تقدس و كرامت انساني تاكيد دارند. قرآن كريم مي‌فرمايد:
    « وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ».
    به تحقيق گرامي گردانيديم فرزندان آدم را.
    ب ـ مفهوم تقدس حيات
    نخستين مطلبي كه در اين مورد مي‌توان گفت، آن است كه مفهوم اين كلمه ريشه مذهبي دارد كه ابتدا در مذاهب شرقي، به ويژه مذهب هندو به كار رفت كه بعدها در مذاهب كليمي و عيسوي مفاهيم اين كلام به درستي ادا و سپس در دين اسلام به كرامت انساني و تقدس حيات تاكيد بسيار شده تا آنجايي كه كشتن بي‌مورد يك فرد را برابر با كشتن تمام مردم قرار داد.
    بعضي‌ها مي‌گويند در جنين تغيير شكل يافته و نامتناسب كيفيت حيات نيز نامرغوب است و بايد ساقط شود و يا وجودي كه ارزش زنده ماندن را ندارد، در حفظ حيات وي تعلل مي‌تواند مجاز باشد، در حالي كه چنين نيست. هيچ كس حق ندارد به حيات ديگري تجاوز كند حتي به حيات مجرمين جز آن كه حد و حدود آن را قانون و شرع تعيين كرده است.
    بنابراين:
    1ـ حيات گران‌بها است. 2ـ حيات قابل احترام است. 3ـ بايد از حيات مواظبت كرد. 4ـ حيات نبايد بدون دليل و حكم در دادگاه ذي صلاح از بين برود. 5ـ حيات را وقتي مي‌توان به خطر انداخت كه چيزي ارزشمندتر از آن به دست آورد. 6ـ تمام مذاهب، فلاسفه و اخلاقيون، قتل نفس را نهي مي‌كنند مگر اين كه شرع و قانون مجاز بشمارد.
    ج ـ علت خلاف مذهب و اخلاق بودن سقط جنين
    مخالفت مذاهب و اخلاقيون با سقط جنين بر اين منطق استوار است كه جنين يك انسان است و از لحظه انعقاد نطفه يك موجود زنده است و شخصيت دارد. اما عده‌اي كه طرفداري از سقط جنين مي‌كنند، مي‌گويند كه جنين، به ويژه در مراحل اوليه كه روح در او دميده نشده انسان نيست، بلكه تكه‌اي گوشت است كه فقط پس از تولد مي‌توان وي را انسان دانست. اما مي‌توان گفت از زمان انعقاد نطفه، آن يك انسان، بالقوه است كه مانند ساير انسان‌ها حق حيات دارد.
    در مورد جنين ناقص‌العضو، طرفداران سقط جنين مي‌گويند مادر چه گناهي كرده است كه 9 ماه زحمت باروري را بكشد و بعد سالهاي سال نيز از كودك ناقص و رنجور خود مواظبت كند و رنج روحي بكشد؟
    گاهي در مورد بانوي باردار مساله و مشكلي پيش مي‌آيد. به عنوان مثال مادري در جريان بارداري پی می‌برد که دچار بیماری قلبی است و اگر بارداری ادامه يابد وی ممكن است بميرد. حالا مشكل اين است كه هم جنين حق حيات دارد و هم مادر حق حيات دارد.
    مي‌دانيم كه:
    1ـ كشتن مستقيم يك فرد بی‌گناه، هميشه غيرمجاز است. بنابراين سقط جنين جايز نيست.
    2ـ كشتن مستقيم يك فرد بي‌گناه قتل نفس است.
    3ـ از آنجايي كه وظيفه يك انسان در كشتن فردي بي‌گناه بسيار روشن‌تر از وظيفه پيش‌گيري  از مرگ و مير است پس باز هم نبايد سقط جنين كرد.
    نكته اخلاقي ديگر نيز بايد مورد توجه قرار گيرد و آن اينكه بايد تا سر حد امكان كوشيد كه هم مادر هم جنين سالم بماند.
    د ـ تشخيص قبل از زايمان بيماريها و نواقص از نظر اخلاقي
    اساسا اخلاقيون با تشخيص پيش از زايمان بوسيله آمينوسنتر (Amniocentesis) با خود روش مخالف نيستند اما مخالف سقط جنين انتخابي پس از آمينو سنتز هستند. دو مطلب در اينجا مورد بحث است:
    1ـ اساس پزشكي بر حفظ حيات استوار است پس با سقط جنين در تعارض است.
    2ـ آمينوسنتر براي تشخيص بعضي از بيماري‌ها و جنسيت جنين‌هاست كه در صورت نقص غير قابل علاج جنين، گاهي اقدام به سقط جنين انتخابي بشود. اما بايد دانست كه نفس عمل سقط انتخابي، حق اساسي حيات جنين را تهديد مي‌كند.
    اساسا جنين معيوب يك بيمار است و بايدمانند ساير بيماران مورد توجه و حمايت قرار گيرد. طبقه‌بندي كردن جنين براي سقط يك نگهداري بعضي از آنها يك نوع تبعيض براي جنين بي‌گناه است. پزشكي كه سقط جنين را انتخاب مي‌كند، براي خود قدرت غير مجاز قائل است كه تصميم بگيرد چه كسي بميرد و چه كسي بماند. در حالي كه نه چنين تواني و نه چنين اختياري دارد. در صورتي كه حيات تمام افراد بايد با مفاهيم يكسان مورد توجه قرار گيرد بايد شفقت و احترام به جنين صرف نظر از عيوب وي، در نظر باشد،‌اين عيوب خواه كلي باشد وخواه جزيي.
    به طور خلاصه از نظر اخلاقي سقط جنين از هر نوع و به هر عنوان، كشتن يك فرد معصوم و بي‌دفاع است.
    در روز جزا مي‌پرسند:
    بأي ذنب قتلت.
    به كدامين گناه كشته شد؟
    لابد پاسخ اين خواهد بود كه به من حتي فرصت نفس كشيدن هم ندارد تا چه رسد به گناه كردن.
    هـ ـ ديدگاه‌هاي اخلاقي به سقط جنين
    درباره سقط جنين چهار نظر اخلاقي عمده وجود دارد كه هر يك نقاط قوت و ضعفي دارد و هيچ يك نمي‌تواند تبيين كاملا رضايت‌بخش ارائه دهد كه همه موارد را فرابگيرد. از اين رو بهتر است درباره هر مورد جداگانه بحث نمود.
    1ـ ديدگاه محافظه‌كارانه
    از منظر اين ديدگاه كه تا اواخر دهه پنجاه، ديدگاه مسلط به شمار مي‌رفت و مورد حمايت‌آموزه‌هاي ديني مسيحي قرار داشت سقط جنين عبارت از كشتن انساني بي‌گناه است. طبق اين ديدگاه، جنين هيچ تفاوتي با انسان كامل ندارد. هر حقي را كه براي مادر قائل شويم، همسنگ آن را بايد براي جنين ـ حتي جنين يك روزه ـ قائل باشيم.
    البته مدافعان اين ديدگاه، سقط جنين را در موردي كه جان مادر به شدت به خطر افتاده باشد و راهي براي نجات او جز اين عمل نباشد مجاز مي‌دانند.
    استدلال اين ديدگاه، يك قياس منطقي است:
    مقدمه اول: جنين انسان، انساني بي‌گناه است.
    مقدمه دوم: كشتن انسان بي‌گناه خطاست.
    نتيجه: پس كشتن جنين انسان خطاست.
    2ـ ديدگاه آزادي‌خواهانه
    برخي كه خود را مدافع خود انتخاب (Pro – choice) مي‌نامند از منظري كاملا آزادي‌خواهانه به حق سقط جنين مي‌نگرند و هيچ دليلي براي غيراخلاقي بودن آن نمي‌بينند. از اين ديدگاه زن آزاد است كه در هر زماني و به هر دليلي دست به سقط جنين بزند و هيچ قانوني نبايد مانع چنين اقدامي شود. سقط جنين مساله‌اي شخصي است. لازم نيست پاي جان مادر در ميان باشد، تا سقط جينن را مجاز بشماريم؛ بلكه كافي است كه زن باردار تصميم به اين كار بگيرد.
    3ـ ديدگاه ميانه‌رو
    امروزه اين باور كه جنين تا قبل از 4 ماهگي فاقد روح است، مورد قبول علوم زيستي نيست و سونوگرافي و ديگر آزمايش‌هايي از اين دست نشان مي‌دهد كه جنين بسيار قبل از اين زمان داراي جنبش و تپش قلب است. يكي از پژوهشگران اين حوزه مي‌نويسد:  «ما وسايلي در اختيار داريم كه به كمك آنها ضربان قلب جنين را در هفته پنجم مي‌شنويم و دستگاه‌هايي داريم كه با آنها مي‌توانيم حتي قبل از اين تاريخ جنبش جنين را دريابيم».
    امروزه كساني مي‌كوشند تا با تعيين معيارهايي مانند جنبش جنين و امكان ادامه حيات در مراحلي سقط را مجاز بدانند.
    4ـ ديدگاه زن‌گرايانه
    اين ديدگاه به سقط جنين با ديدگاه آزادي‌خواهانه متفاوت است. ممكن است نتايج‌ زن‌گرايانه درباره سقط جنين با نتايج ديدگاه ليبرال يكسان باشد، اما خاستگاه نظري و نقطه عزيمت اين دو ديدگاه متفاوت است.
    نقطه عزيمت زن‌گراها در اين مساله آن است كه مادر به حاشيه رانده شده و جنين در محور مباحث قرار گرفته است. مركز ثقل ديدگاه زن گرايانه مادر است و برخلاف پندارهاي رايج در بحث از سقط جنين، بايد وضعيت اخلاقي وانساني مادر مدنظر قرار گيرد نه جنين. زيرا بارداري اتفاقي است كه براي مادر مي‌افتد، اوست كه بايد بدن خود را در اختيار مهماني قرار دهد كه گاه ناخواسته است و گاه وجودش رنج‌آور.
    البته بر اين ديدگاه اشكالاتي مي‌توان وارد ساخت كه مهم‌ترين آنها اين است كه اخلاق هنگامي پاي مي‌گيرد كه بتوان از قواعد عام و كلي سخن گفت. اگر قرار باشد هر مادري درباره سقط جنين به تنهايي و به طور مستقل تصميم بگيرد و هيچ اصل راهنماي عملي در بين نباشد و تصميم زني كه به هر دليلي خواستار سقط جنين است همان قدر اخلاقي باشد كه تصميم مادري كه جنين ناخواسته خود را تحمل مي‌كند، در اين صورت ديگر اخلاق معناي خود را از دست مي‌دهد.
    ارزيابي اين ديدگاه‌ها
    هر يك از اين ديدگاه‌ها قابليت‌هايي دارد و محدوديت‌هايي. امتياز ديدگاه نخست (محافظه‌كارانه) اهميت دادن به ماهيت انساني جنين و ديدن آن همچون انساني كامل است. امتياز ديدگاه دوم (آزادي‌خواهانه) خلط نكردن ميان برداشت‌هاي عرفي، اخلاقي و حقوقي است. سومين ديدگاه (ميانه‌رو) مي‌كوشد تا به جاي حكم كلي درباره چنين بر اساس واقعيت‌هاي زيست‌شناختي به صورت عيني داوری مي‌شود و چهارمين ديدگاه (زن‌گرايانه) با نشان دادن تكيه بيش از حد سه ديدگاه قبلي بر جنين و بي‌توجهي به مادر، اهميت توجه به مادر را خاطر نشان مي‌كند.
    با اين همه هيچ يك از اين چهار ديدگاه تحليل رضايت‌بخشي از سقط جنين را در همه وارد ارائه نمي‌كند ونمي‌توان به استناد هيچ يك حكمي كلي و قطعي درباره سقط جنين صادر نمود و گفت سقط جنين اخلاقي است يا غير اخلاقي.
    گفتار دوم‌ ـ جنبه‌هاي رواني در مورد سقط جنين
    يكي از مهم‌ترين پديده‌هاي سقط جنين اختلالات روان‌شناختي است. گاهي شدت اين اختلالات به حدي است كه حيات زنان دچار آن را تهديد مي‌كند؛ در حالي كه بسياري از والدين به خاطر اجتناب از داشتن فرزند ناخواسته، بيش از پيش به سقط جنين متوسل مي‌شوند. به همين جهت، جلوگيري از گسترش آن براي حفظ سلامت جسمي و رواني افراد جامعه بويژه زنان ضروري است.
    سقط جنين با يك سري اختلالات روان‌شناختي همراه است. اين اختلالات ممكن است پس از تصميم به سقط جنين و قبل از انجام آن بروز نمايد يا اينكه بعد از سقط ظاهر گردند. اختلالات مزبور را مي‌توان مربوط به عوامل بروني يا دروني دانست كه در مجموع با يكديگر در ارتباط هستند. برخي از اين اختلالات، مانند اضطراب، قبل و بعد از سقط وجود دارند.
    الف ـ سقط جنين و اختلالات روان‌شناختي قبل از سقط
    اولين اختلال رواني‌شناختي قبل از سقط نگراني زن از سلامت خويش است. از انجا كه اقدام به سقط جنين غير قانوني اعلام شده، زني كه تصميم به رهايي از حاملگي ناخواسته مي‌گيرد نگران سلامت خود است؛ زيرا افراد متخصص معمولا خود را درگير اين مسايل نمي‌كنند. به همين دليل، وي مجبور است كه به افراد غير متخصص مراجعه كند به روشهاي غير بهداشتي متوسل شود.
    دومين مشكلي كه در اين زمينه پيش مي‌آيد نگراني از خدشه‌دار شدن حيثيت اجتماعي خود و خانواده است.
    مشكل ديگر نگراني از تعدد فرزندان است. وقتي خانواده‌اي داراي تعدادي فرزند است، ممكن است مادر از ترس اينكه افزايش آنها مانع از حمايت اقتصادي و اجتماعي كافي از كودك گردد اقدام به سقط جنين مي‌نمايد.
    يكي ديگر از عوامل سقط جنين نگراني از عدم هماهنگي با شاخص‌هاي تمدن است. گاهي زن از ترس اينكه زايمان‌هاي مكرر مانع از فعاليت‌هاي اجتماعي وي گردد و يا تناسب اندام او را متاثر سازد و يا تفكر او را قديمي جلوه دهد،‌از بچه‌دار شدن متوالي خودداري مي‌كند و در صورت حاملگي ناخواسته اقدام به سقط جنين مي‌كند.
    يكي از مهم‌ترين اختلالات روان‌شناختي قبل از سقط، ضعف احساس خودكارآمدي است. در اينجا زن به تصور اينكه نمي‌تواند مسووليت سنگين مادري و تربيت فرزند را به عهده گيرد اقدام به سقط جنين مي‌نمايد. براي مثال، هرمزي پس از بررسي تاثير ضعف خودكارآمدي در عدم موفقيت در انجام اموري مي‌نويسد گروه ناموفق در مقايسه با گروه موفق، داراي خودكارآمدي ضعيف‌اند.
    مشكل ديگر ترس از قانون‌شكني است، در اين حالت، اضطراب زن به خاطر ترس از گرفتار آمدن به دست مجريان قانون است.
    يكي ديگر از اختلالات قبل از سقط، ترس از انحراف از اعتقادات مذهبي است. اين حالت اعم از اينكه جنين حاصل ازدواج رسمي باشد يا خير براي زن پيش مي‌آيد.
    ب ـ سقط جنين و اختلالات روان‌شناختي بعد از سقط
    امكان دارد برخي از اختلالات روان‌شناختي پس از سقط جنين ظاهر شوند. مهم‌ترين اين گونه اختلالات عبارتند از:
    1ـ شرم و احساس گناه: به اين ترتيب كه اگر زن داراي همسر باشد، از ترس اينكه مردم او را بي‌اعتقاد نسبت به آيين مذهبي و قانون بخوانند معمولا دچار شرم و احساس گناه مي‌شود.
    2ـ توسل به دروغ يا كتمان واقعيت: احساس شرم و سعي در اختفاي امري كه به وقوع پيوسته سبب مي‌شود تا زناني كه به سقط جنين مي‌پردازند به دروغ متوسل شوند و يا كتمان واقعيت نمايند.
    3ـ سرد مزاجي: تجربه تلخ سقط جنين ممكن است رفته رفته موجب سرد مزاجي زن شود و صميميت بين وي و همسرش را متاثر سازد.
    4ـ پرخاشگري و بدخلقي
    يكي از مهم‌ترين اختلالات روان‌شناختي پس از سقط جنين، افسردگي، اضطراب و در نتيجه بدخلقي است. چنين اضطرابي حاصل ترس از آشكار شدن واقعيت براي افرادي كه نبايد از اين امر مطلع گردند، خوف از گرفتار آمدن به عذاب الهي و واهمه از حامله شدن مجدد است.
     
    فصل سوم
    سقط جنين در شريعت
    گفتار اول ـ سقط جنين در غير اسلام
    الف ـ سقط جنين در يهوديت

    در حقوق يهود كه بيش از سه هزار سال قدمت دارد،‌سقط جنين مورد عنايت قرار گرفته است. در اولين بخش از كتاب مقدس يهود (تورات) كه به اعتقاد يهوديان به موسي وحي شده است به سقط جنين عمدي اشاره نشده است. سقط جنين عمدي براي نخستين‌بار در ميشنا  مطرح و در مكتوبات بعدي يهودي به آن توجهي تام شده است. براي تبيين بهتر موضوع، اين مساله را در چند محور پي مي‌گيريم.
    1ـ سقط جنين ناخواسته
    تنها موردي كه تورات به سقط جنين اشاره كره است، جايي است كه در جريان نزاع، جنين يك زن سقط شود. بر اساس سفر خروج، 22، آيات 21 تا 25 در صورتي كه فقط جنين سقط شود، ساقط‌كننده جنين بايد جبران خسارت كند و مبلغي را در دادگاه به شوهر زن بپردازد. اما در فرض ورود ضرر و صدمه ديگر بين محققان يهودي بحث و اختلاف نظر بوده است:
    1ـ در ترجمه يوناني كتاب مقدس يهودي كه به نام هفتادگاني يا سبعينه معروف است، واژه «صدمه» درباره جنين به كار رفته است. مطابق اين برداشت مجازات نقدي ناظر است به سقط جنيني كه هنوز شكل كامل خود را نيافته است و مجازات قصاص ناظر است به اسقاط جنيني كه شكل كامل خود را يافته است.
    2ـ محققان تلمودي  معتقدند كه واژه «صدمه» اشاره است به زن نه جنين، به اين معنا كه اگر فقط جنين وي سقط شود ساقط كننده بايد جزاي نقدي بپرازد ولي اگر به خود زن نيز آسيب برسد، ضارب بايد قصاص شود.
    2ـ سقط جنين عمدي
    در تلمود سقط جنين قتل عمدي تلقي نشد و از اين رو براي ساقط‌كننده جنين مجازات قصاص در نظر گرفته نشده است. با اين همه، سقط جنين ممنوع است.
    3ـ سقط جنين در صورت وجود خطر براي مادر
    بر اساس قانون تلمود، اگر زن در زايمان دچار مشكل شود و براي او خطر پيش آيد، بايد زندگي او راگرچه با از بين بردن جنين، حفظ كرد.
    4ـ بارداري ناشي از زنا و سقط جنين
    در اين مورد بين محققان يهودي بحث و گفتگو شده است. ياكوب عمدن معتقد است اگر زن شوهرداري از زنا باردار شود مي‌توان جنين او را سقط كرد؛ زيرا اين كودك حرامزاده است اما سقط جنين دختر بي‌شوهري كه از راه زنا باردار شده است مجاز نيست؛ زيرا در شريعت يهود چنين كودكي را حرامزاده نمي‌دانند.
    5ـ معلوليت جنين
    گرايش عمده حقوقدانان يهودي اين است كه در اين مورد سقط جنين جايز نيست، مگر آنكه سلامت مادر در خطر باشد.
    6ـ سقط جنين در بين يهوديان ايران
    در بين يهوديان ايران، سقط جنين بعد از گذشت 40 روز از پيدايش نطفه نكوهش مي‌شود، ولي به هنگام زايمان جان مادر بر جان جنين ارجحيت دارد. رضايت همسر در موجه شمردن شدن سقط نقشي ندارد و فقط در موارد اضطراري (در صورت در خطر بودن جان مادر و با تصديق پزشك معتقد به اصول مذهبي) اين كار نشدني است. مواردي مانند خطر معلوليت فرزند يا ابتلاي مادر به سرخك دليل بر جواز سقط نيست.
    ب ـ سقط جنين در مسيحيت
    گرچه هيچ آيه‌اي از «عهد جديد» صراحتا به سقط جنين نپرداخته است، اين مساله مورد توجه فرقه‌هاي مختلف مسيحي قرار گرفته است. كليساي كاتوليك رم جنين را از همان بدو پيدايش، انسان كامل و داراي همه حقوق انساني مي‌داند و سقط آن را مطلقا منع مي‌كند. پروتستان‌ها گرچه در آغاز باروري همانند كاتوليك‌ها داشتند، رفته رفته ديدگاه منعطف‌تري اتخاذ كرده‌اند.
    كليساي كاتوليك رم، حتي گفته‌اند يكي از عوامل تمايز مسيحيان اوليه از كافركيشان، مساله سقط جنين و طفل‌كشي بوده است، زيرا مسيحيان برخلاف كافران به شدت با سقط جنين مخالف بودند.
    ج ـ سقط جنين در آيين زرتشت
    در ايران قديم بر حفظ و تحكيم خانواده به عنوان نهادي از اجتماع كه نقش عمده‌اي را ايفا مي‌كرد تاكيد خاصي شده است. مذهب اصلي ايرانيان قديم كه نشات گرفته از تعاليم زرتشت پيامبر بوده است، سقط جنين را اكيدا ممنوع اعلام كرده استن. مقنن زرتشتي حتي در مورد فرزندان طبيعي كه مولود رابطه نامشروع بودند، قايل به ارفاق نشده و سقط را مجاز نمي‌دانست. با توجه به تعصب مذهبي موجود در ميان اقوام ايراني كه از خصوصيات عمده آن به شمار مي‌رفت، اين قوم به شدت به اينگونه تعاليم مذهبي پاي‌بند بوده‌اند. از جمله اينكه در عصر مادها، هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان قوانين مدون پزشكي وجود داشت و پزشكان انواع داروهاي ساقط‌كننده جنين را مي‌شناختند و استعمال آن مجازات داشت.
    گفتار دوم ـ حكم شرعي سقط جنين در اسلام
    الف ـ سقط جنين در قرآن كريم

    خداوند تبارك و تعالي در كتاب آسماني خويش انسانها را از نابود كردن فرزندان خود از ترس فقر و گرسنگي بازداشته است:
    «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا».
    مستفاد از اين آيه آن است كه فرزندان خود را از ترس اينكه مبادا دچار فقر شويد و بخاطر آن تن به ذلت‌گرايي دهيد،‌به قتل نرسانيد؛ زيرا اين شما نيستيد كه روزي اولادتان را مي‌دهيد، بلكه ماييم كه هم آنها و هم شما را روزي مي‌دهيم. آري كشتن فرزندان خطايي بزرگ است.
    ب ـ سقط جنين از ديدگاه روايات
    از حضرت امام صادق  منقول است:
    «و در نطفه 20 دينار و در علقه 40 دينار و در مضغه 60 دينار و در استخوان 80 دينار و هنگامي كه گوشت آن را بپوشاند در او 100 دينار (واجب) است».
    و دركتاب وسايل الشيعه به نقل از حضرت اميرالمؤمنين علي  در مورد ديه جنيني كه در آن روح دميده شده باشد، چنين آمده است:
    «فإذا انشأ فيه خلق آخر و هو الروح  فهو حينئذ نفس بالف دينار كامله».
    «هنگامي كه خلق ديگري در وي انشا شد كه آن روح است، در اين موقع در حكم نفس است و معادل 1000 دينار (به آن تعلق مي‌گيرد)».
    ج ـ بررسي و نقد ادله موافقان سقط جنين
    موافقان و مخالفان جواز سقط جنين، از يك سرزمين، يك طبقه اجتماعي، يك طرز فكر و مكتب خاصي نيستند، از اين رو هر گروه، متناسب با آرا و عقايد خويش براي جواز يا عدم جواز سقط جنين، دلايلي ارائه مي‌دهند. در ذيل اهم مواردي كه موافقان سقط جنين، براي بيان ضرورت تشريع و قانوني شدن سقط جنين بيان كرده‌اند، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.
    1ـ حقوق و آزادي زن
    انسان‌ها بايد بتوانند از آزادي‌هاي لازم بهره‌مند شوند و بدين منظور، بايد تسهيلات لازم براي برخورداري از حقوق و آزادي آنان فراهم شده و هرگونه مانعي از جمله ممنوعيت سقط جنين از سر راه برداشته شود.
    منظور طرفداران جواز سقط جنين بنابر ميل و خواست زن، اين است كه زن حامله، ملزم به ارائه هيچ دليلي اعم از موجه و غير موجه نيست.
    از منظر فقه اماميه، با وجود احترام به آزادي زنان در حدود موازين شرعي و قطع نظر از اينكه منشا حاملگي زن چه بوده و انگيزه زن براي سقط چيست، به لحاظ اينكه اصولا از زمان استقرار نطفه، سقط جنين حرام است و قبل از نفخ روح، تنها به استناد دليلي جدي مثل حرج شديد، سقط جنين، مجاز دانسته شده است و بعد از نفخ روح، بنابر نظر مشهور فقهاي اماميه مطلقا جايز نيست، سقط به صرف ميل و درخواست زن و براي رعايت آزادي او دليلي محكم محسوب نشده و نمي‌تواند مشروع تلقي گردد.
    2ـ حفظ جان مادر
    قوانين بسياري از كشورها از جمله ايران، برزيل، لبنان، فرانسه و ... اسقاط جنين را براي حفظ حيات مادر و هنگامي كه جان او در خطر باشد اجازه مي‌دهند؛ با اين تفاوت كه در برخي كشورها مثل فرانسه در چنين شرايطي از زمان انعقاد نطفه تا هنگام وضع حمل، اگر استمرار حاملگي منجر به تهديد جاني براي مادر باشد، امكان سقط جنين وجود دارد و در برخي كشورها مثل ايران، جواز آن را مقيد به شرايط خاصي كرده‌اند.
    2ـ1ـ نظر فقهاي اماميه در مورد سقط جنين نوزاد عقب‌مانده
    از منظر فقه اماميه، سقط جنين براي حفظ جان مادر، در دو دوره قابل بررسي است.
    قبل و بعد از دميده شدن روح
    2ـ1ـ1 قبل از ولوج روح
    در كتابهاي فقهي و روايي، مرحله 4 و نيم يا 5 ماهگي كه حركات جنين براي مادر، محسوس مي‌شود «ولوج روح» مي‌گويند.
    قبل از ولوج روح، اگر مادر بترسد كه ادامه بارداري موجب مرگش شود، بين وجوب حفظ نفس و حرمت سقط جنين، تزاحم ايجاد مي‌شود و با وجود اهميت حفظ جان مادر نسبت به سقط جنين، مادر بر جنين ترجيح داده مي‌شود و سقط جايز خواهد بود.
    بين فقهاي مذاهب اربعه درباره سقط جنين قبل از پيدايش روح در فرضي كه هيچ ضرري به مادر وجود ندارد، اختلاف نظر وجود دارد:
    مذهب حنفيه: قبل از 4 ماهگي بدون اذن شوهر بلامانع است.
    مذهب مالكيه: جايز نيست. بعضي از فقهاي مالكيه گفته‌اند: قبل از 4 روز كراهت دارد.
    مذهب شافعيه: در اين مذهب نيز اختلاف‌نظر وجود دارد.
    مذهب حنابله: علاوه بر ديه، كفاره نيز واجب است. پس اسقاط مطلقا (در هر مرحله‌اي) حرام است.
    قبل از دميده شدن روح، سقط جنين به دليل اينكه داراي حيات نباتي است و انسان بالفعل نيست، قتل نفس محسوب نمي‌شود.
    2ـ1ـ2 ـ بعد از ولوج روح
    عده‌اي بر اين باورند كه جنين، حيات انساني دارد و در حرمت نفس انسان تفاوتي بين صغير، كبير، جنين و طفل وجود ندارد و نمي‌توان براي حفظ جان يك شخص، جواز قتل ديگري را صادر نمود و براي حرام و نامشروع بودن سقط دلايلي ارائه نموده‌اند:
    كتاب
    بر حرمت سقط جنين توسط والدين به آياتي از قرآن استناد كرده‌اند مثل:
    « وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ».
    فرزندانتان را از فقر نكشيد، ما شما و آن‌ها را روزي مي‌دهيم.
    در مورد حرمت سقط جنين نمي‌توان از اين آيات استفاده كرد، زيرا موضوع اين آيات «حرمت قتل اولاد» است نه سقط جنين و قتل اولاد غير از سقط جنين است.
    ممنوعيت و حرمت سقط جنين در بعضي روايات آمده است مثل:
    روايت صحيح ابوعبيده از ابوجعفر  : «في امرأة شربت دواء و هي حامل لنطرح ولدها فالقت ولدها». فقال: «ان كان عظما قد نبت عليه ...» قلت: فهي لا ترن من ولدها من ديته؟ قال: لا، لانها قتلته.
    اما باقر  درباره زن بارداري كه دارويي مي‌نوشد تا فرزند سقط شوند مي‌فرمايند: اگر آنچه سقط شده، به مرحله‌اي رسيده باشد كه داراي استخوان، گوش و چشم و ... باشد، بر زن واجب است كه ديه او را به پدرش بپردازد. اگر به اين مرحله نرسيده و علقه يا مضغه باشد بايد 40 دينار بپردازد ...
    اين روايت، بر حرمت سقط جنين در مرحله علقه و قبل از دميده شدن روح دلالت دارد.
    حكم عقل
    از جمله اعمالي كه نه تنها در گذشته بلكه در دنياي امروز نيز به عنوان يك عمل زشت و جرم مطرح بوده و هست، سقط جنين است.
    برخي بر اين عقيده‌اند كه مادر مي‌تواند براي دفاع از جان خود اقدام به سقط جنين نمايد. زيرا در مساله دفاع تفاوتي ندارد كه هجوم از طرف عامل خارجي باشد يا از طرف عامل داخلي.
    برخي از باب تزاحم، مادر را مجاز به سقط جنين مي‌دانند.
    برخي معتقدند كه با استناد به قاعده اضطرار، حرمت سقط جنين رفع مي‌شود.
    در نهايت، عده‌اي بنابر بناي عقلا كه در چنين مواردي (جنين عقب‌مانده يا ضرورت حفظ جان مادر) فرد را مخير بين دو امر مي‌كند، مادر را در سقط جنين يا حفظ جان خود مي‌دانند.
    بنابراين، سقط جنين براي حفظ جان مادر، قبل از دميده شدن روح اجماعا و بعد از دميده شدن روح بر اساس برخي مباني جايز است.
    3ـ حفظ سلامت جسمي و رواني مادر
    موافقان سقط جنين در مواردي كه سلامت رواني يا جسمي مادر در معرض تهديد باشد براي رعايت حقوق بشر و حقوق زن اجازه سقط مي‌دهند.
    از منظر فقه اماميه، سقط جنين براي حفظ سلامتي مادر قبل از دميده شدن روح، تنها به استناد قاعده نفي عسر و حرج و قاعده لا ضرر در صورتي كه بقاي جنين مستلزم نقص عضو يا درد غير قابل تحمل براي مادر باشد و زنده نگه داشتن جنين در خارج از رحم نيز ميسر نباشد، امكان‌پذير است. اما بعد از دميده شدن روح، به دليل اينكه اين قاعده از قواعد در حقوق تمامي مكلفين است، نمي‌تواند به نفع برخي (مادر) و به ضرر برخي ديگر (جنين) مورد استناد قرار گيرد. بنابراين سقط جنين تنها در صورت حرج و قبل از دميده شدن روح به عنوان ثانوي جايز خواهد بود.
    4ـ علل اقتصادي
    امروزه تولد هر انسان به ويژه مواليد بي‌سرپرست و نامشروع از نظر اقتصادي، هزينه‌هاي زيادي بر فرد و جامعه تحميل مي‌كند. تعداد زيادي از حاملگي‌ها در جوامع غربي، مربوط به زنان بي‌شوهر كمتر از 20 سال است كه اكثرا از نظر اقتصادي نه فقط توانايي اداره جنين و فرزند را ندارند بلكه تحت حمايت والدين خود مي‌باشند.
    از نظر فقه اماميه، قبل از دميده شدن روح با وجود دليل قوي، مي‌توان حكم به جواز سقط داد؛ بنابراين عدم استطاعت مالي خانواده نمي‌تواند مجوزي براي سقط جنين باشد.
    5‌ـ علل اجتماعي
    5ـ1ـ لزوم هماهنگي با واقعيات اجتماعي
    روابط آزاد جنسي، منجر به حاملگي‌هاي ناخواسته زيادي نشده است و در چنين شرايطي عدم امكان سقط موجب به خطر افتادن سلامت جسماني و روحي زنان حامله و افزايش آمار خودكشي بين چنين زناني مي‌شود.
    5ـ2 ـ ضرورت كنترل مواليد
    ازدياد جمعيت، سبب مشكلات زيادي شده است.
    از نظر فقه اماميه، مشكلات ناشي از ازدياد جمعيت نمي‌تواند اطلاقات و عمومات حرمت سقط جنين را تقييد يا تخصيص بزند و سقط جنين قبل از دميده شدن روح در صورتي جايز است كه ضرورتي محقق نشده باشد.
    6ـ نابهنجاري‌هاي جنسيتي
    نابهنجاري جنين باعث طرح مساله ترحم به جنين، ترحم به پدر و مادر و رعايت حقوق ايشان و حقوق جامعه مي‌شود. نابهنجاري‌هاي جنيني متفاوت است:
    6ـ1ـ جنين‌هايي كه بعد از تولد، قابليت حيات دارند. مثلا وقتي جنين اختلال در شنوايي يا بينايي داشته باشد يا فلج بوده يا مبتلا به بيماري تالاسمي باشد، بعد از تولد علي الاصول قابليت حيات دارد اما انسان سالم نيست. براي مادر و دولت هزينه و زحمت دارند و دليلي وجود ندارد كه مادر ملزم به ادامه باردار مي‌شود. پس بايد با تجويز سقط به عوارض فوق خاتمه داد.
    6ـ2ـ گاهي بعد از تولد جنين قابليت حيات ندارد از جمله:
    جنين‌هاي آنانسفال: يعني سر جنين به طور كامل تشكيل نشده و استخوان جمجمه ندارد و مغز خيلي كوچك است يا فاقد مغز است.
    جنين دوسر: چنين جنيني معمولا داراي نابهنجاري‌هاي ديگر قلبي، كليوي و امثال آن است.
    جنين هرني ديافراگماتيك: جنين به علت فقدان ديافراگم و مشكلات تنفسي بعد از تولد فوت مي‌كند.  از نظر موافقان سقط جنين، اين حق مادر است كه در چنين مواردي براي رهايي خود از اين گرفتاري بزرگ به بارداري خاتمه دهد.
    از ديدگاه برخي فقهاي اماميه در صورتي كه قطعا يا مطمئنا جنين، ناقص الخلقه باشد تا قبل از دميده شدن روح به استناد حرج شديد بر والدين و بر اساس عنوان ثانوي، سقط را تجويز مي‌نمايند.
     
    فصل چهارم
     سقط جنين در قوانين
    گفتار اول ـ سقط جنين در قوانين ايران
    الف ـ مجازات و ديه سقط جنين در قانون مجازات اسلامي

    مواد 487 تا 492 و 622 تا 624 قانون تعزيرات 1375 (قانون مجازات اسلامي)، اختصاص به جرم سقط جنين دارد و وضعيت‌هاي مختلف اين جرم را بيان مي‌نمايد.
    در مواد 487 تا 492 قانون مذكور، ديه سقط جنين در مراحل مختلف و نيز ديه اعضاي جنين و مسوول پرداخت ديه با توجه به عمد يا شبه عمد و خطاي محض بودن پيش‌بيني شده است. در اين مواد اشاره‌اي به مجازات سقط جنين عمدي صورت نگرفته، صرفا در ماده 492 مقرر شده است: «ديه سقط جنين را در موارد عمد و شبه عمد بر عهده جاني است و در موارد خطاي محض بر عهده عاقله اوست، خواه روح پيدا كرده باشد و خواه نكرده باشد».
    با توجه به مواد 294 به بعد و 622 تا 624 و 498 ق.م المشقوق ذيل براي سقط جنين عمدي قابل تصور است:
    1ـ سقط جنين توسط مادر
    به موجب ماده 498: «هرگاه زني جنين خود را سقط كند ديه آن را در هر مرحله‌اي كه باشد بايد بپردازد و خود را از آن ديه سهمي نمي‌برد» بر اين اساس، مجازات سقط جنين اعم از عمد يا غير عمد توسط مادر صرفا پرداخت ديه است.
    2ـ سقط جنين به واسطه دادن ادويه يا وسايل ديگر
    چنانچه افرادي غير از طبيب يا ماما يا داروفروش يا اشخاصي كه به عنوان طبابت يا مامايي يا جراحي يا داروفروشي اقدام مي‌كنند به واسطه دادن ادويه يا وسايل ديگري موجب سقط جنين گردند به مجازات حبس از 6 ماه تا 1 سال و پرداخت ديه محكوم مي‌گردند. (صدر ماده 623 ق.م.1)
    3ـ دلالت زن حامله به استعمال ادويه يا ساير وسايل
    چنانچه افرادي غير از شخصيت‌هاي مندرج در بند فوق، عالما و عامدا زن حامله را دلالت به استعمال ادويه يا وسايل ديگري نمايد كه جنين وي سقط گردد، بر اساس شق دوم ماده 623 به 3 تا 6 ماه حبس و پرداخت ديه محكوم خواهند شد، مگر اينكه ثابت شود اين اقدام براي حفظ حيات مادر است كه از مجازات معاف مي‌باشند.
    اين ماده دلالت دارد بر اينكه حتی بعد از ولوج روح در صورت ضرورت (حفظ حيات مادر) سقط مجاز است.
    4ـ سقط جنين توسط طبيب، ماما داروفروش
    ماده 624 ق.م . 1 بر اين مطلب دلالت دارد. در اين صورت تفاوتي ندارد كه اين اشخاص مباشرت بر ارتكاب سقط جنين نمايند يا صرفا وسايل سقط جنين را فراهم سازند.
    5ـ سقط جنين بواسطه ضرب يا اذيت و آزار زن حامله
    به موجب ماده 622 هر كس عالما عامدا بواسطه ضرب يا اذيت و آزار زن حامله موجب سقط شود علاوه بر پرداخت ديه يا قصاص حسب مورد به حبس از 1 تا 3 سال محكوم خواهد شد.
    حقوق‌دانان از ماده 622 ق.م.1 دو برداشت مختلف دارند:
    5ـ1ـ موافقين با قصاص
    آقاي دكتر محمد هادي صادقي مي‌‌گويد: «قانونگذار ايران به عنايت به مدارك و ادله به حمايت جدي از حيات جنيني در مرحله دوم  تكويني برخاسته و اين جنايت را قتل جنين عنوان داده است. چرا كه قتل را سلب حيات گفته‌اند و با اخراج روح از بدن به طور عمدي قتل عمد محقق است. لذا كشتن هر انساني كه واجد روح و نفس باشد مشمول تعريف مذكور مي‌گردد، اعم از آنكه در رحم يا خارج از آن واقع شده باشد».
    5ـ2 مخالفين با قصاص
    آقاي دكتر كوشا معتقد است كه واژه قصاص در ماده 622 ناظر به ضرب و جرحي است كه ممكن است در حين سقط به مادر وارد گردد و آن را منصرف از اثبات حكم قصاص در مورد جنين ذي‌روح مي‌داند.
    در مورد عدم تسري قصاص بر سقط جنين قبل از ولوج روح، هيچ‌گونه مخالفتي بين فقها و حقوقدانان وجود ندارد.
    ب ـ سقط جنين در ماده واحده قانون سقط درماني مصوب 1384
    طبق اين ماده واحده: «سقط درماني با تشخيص قطعي سه پزشك متخصص و تاييد پزشكي قانوني مبني بر بيماري جنين كه به علت عقب‌افتادگي يا ناقص‌الخلقه بودن موجب حرج مادر است و يا بيماري مادر كه با تهديد جاني مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (4 ماه)با رضايت زن مجاز مي‌باشد و مجازات و مسووليتي متوجه پزشك مباشد نخواهد بود».
    گفتار دوم ـ سقط جنين در آيينه حقوق بين‌الملل
    غالب اسناد بين‌المللي راجع به حقوق بشر صراحتا به مساله سقط جنين نپرداخته‌اند. استنباط موافق يا مخالف از آنها مستلزم تعمق تفسيري در آنهاست.
    الف ـ اسناد بين‌المللي حقوق بشر و مساله سقط جنين
    1ـ منشور ملل متحد
    بر اساس ماده 55، ملل متحد متعهد گشته‌اند «سطح احترام و رعايت حقوق بشر و آزادي‌هاي بنيادين همه (انسانها) را بدون هيچ تبعيضي از حيث نژاد، جنس،‌زبان يا مذهب، ارتقا دهند».
    2ـ اعلاميه جهاني حقوق بشر
    در مقدمه اعلاميه چنين آمده است: «اساس آزادي،‌عدالت و صلح در جهان، عبارت است از «شناسايي شان ذاتي و حقوقي لا ينفك تمامي اعضاي خانواده بشري».
    بدين اعتبار مي‌توان گفت شان ذاتي تمام انسانها اعم از قوي و ضعيف، كوچك و بزرگ، هوشمند و غيرهوشمند به طور يكسان بايد تحت حمايت قانون قرار گيرد.
    3ـ ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي
    بر اساس بند 1‌ـ ماده 6 ميثاق «هر انساني داراي حق ذاتي بر حيات است» و اضافه مي‌شود «حق بر حيات» تنها حقي است كه در سرتاسر آن سند تحت عنوان «حق ذاتي» معرفي شده است.
    4ـ كنوانسيون منع و مجازات جنايت امحاي نژادي
    بر اساس ماده 2 كنوانسيون، عمل «نفرت‌انگيز» جنوسايد، شامل به قتل رساندن اعضاي يك گروه و تحميل اعمالي به قصد جلوگيري از زاد و ولد در ميان آنان است.
    5ـ كنوانسيون اروپايي حقوق بشر
    ماده 2 كنوانسيون اروپايي حقوق بشر به حق انسان بر حيات اختصاص يافته است.
    6ـ كنوانسيون امريكايي حقوق بشر
    تنها سند بين‌المللي حقوق بشري كه از حق بشر بر حيات از لحظه انعقاد نطفه حمايت كرده است، همين كنوانسيون مي‌باشد. (بند 1 از ماده 4).
    7ـ كنوانسيون حقوق كودك
    بر اساس بند 1 ماده 6 كنوانسيون مذكور، دولتهاي عضو، حق ذاتي هر كودك بر حيات را به رسميت شناخته و بر همين اساس تا حد امكان، بقا و رشد كودك را تضمين نموده‌اند.
    ب ـ بررسي داده‌هاي آماري
    1ـ نزديك به 61 درصد از مردم جهان در سرزمين‌هايي زندگي مي‌كنند كه يا مشكل قانوني براي سقط جنين ندارند و يا دلايل قانوني زيادي براي توجيه آن در اختيار دارند. با اين حال، تقريبا در هيچ كشوري سقط جنين به طور مطلق ممنوع يا مشروع اعلام نشده است.
    2ـ سالانه در جهان 46 ميليون سقط جنين رخ مي‌دهد كه منتهي به مرگ 80 هزار زن مي‌شود. بديهي است آمار واقعي به مراتب بيش از اين ارقام است.
    3ـ كشورهاي صنعتي پيشرفته و چين، بالاترين سطح آزادي سقط جنين را دارند.
    4ـ تقريبا 40 درصد بارداري‌ها، ناخواسته است.
    5ـ دليل اصلي براي سقط جنين، عمدتا بر مبناي مسائل اقتصادي است.
    اگر بپذيريم حقوق بشر زاييده نيازهاي اوست، بايد بپذيريم اقبال جهاني از سقط جنين نيز بخشي از نيازهاي اوست و تنها در صورتي مي‌توان او را از اين امر نهي كرد كه نياز وي مرتفع شود. در اين راستا ارائه آموزشهاي جنسي، در اختيار گذاشتن وسايل ضدبارداري، فراهم ساختن حداقل معيارهاي لازم براي استمرار حيات مي‌تواند اين نياز را تا حدي مرتفع سازند.
    در صورتي كه رفع اين نياز قاعده‌مند نگردد، جهان شاهد تحول منفي در حقوق بشر خواهد شد.
     
    نتيجه‌گيري
    به جز گروه‌هاي افراطي طرفدار حقوق زن كه مطلقا سقط جنين را با دليل موجه يا بدون آن جايز مي‌داند، درساير موارد وجود اختلاف بين فقها و حقوق‌دانان، منطقي است و هر كدام براي اثبات مدعاي خود دلايلي دارند. با توجه به آيات و روايات مي‌توان نتيجه گرفت كه بين جنين با انسان تفاوتهايي وجود دارد؛ ولي با استفاده از عمومات ادله حرمت مثل احتياط در دماء و برخي روايات، سقط جنين، حرام است و در مواردي كه وجود جنين حيات مادر را تهديد مي‌كند يا در موارد زنا،‌ نابهنجاري‌هاي جنسيتي در صورت تحقق ضرورت يا عسر و حرج شديد و تنها قبل از نفخ روح، سقط جنين جايز و مشروع است. البته از ماده 623 ق.م.1 مي‌توان فهميد كه حتي بعد از ولوج روح اگر سقط براي حفظ حيات مادرضرورت داشته، اين كار جايز است.
    اكثر كشورها جنين را بعد از مدت معين از بارداري، انسان تلقي كرده و وي را داراي حق حيات داشته و تحت شرايط خاصي سقط را مجاز مي‌دانند و تقريبا در هيچ كشوري ـ حتي كشورهاي پيشرفته و چين كه سطح آزادي بالايي در سقط جنين دارند ـ سقط به طور مطلق مجاز اعلام نشده است.
    «الحمد لله رب‌العالمین»
    فهرست منابع
    1)    قرآن كريم.
    2)    ذوالمجدين، زين العابدين، ترجمه و شرح تبصره علامه، انتشارات دانشگاه تهران، 1339، ج2.
    3)    محمد بن جمال الدين مكي، اللمعه الدمشقيه، تصحيح و تعليق كلانتر، انتشارات جامعه النجف الدينيه، چاپ اول، 1390 ق، ج10.
    4)    الموسوعة الفقهيه، وزارة الاوقاف و الشوون الاسلاميه، الكويت، 1414، ج2.
    5)    محمد نعيم ياسين، احكام اجهاض الحمل، مجله الشريعه، سال 6، ش 13، 1409 ق.
    6)    حر عاملي، محمد بن الحسن علي، وسايل الشيعه، انتشارات موسسه آل البيت، 1414، ج17 و 19.
    7)    طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه همداني، انتشارات محمدي، ج25، تهران، بهمن 53.
    8)    مكارم شيرازي، ناصر، بحوث فقهيه مهمه.
    9)    شهيد ثاني، زين الدين الجبلي العاملي، الروضة البهيه، انتشارات داوري، 1410ق، ج10.
    10)    تبريزي، ميرزا جواد، صراة النجاة، انتشارات سلمان فارسي، قم، 1414،‌ج1.
    11)    حسيني سيستاني، سيد علي، المسايل المنتخبه، انتشارات مهر، قم 1414.
    12)    غانم، عمر بن محمد بن ابراهيم، احكام الجنين في الفقه الاسلامي، دار ابن حزم، بيروت، 2001،‌ج1.
    13)    سالدر، تي، جنين شناسي لانگمن، مترجم اعرابي، انتشارات تيمورزاده، تهران، چاپ1، 1368.
    14)    وارنوك، مري، اگزيستانسياليسم و اخلاق، ترجمه مسعود عليا، ققنوس، تهران، 1379.
    15)    معين، دكتر محمد، فرهنگ معين، انتشارات اميركبير، تهران، 1363، ج2.
    16)    جعفري لنگرودي، دكتر محمد جعفر، ترمينولوژي حقوق، بنياد راستاد، خرداد 53.
    17)    كي‌نيا، دكتر مهدي، مباني جرم‌شناسي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ 2، ارديبهشت 69، ج1.
    18)    گودرزي، دكتر فرامرز، پزشكي قانوني، انتشارات روزنامه رسمي، پاييز 66.
    19)    هاشمي فرد، دكتر ميراحمد، مسايل و اختلالات جنسي در زن و مرد، انتشارات چهر، چاپ5، تير66.
    20)    گلدوزيان، دكتر ايرج، بايسته‌هاي ح ج اختصاصي، ميزان، چاپ 1، بهار 88.
    21)    نوري، دكتررضا، كيفر سقط جنين در ق.م ا و تعارض آن با ماده 91 ق. تعزيرات، مجله قضايي و حقوقي دادگستري، سال 2 ، ش 50.
    22)    حكمت، دكتر سعيد، پزشكي قانوني، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، چاپ 2، تهران 66.
    23)    اشرفي، دكتر منصور، مجله مكتب اسلام، سال 34، ش 8.
    24)    سقط جنين، انتشارات سمت، چاپ 2، تابستان 88.
    25)    هرمزي، محمود، بررسي عوامل موثر بر افت تحصيلي دانشجويان، دانشگاه پيام نور، پايان‌نامه‌هاي ايران، دوره 5، ش 2، 1376.
    26)    رزم‌ساز، بابك، بررسي فقهي حقوقي سقط جنين، انتشارات بهرام، چاپ اول، 1379.
    27)    اشرفي، منصور، اخلاق پزشكي، تبريز، دانشگاه آزاد اسلامي، 1367، ج1.
    28)    مجموعه مقالات دومين سمينار ديدگاه‌هاي اسلام در پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي مشهد، 1380، ج1.
    29)    صادقي، محمد هادي، جرائم عليه اشخاص، نشر ميزان، چاپ 1، پاييز 74.
    30)    كوشا، جعفر، ح ج اختصاصي، دوره 62 كارآموزان قضايي، معاونت آموزش قوه قضاييه.
    31)    سايت‌هاي اينترنتي: www.makaremshirazi.com/ سايت حوزه.

    رضايي  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %86
    تعداد امتیازات :
    1
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد