حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • صراط مستقيم - 5   
  • 1390-10-02 10:26:52  
  • تعداد بازدید : 214   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  

    صراط مستقيم - 5
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
    آقاي رفعتي نائيني

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما بينندگان گرامي ، هفته آغازين سال نو را خدمت شما تبريک عرض ميکنم .
    خوش آن دمي که بهاران قرار ما باشد                           ظهور مهدي زهرا بهار ما باشد
    فصل بهار را آغاز کرديم و امشب در اين برنامه صراط مستقيم که به موضوع درسها و پيامهايي که از آغاز بهار ميتوانيم بگيريم در خدمت شما هستيم .
    مگر فصل بهار و پيدايش بهار درس و پيام دارد ؟!! در اين برنامه بر اساس آيات و روايت اين مطلب را براي شما روش خواهيم کرد که آغاز بهار درسها دارد اما قبل از آنکه به اين درسها و پيامهايي که از فصل بهار ميتوانيم داشته باشيم بپردازم ، خلاصه اي از بحث قبل خدمت شما ارائه کنم که بر اساس آن خلاصه بحث امشب را پي ميگيريم .
    در هفته گذشته خلاصتاً درباره نوروز بيان شد که پيدايش نوروز از دوره جمشيد و کوروش بوده است و سال شمسي را تأيين کردند ولي محاسبه دقيقي براي آغاز سال شمسي نداشتند بخاطر اينکه روزهاي سال را 365 روز قرار ميدادند و مدت زمان و ساعاتي که اضافه بر اين مدت بود را محاسبه نميکردند يعني 5 ساعت و 48 دقيقه و چند ثانيه را محاسبه نميکردند و بهمين خاطر نوروز تا سال 471 هجري اين تغيير در آغاز سال جديد شمسي وجود داشت و گاهي ابتداي سال شمسي ابتداي بهار بود و گاهي اول تابستان بود .
    عُمَر خيّام به اتفاق برخي منجّمين به دستور ملک شاه سلجوقي محاسبه کردند که سال شمسي را طوري قرار دهند که در يک زمان باشد و نوروز را بر اساس ساعت و دقيقه و ثانيه تعيين کردند که مصادف با اول فروردين فعلي است که مقارن با ورود خورشيد با برج حَمل است .
    زمانيکه اسلام بر ايران مسلط شد و مردم ايران مسلمان شدند تاريخ قمري روي کار آمد که بر اساس هجرت پيامبر اکرم بوده و تا سال 1304 هجري شمسي که مصادف با سال 1344 هجري قمري يعني 86 سال پيش رسماً تقويم ايران داراي دو تقويم رسمي شد که يکي هجري شمسي و ديگري هجري قمري است و از آن تاريخ به بعد اين دو با هم همراه شدند .
    اين بر اساس گردش زمين دور خورشيد است و بسياري از احکام اسلامي بر اساس هجري قمري تعيين شده و مسائل عبادي بر اين اساس است ولي برخي از مسائل اجتماعي و اقتصادي هيچ مانعي ندارد که بر اساس تاريخ هجري شمسي باشد .
    بنظر اکثر فقهاء شيعه حتي خمس را هم ميشود که بر اساس سال شمسي تعيين کرد ولي مسائل عبادي بر اساس سال قمري است .
    از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد .
    روايت ديگري از معلي بن خنيس است که از امام صادق عليه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند نوروز روز بابرکتي است و روزي است که ولايت امير المؤمنين در غدير خم اعلام شد و همچنين روز ظهور حضرت مهدي عليه السلام است .
    اينها به اهميت نوروز مي افزايد و از طرفي ديگر روايتي داريم که رسول خدا از اين روز تعبير به عيد نکردند در عين حال که روز مهمي است عيد روزهاي ديگر است و واژه عيد براي نوروز بکار نرفته است و اينکه نوروز را تبريک بگوئيم مشکلي ندارد و خوب است و اينکه به هم عيدي بدهيم مورد تأييد است و اينکه صله رحم انجام بدهيم مورد تأکيد است .
    * اولين درسي که از بهار بايد کسب کرد طراوت و شادابي است و گرفتن يک حيات مجدد است يعني از فصل بهار بايد درس بگيريم که همانطور که طبيعت شاداب ميشود و رنگ و بوي جديد پيدا ميکند و همانطور که طبيعت شادي آفرين است و منظره هاي جديدي مي آفريند ما هم بايد در برخورد با ديگران و در زندگي و جامعه و خانواده طراوت و شادابي را به ديگران عرضه کنيم و اين مورد تأکيد در روايت اهلبيت عليه السلام است که مؤمن چهره بشّاش و شاداب دارد و غم و غصه هاي او در دلش است و آنها را بازگو نميکند و يکي از معاني که « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » ( سوره ضحي آيه 11 ) نعمتهاي خدادادي را بازگو و بيان کن همين است که انسان خوشي هاي خود را براي ديگران بگويد و به ديگران شادابي و خوشحالي بدهد همانطور که طبيعت در آغاز بهار شادابي و طروات ميدهد و گل ميروياند و همه حيوانات و موجودات از اين طرواتي که در طبيعت است شاداب ميشوند و حتي چهارپاياني که در فصل زمستان در دامداري قرار داشتند در بهار با سبز شدن مراتع آنها هم به مراتع مي آيند و از طبيعت استفاده ميکنند .
    و پرندگان از اين موهبت الهي استفاده ميکنند و انسان هم موجودي است که از اين طبيعت است و از اين طبيعتي که به فضل الهي و با آمدن بهار طراوت پيدا کرده از آن استفاده کند و اولين درسي که از ديدن بهار براي او ايجاد ميشود و سر سبزي درختان را بعد از اينکه خشک شده بودند را ببينيد و آنچه که مشکل دارد در درون خودش قرار بدهد و آنچه که در برابر ديد ديگران قرار ميدهد شادابي است .
    لذا مي بينيم که سيره انمه اطهار چنين بوده که دردها و گرفتاري ها و مشکلات خود را در درون سينه قرار ميدادند ولي خوشي هاي خود و آنچه که ديگران را به وجد و سرور مي آورد را بروز ميدادند و لذا مستحب است که مؤمن جوري رفتار کند که در قلوب ديگر مؤمنين ادخال سرور کند و اين درس را ما بايد از طراوت و شادابي بهار بگيريم گرچه تکراري است و هر سال تکراري ميشود ولي ملال آور نيست و شادابي آفرين است .
    طبيعت در نوروز و آغاز فصل بهار طراوت و شادابي را به ما درس ميدهد و به همين دليل است که ما از طبيعت بهار لذت مي بريم ولي از طبيعت تابستان و پائيز اين لذت را کسب نميکنيم انسانها هم چنين هستند و اگر در چهره و برخورد ما فرح و شادابي ببينند از ما خوششان مي آيد و اگر بخواهيم که ديگران از ما خوششان بيايد بايد خوبي ها را براي ديگران بازگو کنيم چرا که مردم از چهره افراد عبوس و غمزده خوششان نمي آيد .
    ** دومين درسي که بايد از بهار بگيريم اين است که بايد توجه داشته باشيم که بعد از زمستاني طولاني و سرد و خشک که درختها صبوري به خرج ميدهند و بهار که ميرسد حيات و زندگي جديدي پيدا ميکنند و بعد از آنکه درختان مرده بودند زنده ميشوند و بايد اين درس را بگيريم که بعد از شکستها بايد صبر داشته باشيم که ميشود شروع جديدي کرد .
    نوروز يعني هيچ زمستاني ماندني نيست حتي اگر شبهاي طولاني همچون شبهاي يلدا داشته باشد ، آمدن بهار يعني سختي ها و مشکلات رفتني است « سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً » ( سوره طلاق آيه 7 ) هميشه بعد از گرفتاري ها و سختي ها انسان ميتواند اميد داشته باشد که يسر و خوشي و نعمت و رحمت فرا ميرسد .
    برخي از انسانها با اينکه به دامن طبيعت ميروند ولي اين درس را از بهار نميگيرند که بعد از اين همه مشکلات و سختي هايي که طبيعت داشته است و حالت مرده و خشک را پيدا کرده و سوز و سرما و سختي داشته است ولي باز هم اميد دارد و با اين اميد حيات جديدي پيدا ميکند .
    برخي که در زندگي شکست ميخورند احساس ميکنند که دنيا تمام شده و همه چيز از دست رفته است مثلاً در بازار ورشکسته ميشود و نا اميد ميشود و در خانه مي نشيند و توجه نکرده است که سختيهاي زمستان تمام ميشود و بهار مي آيد و ميشود دوباره شروع کرد و اين درخت تمام محصول و تلاش خود را در پائيز از دست داد و تمام برگهاي او در پائيز ريخت ولي باز در بهار شروع و آغاز جديدي دارد ولي کسيکه اين توجه را ندارد و اين پيام را از بهار دريافت نکرده شکستي که در زندگي ميخورد اميدي به شروع جديد ندارد و اميدي به برخواستن مجدد ندارد ولي انسانهاي بزرگ اين پيام را دريافت کردند و که اگر شکست خوردند اين شکست تجربه اي براي شروع مجدد و قوي تر باشد و از شکستها بايد درس گرفت و از سختي ها و مشکلات بايد درس گرفت و براي شروع مجدد آغازي بهتر داشته باشيم .
    توبه يعني همين که انسان احساس ميکند که از نو بايد يک زندگي معنوي را شروع کند و اين درس را از آغاز فصل بهار بگيريم که اگر دلهاي ما در اثر گناه و معصيت کدر و قلب مرده شده است چرا که قلب گنه کار قلب مرده است و در روايت داريم که کافر مرده است و خيال ميکنيد که زنده است بخاطر اينکه اعضاي بدنش حرکت دارد ولي چون آن حيات معنوي و زندگي معنوي را ندارد مرده است و فاسق هم مرده است و قلب گنه کار قسي شده است و در آن نور نميتابد و صفا و جلوه گري ندارد و بايد از بهار درس گرفت که ميشود مرده به زنده تبديل شود و قلب درخت خشک شده تبديل به درختي سرسبز و تنومند شود که هر که او را مي بيند شاداب ميشود و از ميوه و محصول او هر کسي ميتواند استفاده کند و اين همان است که در قرآن تعبير به حيوة طيبه ميشود که حيوة معنوي است و ايمان و عمل صالح است و قرآن کريم ميفرمايد « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً » ( سوره نحل آيه 97 ) کسيکه ايمان و عمل صالح داشته باشد به اين حيات طيبه ميرسد .
    يعني کسيکه زندگي خود را دوباره آغاز کند با بهار معنوي به حيات طيبه ميرسد و خداوند متعال از همين وضعي که هر سال بهار مي آيد و حيات مجددي پيدا ميکند طبيعت و امور مادي مسائل معنوي را هم بر اساس همين در طول سال تجديد ميکند و مي بينيم که ماه رمضان داريم و ماه رمضان ماه بهار قرآن و بهار عبادت و معنويت است و در طول هفته روز جمعه بهار معنويت است و بهار امور عبادي است .
    زيرا امور معنوي و عبادي هم بر اساس فطرت و طبيعت انسان ريخته شده است که هر از چند گاه يک بهار طبيعي ايجاد شود .
    در اين دومين درس به دو نکته اشاره شد : 1 ـ يک نکته مادي بود که بدانيم بعد از سختي ميتوانيم به آسايش برسيم و در امور مادي هيچگاه احساس نکنيم که به آخر کار رسيديم و از نو شروع کنيم .
    2 ـ توجه داشته باشيم که در امور معنوي هم چنين است اگر طبيعت را مي بينيم که بعد از مرگ زنده ميشود ما هم ميتوانيم قلب مرده و بيماري را در اثر گناه قساوت پيدا کرده است سلامتي و حيات براي او ببخشيم و هيچگاه خيال نکنيم که اگر در منجلاب فرو رفتيم ديگر تأثيري ندارد چرا که در طول تاريخ افراد زيادي را ديديدم که در منجلاب گناه فرو رفته بودند ولي خود را از جاده انحرافي بيرون کشيدند و در جاده صراط مستقيم قرار دادند و عاقبت بخير شدند و اين آغاز حيات طيبه جديدي است که بايد از بهار درس بگيريم .
    *** سومين درسي که از آغاز فصل بهار بايد بگيريم درسي است که قرآن به آن تأکيد فراوان داشته و در چندين آيه قرآن تأکيد ميکند که از اين سرسبزي و حيات مجددي که اين درختان و موجودات پيدا ميکنند درس خداشناسي بگيريد .
    البته اين درس درسي نيست که همه براي آن توجه داشته باشند ولي درسي است که براي همه بوجود مي آيد و همه رويش گل و آمدن بهار را ميبينند و سبز شدن درخت را ميبينند .
    قرآن در آيه 19 سوره روم ميفرمايد « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ » اگر ميخواهيد خداوند را بشناسيد ، خدا آن است که زنده را از مرده خارج ميکند و من و شما انسانهاي زنده از ماده بيرون به دنيا آمديم و ميت را از حيّ خارج ميکند و پائيز مي آيد و از دورن زندگي حيات طبيعي اينها تبديل به خشک و مرده ميشوند و بعد ميفرمايد خداوند خدائي است که حيات مجدد به زمين ميدهد بعد از آنکه مرده است و اين نشانه خداوند است و از نشانه هايي است که ميتوانيم به توحيد و خداشناسي برسيم که خيال نکنيم که کشاورز و باغبان اين درخت را سرسبز کرده است بلکه او اين درخت را در خاک غرس کرد و نهال را در خاک قرار داد ولي چه کسي اين درخت خشک را سرسبز کرد ؟!!
    قرآن در سوره واقعه آيه 64 ميفرمايد « أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ » خيال ميکني که تو کشاورزي کردي يا ما کشاورزي کرديم ، اگر ما هوا را براي سرسبزي اين دانه آماده نميکرديم و آب و باران را نميفرستاديم و بقيه عوامل را آماده نميکرديم آِيا با گذاشتن اين دانه تو ميتوانستي که کاري بکني ؟!! آيا اين درخت که سرسبز شده است « أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ » شما خيال ميکنيد که اين را سبز کرديد يا ما سبز کرديم ؟!! خداوند کشاورز و باغبان اصلي است چون سرسبزي و حيات اين درخت بعد از آنکه خشک شده بود به امر خداوند است که در اين طبيعت و در اين خاک و هوا و آب اين اقتضاء و خاصيت را قرار داده که سرسبز شود و اگر نخواهد « لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ » اگر ما نخواهيم تمام اين درختهايي که شما کاشتيد به هيزم تبديل ميکنيم که فقط بدرد سوختن بخورد .
    در آيه 24 سوره روم هم ميفرمايد « وَ مِنْ آياتِهِ يُريكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيي‏ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » اين از نشانه هاي خداوند است اگر ميخواهيد که خداوند را بشناسيد بايد به اين نشانه هاي دقت کنيد رعد و برقي که مي آيد و از بالا و از آسمان آب باران و گوارا را بر اين طبيعت که بعنوان رحمت الهي نازل ميکند و خداوند با هر باران زمين را احياء ميکند و حيات مجددي به اين زمين مرده و خشک شده ميدهد ولي « إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » هر کسي اين را درک نميکند ، خيلي به طبيعت ميروند و خيلي مقيد هستند که در روز سيزده نوروز به طبيعت ميروند ولي اينها را درک نميکنند و قرآن کريم ميفرمايد اين کلاس که از طبيعت درس بگيريم و از آغاز بهار و از رويش گلها درس و پيام بگيريم و اين را درس خداشناسي قرار دهيم براي انسانهاي خرد ورز است و در اين تحولات و در اين پديده هايي که بازگو شد نشانه هاي خداشناسي است ولي براي کساني است که اهل خرد هستند .
    برخي از انسانها که وارد طبيعت ميشوند ولي چشم آنها بسته است ، چشم ظاهر آنها باز است ولي عقل و دل آنها نمي بيند و درسهاي خداشناسي که در آغاز بهار وجود دارد و قرآن کريم به آنها تأکيد فراوان دارد درس نميگيرند و برخي که اينقدر چشمشان بسته است که ميگويند چيزي را که نمي بينيم اصلاً نميتوانيم باور کنيم که وجود داشته باشد
    که بايد از آنها پرسيد که آيا اين حيات طبيعي را ميتوانيد ببينيد ؟ نه ، شما فقط آثار حيات طبيعي را ميتوانيد ببينيد که گلها روئيده است و درختان سرسبز شده است و از آثار ميتوانيد پي به وجود حيات طبيعي را ببريد و اين آثار دلالت ميکند و اين آثار آيات و نشانه هايي از وجود خداوند و از توحيد است چون اگر دو خدا در اين عالم بود قرآن کريم ميفرمايد دنيا بهم ميريخت « لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا » ( سوره انبياء آيه 22 ) قرآن کريم تعبير ميکند که نظم آفرينش و عالم هستي به هم ميريخت و ما را به توحيد راهنمائي ميکند و هميشه بايد از ماديات خارج شويم و از امور باطني درس بگيريم .
    برخي از اطراف خود درس نميگيرند ولي برخي از ساعت ساعت روز و شب و حوادث اطراف خود درس و الهام ميگيرند و راه خود را پيدا ميکنند .
    در آيه 50 سوره روم به ما و به پيامبر اکرم دستور ميدهد که « فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » به اين طبيعت و بهار نگاه کنيد و به اين آثار رحمت خداوند توجه کنيد .
    مفسرين تعبير کردند که منظور از رحمت الهي همين باران است چرا که بعد ميفرمايد اين بهار را براي شما قرار داده که اين زمين و اين درختان خشک شده و مرده دوباره زنده ميشوند .
    مثل برخي نباشيم که چشم خود را ميبندند ولي قرآن کريم ميفرمايد که چشم عقل خود را باز کنيد و نگاه کنيد اما با عبرت و درس نگاه کنيد « فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » چقدر ما به طبيعت رفتيم و چقدر توانستيم که درس خداشناسي بگيريم ؟!! در سوره يس آيه 33 ميفرمايد « وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ » يکي ديگر از آثار خداشناسي و توحيد اين است که اينها زنده ميشوند و يکي از آيات الهي اين است که زمين مرده را زنده کرديم و حيات مجددي را براي اين زمين بوجود آورديم .
    اين نشانه خداشناسي است و بايد از آن درس بگيريم و همه چيز تحت اختيار قدرت الهي است و خداوند چنين کرده و نظم را آفريده که بهار زندگي طبيعي و حيات مجدد پيدا کند و ما هر سال از اين طبيعت درس خداشناسي بگيريم .
    **** چهارمين درسي که از آغاز فصل بهار بايد بگيريم معاد است و حيات مجدد انسانها بعد از مرگ است در بسياري از آيات اشاره به درس ديگر بهار شده است مثلاً در آيه 19 سوره روم ميفرمايد « يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ » قيامت هم اينگونه است و شما مرده ايد همينطور که درخت مرده بود و زمين مرده بود شما هم زنده ميشويد و هيچ شکي نداشته باشيد که دوباره زنده خواهيد .
    در آيه 50 سوره روم ميفرمايد  « فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ » همين خداوند مرده ها را زنده ميکند و شما هر سال زنده شدن طبيعت را مي بينيد و نگاه کردن به طبيعت و درختها اين درس را به شما ميدهد که مرده ها هم اينگونه احياء ميشوند و قيامت برپا ميشود و در پايان ميفرمايد که خداوند بر همه چيز تواناست .
    در سوره يس آيه 78 دارد که شخصي استخوان پوسيده را در برابر پيامبر اکرم له کرد و پودر شد و گفت « قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ » چه کسي اين استخوانهاي پوسيده اي که خورد ميشود را دوباره زنده ميکند ؟!! اين انسان درس و پيام را از بهار و از آغاز نگرفته است و نفهميده که مبدأ هميشه در کنار معاد است ، اگر درس خداشناسي گرفتيم بايد درس معاد بگيريم که اين استخوان خورد شده و پوسيده را ميتواند دوباره احياء کند .
    درخت پوسيده اي که فقط بدرد سوختن ميخورد را خداوند سبز ميکند و دوباره ميوه ميدهد و شما از ميوه آن استفاده ميکنيد و بعد ميگويد « قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ » و يا با يک بيان انکاري در سوره بقره آيه ميگويد « قالَ أَنَّى يُحْيي‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها » چگونه بعد از مرگ اين مردن آنها را زنده ميکند و اين بخاطر اين است که چشم خود را مي بينديم و به اطراف نگاه نميکنيم و به طبيعت زيبايي که به ما درس معاد ميدهد توجه نميکنيم !!!
    از خرافاتي که اطراف نوروز را گرفته اين است که دانه گندم و نخود را سبز ميکنيم و البته اين اسراف است ولي ميشود از اين هم درس گرفت که همينطوري که اين دانه از خاک بيرون مي آيد من هم روزي از خاک زنده ميشوم و بايد از اين طبيعت درس بگيريم و الهام بگيريم که قيامت حق است و واقعيت است و بخش معظمي از آيات قرآن کريم به بحث قيامت پرداخته است براي اينکه ما باور کنيم که بعد از اين زندگي چند ساله در دنيا زندگي ابدي داريم و يا بر اساس عملکرد خود در اين دنيا به بهشت ميرويم و يا خداي نکرده به جهنم ميرود « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً » ( سوره انسان آيه 3 ) ما راه را و صراط مستقيم را نشان داديم که يا شاکر است و در اين راه حرکت ميکند و يا کافر است و در اين راه حرکت نميکند و اين راه را گم ميکند .
    در روايت از رسول خدا داريم که وقتي بهار ميرسد به ياد قيامت بيافتيد .
    اين همان است که در آيات به آن اشاره شد و اينکه رسول خدا حضرت محمد فرمودند به ياد قيامت بيافتيد يعني ببينيد که همانطور که اين درخت مرده سبز شد و رشد کرد و قامت پيدا کرد شما هم روزي از درون خاک بيرون مي آئيد و همه بايد پاسخگوي اعمال خود باشيم و بدانيم که « ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » ( سوره سجده آيه 11 ) بسوي خداوند برميگرديم .
    ***** پنجمين درس اين است که همانطور که بهار مي آيد و طبيعت و حيات مادي پيدا ميکند خداوند هم روزي به انسانها حيات معنوي و بهار معنوي به انسانها ميدهد « السلام عليک يا ربيع الأنام » آن بهاري که به همه انسانها ميدهد ظهور امام زمان عليه السلام است که در زيارتي که اشاره کردم در مصباح الزائر خطاب به امام زمان تعبير دارد که « السلام عليک يا ربيع الأنام » بهار واقعي ايشان است و او که بيايد دلها زنده ميشود و جامعه اي که بر اثر ظلم وجور و فساد مرده است با اقامه قسط و عدل و آوردن عدالت جامعه را احياء ميکند .
    اين آياتي را براي شما تلاوت کردم و برخي ديگر از آيات که تعبير « وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » يک معنا همان بود که اشاره شد که معناي ظاهري بود ولي معناي باطني که قرآن دارد و معاني باطني را اهلبيت براي ما باز کردند و امام صادق عليه السلام در تفسير آيه 17 سوره حديد که فرمودند « اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » بدانيد که خداوند زمين مرده را زنده ميکند و ما براي شما اين آيات الهي را بيان کرديم اما هر کسي اين را نميفهمد باشد که بفهميد .
    اين آيه را اهل خرد و اهلبيت بايد بفهمند و براي ما بگويند و کساني که در خانه وحي هستند براي ما بيان ميکنند و بدانيد که خداوند زمين را بعد از مرگ زنده ميکند و حضرت در تفسير آيه فرمودند « قَالَ الْعَدْلَ بَعْدَ الْجَوْرِ » منظور اين است که بعد از آنکه در زمين جور است زمين با عدل احياء ميشود .
    يکي از مصاديق باطني احياء ، زنده شدن زمين بعد از آنکه جامعه زير فشار جور مرده بودند احياء ميشود .
    تفسير نور الثقلين ـ جلد 5 ـ صفحه 241
    از امام باقر عليه السلام در تفسير همين آيه وارد شده است « قَالَ يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ » که منظور از اين آيه احياء خداوند متعال بوسيله حضرت قائم است بعد از آنکه زمين و جامعه تبديل به جامعه مرده شده است يعني بخاطر اينکه اهل زمين کفران کردند و نافرماني خداوند کردند و اين مرگ است و کفر و کافر مرده است .
    اين روايت ميفرمايد احياء زمين بعد از مرگ منظور ظهور حضرت حجت عليه السلام است که با قيامش عدالت را مي آورد و جامعه و انسان را زنده ميکند .
    آيا ميتوان به يک زندگي ارزشي بگوئيم که اين حياتي است غير از حياتي که قبلاً داشتيم و به زندگي بدون ايمان و زندگي در سايه کفر ميشود مرگ گفت ؟ اين چه تعبيري است که در روايت امام باقر وجود دارد ؟ در پاسخ بايد گفت که اين برگرفته شده از ادبيات قرآن کريم است و قرآن کريم زندگي بدون عمل صالح و بدون ايمان و زندگي در فساد و تباهي و گناه را حيات نميداند و حيات طيبه اي که قرآن معرفي ميکند حياتي است که در سوره روم آيه 97 به آن اشاره کرده است « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » .
    سؤال يکي از بينندگان :
    من شنيديم که در قرآن آمده است که ما دو بار زنده ميشويم و دو بار مي ميريم ، اگر ممکن است در اين مورد توضيح بدهيد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    بله در قرآن کريم آمده است که ما دو بار زنده ميشويم و صراحتاً آمده است که خدا آن خدائي است که دو بار شما را ميرانده و زنده کرده است که مرگ قبل از اين دنيا و مرگ بعد از اين دنيا دو مرگ است و حيات اين دنيا و حيات بعد از اين دنيا هم دو مرگ است و اينها مورد تأکيد قرآن کريم است .
    ما قبل از آنکه به اين حيات بيائيم مرده بوديم و زندگي نداشتيم پس وجود ما وجود مادي بدون حيات بوده و خاک که ما از آن متولد شديم که خاک مرده است و از جمادات است و قرآن کريم صراحتاً فرمودند که ما شما را از خاک آفريديم .
    ادامه بحث :
    پس بهار واقعي آن است که آن « السلام عليک يا ربيع الأنام » ظهور کند و امام زمان ظهور کند و حيات مجددي که حيات طيبه است براي انسان ايجاد شود و اين تعابير در قرآن کريم جزء ادبيات قرآن کريم است و رواياتي که خوانديم که « وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » منظور ظهور امام زمان است منافاتي با آيات و ادبيات قرآن ندارد .
    در سوره انعام آيه 122 فرمودند « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » اين آيه هم ميفرمايد که انسان را ببينيد که ميت بوده ما او را احياء کرديم و براي او نور قرار داديم که بتواند ديگران را با اين نور هدايت کند و اين احياء غير از احيائي است که ديگران دارند « وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ » فقط براي شخصيت نوراني نبي مکرم و اولياء و انبياء الهي است که خداوند به ايشان حيات نوراني داده است که از حيات مادي مهمتر است ، آيا اين مانند کسي است که در ظلمات زندگي ميکند ؟!! برخي از انسانها در پرده ظلمت زندگي ميکنند و حيات معنوي ندارند و اين وقتي است که امام و حجة الله ظهور کند و سايه امامت جامعه را فرا بگيرد و چنين جامعه اي از ظلم و جور و فساد خارج ميشود که « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ » از ظلمتهايي که دور خودمان و دور جامعه تنيده شده و ما را در يک حيات ظلماني که نميشود تعبير حيات کرد بلکه مردگي و خمودي است ما را به حيات طيبه سوق ميدهد .
    لذا در برخي روايت مي بينيم که امام کاظم عليه السلام در ذيل آيه 19 سوره روم فرمودند خيال نکنيد که اين حياتي که براي زمين در اين آيه آمده منحصر به حيات مادي است که شما در بهار مي بينيد ( بلکه از اين بايد پي به حيات معنوي ببريد يعني بهار الهام شود و پيام آور براي حيات باطني شود ) بلکه خداوند بر اين امت مرداني را مبعوث ميکند که اينها عدل را احياء ميکند و عدل که احياء شود زمين زنده ميشود و اقامه عدل در روي زمين نفعش از چهل شبانه روز بارندگي بيشتر است .
    تفسير نور الثقلين ـ جلد 4 ـ صفحه 174
    در روايت ديگري فرمودند « فَإِنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْقُلُوبَ الْمَيْتَةَ بِنُورِ الْحِكْمَةِ كَمَا يُحْيِي الْأَرْضَ الْمَيْتَةَ بِوَابِلِ الْمَطَر » .
     
    سر خوش آن عيدي که آن مولاي نور                      از کنار کعبه بنمايد ظهور
    قلبها را مهر هم عهدي زند                              از حرم بانگ انا المهدي زند

    آقاي رفعتي نائيني  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد