حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • صراط مستقيم - 6   
  • 1390-10-02 10:31:35  
  • تعداد بازدید : 68   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  

    صراط مستقيم - 6
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
    آقاي رجائي فر

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است و در اين برنامه مباحثي که به وقايع تاريخي منوط و مربوط است و حوادث صدر اسلام را مورد نقد و بررسي و تحليل توسط کارشناس محترم حجة الاسلام و المسلين آقاي رفعتي نائيني قرار ميدهيم .
    در ماه جمادي الاولي هستيم و امشب درباره حضرت زينب سلام الله عليها گفتگو خواهيم کرد .
    آقاي رفعتي نائيني
    ماه جمادي الاولي پنجمين ماه سال قمري است و سال قمري از محرم آغاز ميشود و بخاطر اينکه جمادي دو ماه دارد تعبير از جمادي الاولي و الثاني ميشود .
    در اين ماه در تاريخ اسلام حوادث و رويدادهاي مهمي رخ داده است که به آنها خواهيم پرداخت :
    در 5 جمادي الاولي ميلاد زينب کبري دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا واقع شده است .
    در 6 ماه جمادي الاولي جنگ موته در سال 8 هجري رخ داده است .
    در 10 جمادي الاولي حادثه مهم ديگري که تأثير گذار بوده رخ داده که سبب شده خيلي هدايت شوند و خيلي هم دچار گمراهي شدند و آن جنگ جمل است .
    همانطور که امير المؤمنين در خطبه 194 نهج البلاغه فرمودند « وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قَبْلَكُمْ كَيْفَ كَانُوا فِي حَالِ التَّمْحِيصِ وَ الْبَلَاءِ » که بررسي کنيد احوال گذشتگان را از مؤمنين و کسانيکه شايسته بودند و از تاريخ آنها درس و الگو و عبرت بگيريد و از کساني هم که انسانهاي بدي بودند تاريخ آنها را بررسي کنيد که اين حوادث تکرار ميشود و مشابه دارد « إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا » ميفرمايد وقتي که امور بر شما مشتبه ميشود دوران آخر را با دوران اول مقايسه کنيد .
    يعني اين حوادث تکرار ميشود و حوادث آخر الزمان با خيلي از حوادث صدر اسلام مطابق است .
    يکي از ديگر حوادث جمادي الاولي که مهم است شهادت صديقه کبري فاطمة زهرا سلام الله عليها در 13 جمادي الاولي است .
    درباره شهادت حضرت فاطمة زهرا ويژه برنامه هايي خواهيم داشت .
    يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است .
    زندگي حضرت زينب سلام الله عليها بسيار بسيار نکات آموزنده و پيام هاي تربيتي و اعتقادي دارد و زندگي سرشار از الگو برداري براي تمام انسانهاست و منحصر به زنان نيست بلکه همه مردم ميتوانند از ايشان الگو برداري کنند و کسانيکه ميخواهند در دنيا آزاده و با شجاعت و صفات حسنه زندگي کنند بايد از ايشان الگو بگيرند .
    شخصيت حضرت بقدري والا است که هر چند مورخين در بيان شخصيت نوراني ايشان جفا کردند و نخواستند که اين چهره صبور و شجاع و عالمه غير معلمه و عقيله بني هاشم را در جامعه معرفي کنند و تاريخ نگران ظلم کردند در حق زينب کبري ولي باز آنچه که به قلم آمده و در کتب تاريخ انتشار يافته است شخصتي به ما نشان ميدهد که بي نظير است که البته از پدري چون امير المؤمنين و مادري چون فاطمة زهرا چنين شخصيتي بعيد نيست .
    آقاي رجائي فر
    درباره نامگذاري ايشان صحبت کنيد چرا که نامگذاري مسئله روانشناسي است ؟ آيا اين نامگذاري علّتي داشته است ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    همانطور که فرموديد اسم روي شخصيت افراد تأثير ميگذارد و حتي شخصيت روحي آنها را تأثير ميکند و بايد دقت شود که نامهايي براي فرزند گذاشته شود که از نظر معنا و وجه تسميه در شخصيت فرزند اثر مثبت و انرژي مثبت بگذارد .
    افرادي بودند که اسمهاي بي محتوا داشتند ولي خاندان پيامبر اسلام مخصوصاً در خانواده امير المؤمنين و فاطمة زهرا هيچکدام از بچه را خودشان نام تعيين نميکردند و ميفرمودند که تا وقتي که رسول خدا است بايد از ايشان تبعيت کنيم و ببينيم که ايشان چه نامي ميگذارند و حتي زمانيکه امام حسن عليه السلام بدنيا آمدند امير المؤمنين و فاطمة زهرا نامي مشخص نکردند و به سراغ رسول خدا رفتند و امام حسين هم همين طور بود و زينب کبري که متولد شدند يک روز گذشت و فاطمة زهرا سلام الله عليها به شوهرش امير المؤمنين عرضه داشتند که براي اين فرزند شما اسمي را انتخاب نکرديد ؟ حضرت علي فرمودند که من منتظر هستم که رسول خدا بيايند و ايشان نامي بگذارند .
    ظاهراً روز دوم تولد بوده است که رسول خدا تشريف آوردند و فرمودند که قنداقه نوزاد تازه متولد شده را به من بدهيد و آن حضرت ابتدا وقتي که قنداقه زينب کبري را بغل ميکنند او را ميبوسند قبل از آنکه اذان در گوش راست حضرت زينب و اقامه در گوش چپ حضرت زينب زمزمه کنند شروع به گريه ميکنند و فاطمة زهرا به پدر عرضه ميدارند که براي چه گريه ميکنيد پدر جان خداوند هرگز چشم شما را گريان نکند ؟!! اينجا بود که پيامبر اکرم در عين حال که از تولد ايشان خوشحال است ولي سرّ و فلسفه گريه خود را بيان کردند و فرمودند که اين دختر به بلاهايي مبتلا ميشود و به مصيبتهاي فراواني که کمر شکن است مبتلا ميشود .
    مصيبات حضرت زينب سلام الله عليها از 5 سالگي تا آخر عمر شروع ميشود .
    بعد اينجا بود که فرمودند شما چه نام گذاشتيد ؟ عرضه داشتند که يا رسول الله ما بر شما سبقت نميگيريم ، که رسول خدا فرمودند نام او را زينب بگذاريد .
    زينب واژه اي است که از نظر لغوي دو جور معنا ميشود که يکي اين است که واژه مرکبي از زين و أب است و زين بمعناي آراستگي و زينب است و أب بمعناي پدر است ، يعني زينت پدر ، و حقيقتاً زينب کبري براي امير المؤمنين زينب است و امير المؤمنين به چنين دختري افتخار ميکند که همه سجاياي اخلاقي را در خود جمع کرده است که عالمه غير معلمه است و عقيله بني هاشم است .
    معناي ديگري که براي زينب گفته شده است اين است که کلمه بسيطي است و مرکب نيست و بمعناي گلي است و يکي از گلهايي که در خانواده نرگس است در عرب زينب است و به اين گل اين دختر ناميده شده است که حقيقتاً گلي در بوستان اهلبيت است و اگر به هر دو جهت باشد صحيح است و هم زينب براي پدر بودند و هم گلي در اين خانواده الهي و آسماني بودند .
    آقاي رجائي فر
    درباره القابي که به حضرت زينب داده شده است براي ما صحبت کنيد ؟ چرا که اين القاب تشريفاتي نبوده است و موهبتي از طرف شخصي نبوده است بلکه الهي بوده است ؟
    آقاي رفعتي نائيني  
    القابي که بخصوص براي افراد در قديم گذاشته ميشد فاميل خانوادگي نبود که اين فاميل در قديم و جديد بوده است اما لقب بر اساس تکوّن شخصيت يک فرد به او داده ميشده است و در جامعه بخاطر کريم بودن به کريم ملقب ميشد و يا شخصي که علمش زياد بود ملقب به عالم ميشد و درباره امام باقر بخاطر اينکه ايشان شکافنده علم است به باقر ملقب شدند و نام ايشان محمد بن علي بوده است .
    اين القاب گوياي شخصيت آن فرد است و حتي ممکن است که فردي از لحاظ شخصيتي پَست باشد لقب پستي به او ميدادند مثلاً ميگفتند مروان حمار و اينها بيانگر شخصيت فرد است .
    يکي از القابي که زود به حضرت زينب داده شد عقيله بني هاشم است ، عبدالله بن عباس از حضرت زينب روايت نقل ميکند چون حضرت زينب يکي از روات حديث است و خطبه حضرت زهرا را همين دختر کوچک نقل کرده است و براي ديگران بيان کرده و حديث أم ايمن را همين حضرت زينب نقل کرده است و حتي برخي از احاديثي که در کتب اصولي ما بحث ميشود از حضرت زينب سلام الله عليها نقل شده است .
    ابن عباس وقتي ميخواهد روايت نقل کند و حديث از زينب کبري نقل کند ميگويد « حَدَّثَتُنَا عَقِيلَتُنَا زِينَب بِنتُ عَلِي » براي ما حديث نقل کرده است عقيله ما دختر امير المؤمنين علي عليه السلام .
    عقيله به چه معناست ؟ عقيله دو معنا دارد ، يک معنا که در برخي از کتب لغت بيان شده است به با ارزش ترين زن عقيله ميگويند که در کتب لغت هم آمده است و ابن منظور در لسان العرب و ابن دريد در جمهرة اللغة آورده است که يعني ارزشمندترين زن آن قوم است و ابن زکريا در مجمل اللغة آورده است و جوهري در صحاح اللغة آورده است که وقتي ميگويند عقيله يعني بانوي ارزشمند هر قوم است .
    عقيله بني هاشم يعني ارزشمند ترين بانو بعد از حضرت زهرا سلام الله عليها در بين بني هاشم .
    معناي ديگر هست که عقيله از صيغه مبالغه است و از عقل است يعني کسيکه بسيار عاقل است و برخوردار از خرد است به او عقيله گفته ميشود و لذا به حضرت لقب عقيله دادند چرا که در عقل و خرد سرآمد بود مخصوصاً در بين زنان عالم وقتي به شخصيت ايشان ميپردازيم مي بينيم که سرشار از عقل و خرد است و اين خرد از دوران طفوليت در واقع براي ايشان بوده است و در واقع يک خرد و عقل زودرس براي ايشان بروز داده شده است .
    مثلاً مي بينيم که از پدرش سؤال ميکند که شما من را دوست داريد ؟ به من محبت داريد ؟ امير المؤمنين فرمودند بله من نسبت به شما خيلي علاقه دارم و حبّ شما در قلب من است و شما پاره تن من هستيد ، با اينکه ايشان کودکي 8 ساله بودند فرمودند آدم همه حبّش را بايد براي خداوند داشته باشد !!! شما نسبت به من شفقت و مهرباني داريد ولي همه قلب شما براي خداوند است و حبّ براي خداوند است و اينجاست که امير المؤمنين ايشان را بغل کردند و بوسيدند و واقعاً شخصيتي است که زينت پدر است و ايشان را جز با مادرشان فاطمة زهرا با هيچکس ديگري نميشود که مقايسه کرد که از او معرفت و خداشناسي و توحيد را آموزش ديده است و همه چيز را از مادر و پدر فراگرفته است .
    ايشان الگويي منحصر به فرد است که جزء 14 معصوم نيست ولي در هر جايي و هر مسيري و هر حادثه اي که سخن گفته سرشار از فهم و عقل و تفکر بوده است .
    به ايشان عالمه هم گفته ميشود چرا که امام سجاد عليه السلام روز 11 محرم خطاب به عمه اش زينب خطاب کردند « عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ » شما دانشمند و عالمه اي هستيد که بدون استاد به اين علم رسيديد و اين علم شما اکتسابي نيست .
    اگر توجه داشته باشيم امام سجاد عليه السلام امام معصوم است و اهل مبالغه نيست و وقتي که اين لقب را به عمه جان خود زينب کبري سلام الله عليها ميدهند معلوم ميشود که ايشان سرشار از علم بوده است ولي علمي که نميشود آن را در کلاس اين استاد و آن استاد بدست آورد ، درست است که امير المؤمنين استاد ايشان بودند و استادي چون مادرش فاطمة زهرا داشته است و استادي چون رسول خدا داشتند و 5 سال در حيات رسول خدا زندگي کردند و از رسول خدا روايت دارند و آنها را براي برادرش امام حسن و امام حسين عرضه ميکند و آنها هم تصديق ميکنند که اينها رواياتي است که ما هم از رسول خدا شنيديم .
    خطبه هايي که حضرت زينب سلام الله عليها در کوفه و شام ايراد کردند و سخناني که بيان کردند عالمه بودن آن حضرت را آشکار ميکند و تدبير و مديريتي که آن حضرت براي کاروان پيام رسان قيام کربلاء بعهده کردند مديريت علمي است و بي نظير است و نظيري در تاريخ وجود ندارد .
    زني که فرزند از دست داده ، برادر از دست داده و يادگار برادر از دست داد و اين همه مصيبت ديده اما کاروان را جوري مديريت ميکند و بخوبي رساندن پيام عاشورا و پيام برادرش را منتقل ميکند و در عين حال که همه مصيبتها را ديده برخورد بي نظيري دارد و در کوفه وقتي که عبيدالله بن زياد دستور ميدهد که امام زين العابدين را بکشند با تدبيري خاص جان حضرت را حفظ ميکند و با بغل کردن ايشان ميفرمايد که اگر ميخواهيد که او را بکشيد بايد اول من را بکشيد و اينگونه جان ايشان را حفظ ميکند و جان حجت خداوند را حفظ ميکند .
    ما چنين جرياني در تاريخ براي حضرت زهرا سلام الله عليها سراغ نداريم و لذا ميگوئيم زينب کبري جريان مديريت در کوفه و شام بي نظير است و وقتي که اين جريان رخ ميدهد و در مجلس عبيدالله بن زياد که تمام بدي ها را در عالم براي خود جمع کرده است ميخواد نمک به زخم اين زن مصيبت ديده بپاشد و به ايشان ميگويد ديديد که خداوند با شما چه کرد ؟ خداوند با برادرت چه کرد ؟ وحشيانه ترين کارها را خودشان انجام دادند ولي به خداوند نسبت ميدهند و ميخواست حضرت زينب را تحريک کند تا ايشان بد و بيراه بگويد ولي ايشان يا علم و حلمي که داشتند در جواب او فرمودند « مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا » حقيقتاً بايد اين جمله را با آب طلا نوشت و هر جا که شيعه در خدمت دين گرفتار ميشود و مصبيت ميبيند و شيعه را بجرم اينکه پيرو امير المؤمنين عليه السلام ميکشند بايد اين شعار را بدهد که در راه خداوند جان دادن و در راه دين جان دادن جز زيبايي چيزي نيست « مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا » من در کربلا جز زيبايي چيزي نديدم .
    حقيقتاً ايشان عالمه غير معلمه است و اين جمله الهي است که به زبان ايشان القاء ميشود که الگو براي تمام مظلومان جهان است که هر چه در راه دين مصيبت ببينند و هر چه مظلوميت بکشند « مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا » چون خداوند ميخواهد اينگونه من در راه او فدا شوم و مصيبت ببينم اين زيبا است و جز زيبايي چيزي نيست .
    آقاي رجائي فر  
    لقب کبري براي حضرت زينب به چه جهت بوده است ؟ آيا بخاطر زينب صغري بوده است ؟
    آقاي رفعتي نائيني  
    خير اين بخاطر اين است که اين زينب با همه زينبها فرق ميکند ، درباره خديجه هم داريم که ايشان خديجه کبري است چرا که اين خديجه با همه خديجه ها فرق ميکند و مثلاً ميگويند فاطمه زهرا صديقه کبري براي اين است که ممکن است هر کسي صديقه بشود با اينکه زينب سلام الله عليها صديقه است ولي صديقه کبري با همه صديقه ها فرق ميکند .
    يعني بزرگترين زينبي که در جهان وجود دارد زينب کبري است و لذا به حضرت زينب سلام الله عليها صديقه صغري گفته ميشود چرا که يکي از القاب حضرت زينب صديقه صغري است که در برابر صديقه صغري است و در مقايسه با صديقه کبري حضرت زينب صديقه صغري است و در مقايسه با ديگر صديقه ها اگر در عالم وجود داشته باشد ايشان صديقه کبري است .
    آقاي رجائي فر
    اگر ممکن است درباره ازدواج حضرت و شوهر ايشان و تعهداتي که بستند و حرفهايي که درباره شوهرشان وجود دارد براي ما توضيح بدهيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني  
    زواياي مختلفي درباره ازدواج ايشان وجود دارد و بحث مفصلي است و شوهر حضرت زينب سلام الله عليها عبدالله بن جعفر فرزند ابوطالب است و عبدالله پسر عموي حضرت زينب است و عبدالله اولين فرد مسلماني است که در حبشه بدنيا آمد و چون جعفر به دستور رسول خدا در اواخر سال 5 بعد از بعثت به حبشه هجرت کرد و مديريتي که در مجلس نجاشي جعفر بن ابيطالب داشت ، نزديک بود که خالد بن وليد و ديگران که آمده بودند آنها را دست بسته تحويل بگيرند و به مکه و زير شکنجه برگردانند و با مديريت جعفر سبب شد که نجاشي نه تنها آنها را تحويل ندهد بلکه به اسلام علاقمند شود و کم کم او هم مسلمان شدو سه سال بعد از حضور در حبشه بوده است که عبدالله بدنيا آمد که اين در شرق آفريقا و اتيوپي فعلي بوده است و در همان سال هم خداوند به نجاشي يک پسر داد و او هم به خاطر اينکه جعفر اسم پدرش را عبدالله گذاشته بود او هم اسم فرزندش را عبدالله گذاشت و همسر جعفر به فرزند نجاشي هم شير داده است و همزمان با هم متولد شدند و اسماء بنت عميس مادر رضايي فرزند نجاشي هم هست و خود اسماء هم يک سرگذشت عجيبي دارد که ابتدا همسر جعفر بوده است و بعد از شهادت جعفر با ابوبکر ازدواج ميکند و بعد از ابوبکر محمد بن ابوبکر را بدنيا مي آورد و بعد از ابوبکر به خانه امير المؤمنين مي آيد و با ايشان ازدواج ميکند و خواهرش همسر رسول خدا است و خواهر ديگرش همسر عباس است و خواهر ديگر او همسر حمزة سيدالشهداء است .
    عبدالله در حبشه بدنيا آمد و بعد از آنکه جعفر پدر عبدالله به مدينه برگشت پيامبر اکرم از جعفر استقبال کردند و پيامبر ايشان را مورد تفقد و تکريم قرار ميدهد تا اينکه در سال 6 جنگ موته پيش مي آيد .
    جعفر بن ابيطالب در اين جنگ که فرمانده اول بوده است به شهادت ميرسد و در چنين خانواده اي عبدالله بزرگ ميشود و پيامبر اکرم بعد از شهادت جعفر عبدالله را مورد تکريم قرار ميدهد و بعد براي عبدالله دعا ميکند که دست به هر کاري که بزند برکت داشته باشد و با اينکه بعد از اين دعاي پيامبر اکرم عبدالله خردسال بود و ده ساله بود و هر معامله اي که انجام ميداد سود و برکت با اينکه بچه بود براي او حاصل ميشد و به ثروت خوبي رسيد و برخوردار از جود و سخاوت بسياري بود که زبان زد در مدينه بود .
    حضرت زينب خواستگاران متعددي داشت که امير المؤمنين موافقت نميکرد تا اينکه عبدالله بن جعفر به خواستگاري ايشان آمدند و با شرائطي که خود حضرت زينب قرار دادند امير المؤمنين هم موافقت کردند .
    درباره شروط حضرت زينب در برخي از تواريخ آمده است که هر جا که حسين بن علي برادرم ميرود من بايد با ايشان باشم چه يکسال ديگر باشد و چه ده سال ديگر باشد .
    اين شرط برخواسته از معرفتي است که حضرت زينب سلام الله عليها به آينده داشت و به رسالت بزرگي که مادرش فاطمة زهرا و جدّش رسول خدا گوشزد کرده بودند ربط داشت و پدر بزرگوارش امير المؤمنين چنين توصيه اي کرده بودند و لذا شرط کرده بود که من بايد از برادرم جدا نشوم .
    زندگي با عبدالله بن جعفر براي حضرت زينب زندگي خوبي بود و دلخوشي حضرت زينب اين بود که در اين زندگي با عبدالله هيچ مانعي سر راه او براي حضور در خانه امام حسين وجود نداشت و حاصل اين ازدواج هم برخي نقل کردند که 4 فرزند بوده است که دو نفر از آنان در کريلا بشهادت ميرسند .
    اين هم يکي از بزرگواري هاي حضرت زينب سلام الله عليها است که با اينکه خودش هم آمده فرزندانش را هم به کربلا ميبرد تا ايشان را هم در راه خداوند تقديم کند .
    درباره رحلت حضرت زينب کبري آنچه در تاريخ داريم در سال 62 هجري در 15 رجب اتفاق افتاده است و يک نقل اين است که اين بانوي مکرمه از بس که مصيبت ديده بود و تحمل دوري برادر را نداشتند پس از بازگشت از اسارت در مدينه رحلت کردند و برخي نقل کردند که با شوهر خود مجبور شدند که دوباره به شام بيايند چون يزيد احساس کرد که اگر اينها در مدينه بيايند ممکن است که خيلي از حقايق را بگويند و دچار مشکلاتي شود و يکسال بعد از حادثه کربلا مدينه دچار حادثه حرّه و قيام مردم در مدينه شد و ايشان را به شام آوردند به همراه همسرشان ، و با ورود مجدد به شام خاطرات تلخ براي ايشان دوباره تکرار شد و الآن هم گنبد و بارگاه آن حضرت در حومه دمشق و در منطقه زينبيه است که مورد زيارت شيعه و حتي اهل سنت است .
    نقل ديگري است که ايشان به مصر تبعيد شدند و الآن هم گنبد و بارگاهي در مصر بنام زينبيه وجود دارد با اينکه آنجا شيعه کم است ولي اهل سنت به زيارت حضرت زينب در قاهره ميروند و متوسل به ايشان ميشوند و بسياري از حاجات خود را مي آورند و ما هر سه تاريخ را بر فرض صحيح بگيريم در واقع زينبيه يک سمبلي است که حتي اگر در مدينه به خاک سپرده باشند اين قبر و حرم تجليلي است از اين بانوي باعظمت که بهترين جا از تجليل حضرت زينب سلام الله عليها همانجا است که ايشان را بادست بسته وارد کردند .
    رسول خدا در همان روز تولد حضرت زينب به فاطمة زهرا فرمودند که هر کسيکه براي اين دخترت گريه کند همان ثواب گريه بر حسين را دارد و هر کسيکه به زيارت اين دختر برود مثل اين است که به زيارت حسن و حسين برود .
    اين حديث شخصيت حضرت زينب را در نظر رسول خدا نشان ميدهد که اگر ما در شهرهاي ديگري هم باز تاريخ نگران و مورخين ميگفتند که اينجا حرم حضرت زينب است ما باز به آنجا براي زيارت حضرت زينب ميرفتيم .
    آقاي رجائي فر
    در تکوين شخصيت حضرت زينب چه عواملي وجود دارد ؟
    آقاي رفعتي نائيني  
    عوامل مأثر در تکون شخصيت و رشد يک انسان برخي ژنتيکي و وراثتي است و برخي اکتسابي است که بر اثر تربيتي که در خانواده و جامعه ميشود شخصيت او را تشکيل ميدهند .
    حضرت زينب کبري سلام الله عليها در بخش عوامل وراثتي و ژنتيکي چيزي خداوند به ايشان کم نداده است و پدري چون امير المؤمنين و مادري چون فاطمة زهرا سلام الله عليها و جدّي چون رسول خدا دارند و عوامل وراثتي دست بدست هم دادند که شخصيتي چون زينب کبري بسازد و دو برادر دارد که حسن و حسين هستند که « الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ » .
    اين خانواده که خانواده الهي و آسماني است و خانواده بي نظير در تمام هستي است و ايشان در چنين خانواده اي بدنيا آمده است و اين فقط يک بخش آن است و بخشي ديگر اکتسابي است و در اثر تربيتي است که از پدر و مادر و جدّ و برادران خود زندگي کرده است و با جامعه ديني و مذهبي زندگي کرده است و با حديث پيامبر اکرم و فکر پيامبر اکرم بزرگ شده است .
    حضرت زينب از بخش دوم که اکتسابي است بخوبي استفاده کرده و بهره گرفته است و اينجا غير از وراثت است و از تربيتي که پدر بر اين دختر داشته خوب بهره گرفته است و نکات تربيتي را از پدر و مادر بخوبي فرا گرفته است و ايشان شخصيت بي نظير و کم نظير است و نظير ايشان فقط از فاطمة زهرا سلام الله عليها است و مثل ايشان زينبي نيست و ايشان را با کسي نميتوان مقايسه کرد و فقط با مادرش ميتوان ايشان را مقايسه کرد چون رتبه هاي ديگران خيلي با رتبه حضرت زينب سلام الله عليها متفاوت است و اين يا عوامل وراثتي است و يا اکتسابي است که با تربيت در اين خانواده الهي و آسماني زينب کبري سلام الله عليها بدست آورده است .
    اينگونه نيست که معناي اين جبر باشد چرا که فرزندان فاسدي از خانواده صالح بودند « وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ » ( سوره يونس آيه 31 ) اين چيزي نيست که فکر کنيم اگر پدر و مادري خوب بودند بچه هم حتماً خوب ميشود و گاهي عوامل اکتسابي بر عوامل وراثتي غلبه پيدا ميکند و يا مي بينيم که در جريان سفر خضر و موسي حضرت خضر بچه را ميکشد و ميفرمايد اين اگر بزرگ ميشد پدر و مادر باايمانش را به راه فساد ميکشيد .
    مثل زبير که ابتدا در خط امير المؤمنين و ولايت بود ولي پسرش عبدالله باعث انحراف او شد و در روايت داريم که زبير با ما بود تا زمانيکه فرزند او به رشد رسيد و باعث انحراف پدر شد .
    پس نميتوان گفت که اين شخصيت بسته شده است و اين ساختار ديگر تغيير پيدا نميکند حضرت زينب در خانواده رشدي بوده که کسب کردند و از پدر و مادر و برادر فضائل را کسب کردند و در عين حال هم فضل خداوند بوده است .
    آقاي رجائي فر
    حضرت در کوفه بودند و معلم قرآن خانمها بودند و تأثير زيادي داشتند ، درباره مردم شناسي حضرت زينب سلام الله عليها توضيح بدهيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني  
    حضرت زينب سلام الله عليها فقط نقش پيام رساني کربلا را ندارند گرچه آن کار فوق العاده اي است که عالمه است و مفسر قرآن است و راوي حديث است و در کوفه وقتي امير المؤمنين بعد از جنگ جمل مجبور شدند که مرکز حکومت را به کوفه منتقل کنند بعد از چند روز خانواده ايشان هم به کوفه آمدند .
    حضرت زينب براي زنان کوفه درس تفسير قرآن و نقل و روايت حديث ميگذارد و اينجور نيست که در خانه نشسته باشد و فقط به رسالت عاشورايي خود بپردازد ، بلکه شخصيتي است که سخنراني ايشان در کوفه نشان ميدهد که ايشان از قبل سخنران بوده است و طوري سخنراني کردند که کساني که عقب بودند و نميديدند که چه کسي سخنراني ميکند احساس کردند که صداي علي در اين شهر ميپيچد و بگونه اي فضا را احاطه کرده است که همه را ساکت کرده و حتي شنوندگاني که آمدند کف بزنند و استقبال کنند و خوشحالي کنند همه را ساکت کرده و گوش ميکنند و اين نشان ميدهد که حضرت از قبل برنامه و سخنراني داشته است و درست است که تاريخ نگاران براي ما نقل نکردند .
    اينکه عبدالله بن عباس از حضرت زينب روايت نقل ميکند و ديگران از حضرت زينب روايت نقل ميکند جايگاه حضرت زينب را واضح و روشن ميکند ، برخي فکر ميکنند که حضرت زينب بانوي مهربان و عاطفي بوده است و در کربلاء هم صبر و شجاعت را از خود نشان داده است با اينکه اينها صحيح است ولي براي حضرت زينب سلام الله عليها کم است و از قبل خبر ندارند چرا که مورخين کم نقل کردند و بعد از اسارت را هم نقل نکردند که حضرت چه وضعي داشتند و چه رخ دادهايي بوده است و اين جفاي تاريخ نويسان است .
    چرا در کتاب بخاري و مسلم که کتب روايي است که از صحابه روايت نقل کردند از حضرت زينب سلام الله عليها روايت نيست ؟ چرا از شوهر حضرت زينب که سنّ ايشان از عبدالله بن زبير بيشتر است روايت نقل نشده است ؟ عبد الله بن زبير در کتب بخاري و مسلم روايت دارد با اينکه به اندازه عبدالله بن جعفر با پيامبر اکرم ارتباط نداشته است ، حتي از ابوهريره که مدت کوتاهي با پيامبر اکرم در اواخر عمر بوده روايات زيادي وجود دارد در حاليکه حضرت زينب و عبدالله بن جعفر روايت وجود ندارد .
    فقط به جرم اينکه اينها از مواليان امير المؤمنين و شيعيان امير المؤمنين هستند بايد گفتار آنها و روايات آنها که روايات رسول خدا است بايد مخفي شود ، آيا اين ظلم نيست ؟ آيا اين جفا در حقّ رسول خدا نيست ؟ که ما از خاندان پيامبر اکرم روايت نقل نکنيم ولي از کسانيکه با پيامبر اکرم ارتباط زيادي نداشتند روايتهاي غير صحيحي نقل کنيم ؟!!!
    اينجا مشخص ميشود که ما بايد دين خود را از چه کساني بگيريم ، از صحيح بخاري و مسلم روايتهاي مان را اخذ کنيم در حاليکه روايات دروغ به پيامبر اکرم زياد در آن وجود  دارد ؟!!
     

    آقاي رفعتي نائيني  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد