حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين)  
  • 1390-10-02 11:21:19  
  • تعداد بازدید : 220   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  

  • صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
     
    مجري
    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است ولي بمناسبت شب شهادت حضرت أم البنين توفيقي شد تا در خدمت کارشناس محترم حج? الاسلام و المسلين آقاي رفعتي باشيم و در اين زمينه از آگاهي هاي ايشان استفاده کافي ببريم .
    اگر امکان دارد خلاصه اي از زندگي أم البنين را براي ما بيان کنيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است .
    نام ايشان فاطمه است و پدر ايشان حزام بن خالد عامري است و مادرش سمامه يا ليلا است و شوهرش علي ابن ابيطالب اميرالمؤمنين علي عليه السلام است و چهار فرزند خداوند به ايشان عنايت کرده از شوهر خوبش علي عليه السلام بنامهاي عباس و عبدالله و جعفر و عثمان يا عون که همگي اين فرزندان در کربلا بشهادت رسيدند و اين بانوي مکرمه و با عظمت از قبيله بني کلاب است از قبيله اي است که در شجاعت زبانزد عرب از قبل از اسلام بوده و خودش هم شجاعت را ارث برده از پدران و از اجداد خودش و بانويي است که بعد از فاطمه زهرا سلام الله عليها به خانه اميرالمؤمنين مي آيد و همسر اميرالمؤمنين ميشود و هم همسر شهيد است و هم مادر چهار شهيد است و هم خدمتگزار سه امام معصوم است ، اميرالمؤمنين و امام حسن مجتبي عليه السلام و امام حسين عليه السلام .
    فرزندانش را طوري تربيت ميکند که همه در خدمت امام حسن و امام حسين عليهم السلام باشند و اين بانوي مکرمه در سيزدهم جمادي الثاني سال شصت و چهار هجري قمري يعني سه سال بعد از حادثه شهادت اباعبدالله الحسين عليه السلام از دنيا ميروند و اين نقل مشهور در تاريخ ارتحال اين بانوي مکرمه است .
    مجري
    ارتباطي که بين حضرت علي عليه السلام و اين بانوي بزرگوار بقرار ميشود بعنوان ارتباط همسري چه زمينه اي داشته است و ايشان از کجا توفيق پيدا کردند که بعنوان همسر اميرالمؤمنين قرار بگيرند ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    بحث مهمي است و خيلي ميتواند براي زندگي همه ما پيامهايي داشته باشد .
    اميرالمؤمنين علي عليه السلام بعد از آنکه فاطمه زهرا بشهادت ميرسند و در حوادثي که بعد از رحلت رسول خدا پيش مي آيد و اميرالمؤمنين همسر جوانشان را از دست ميدهند ، مدتي بعد خواستند تا ازدواج مجددي داشته باشند چون بايد همسري در خانه باشد و کسي باشد که بتواند فرزندان را جمع کند و زندگي را سامان بدهد به برادرشان عقيل که قبائل عرب را خوب ميشناختند و علم انساب داشتند و نسب قبائل را خوب مطالعه کرده بودند و برادر بزرگ بودند ، حضرت علي به برادرشان عقيل فرمودند ميخواهم همسري انتخاب کنم و ميخواهم بانويي شجاع از خاندان شجاع به من معرفي کني .
    عقيل با توجه به شناختي که نسبت به قبائل و انساب عرب داشت چند روزي تأمل و مطالعه اي کرد و بعد خدمت برادرش علي عليه السلام آمد و عرضه داشت که من بانويي با آن ويژگي که گفتي شجاعت داشته باشد و از خاندان و از قبيله شجاع باشد برايت انتخاب کردم نام او فاطمه بنت حزام بن خالد از قبيله بني کلاب يا قبيله عامري است .
    اميرالمؤمنين هم با توجه به پيشنهاد عقيل اين را پسنديدند که اين خانواده ، خانواده اي هستند و قبيله اي هستند که از قبل از اسلام در شجاعت زبانزد بودند و در جنگهايي که قبل از اسلام رخ ميداد اينها شجاعت خود را در عرب به ظهور رسانده بودند .
    نکته اي در اينجا بايد مطرح شود که ميتوان گفت از اين جريان پيام بگيريم و اصولاً ما مباحث تاريخي را صرفاً به گزارش تاريخي نميپردازيم بلکه بيشتر ميخواهيم از حوادث تاريخي پيام بگيريم و تاريخ براي درس گرفتن و عبرت آموزي است و قرآن کريم هميشه وقتي داستانهاي أمم گذشته را مطرح ميفرمايند تعبيرش اينگونه است « وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ( سوره بقره ايه 179 ) در سرگذشت گذشتگان و أمتهاي گذشته و انسانهايي که قبل از شما زندگي کردند عبرت است و بايد عبرت گرفت و بايد درس گرفت .
    اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميخواهد همسر انتخاب کند ميفرمايند از خاندان شجاع باشد عقيل سؤال ميکند که چرا روي اين ويژگي دست گذاشتيد ؟ هر جواني که بخواهد همسر انتخاب کند شرائطي را براي همسري که ميخواهند معرفي کند در نظر ميگيرد و اميرالمؤمنين در اينجا شجاعت را در نظر گرفته است نه تنها شجاعت دختر بلکه شجاعت خاندان دختر را در نظر گرفته است ، براي عقيل سؤال انگيز ميشود که اين چه ويژگي است که برادرم در نظر گرفته است و لذا سؤال ميکند چرا دست روي اين ويژگي گذاشتيد ؟ اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند ميخواهم فرزنداني شجاع براي من از اين بانو بدنيا بيايد و شجاعت داشته باشند و دلاور باشند که بتوانند در کربلا در حادثه قيام برادرشان حسين خوب شجاعت خود را نشان بدهند .
    درسي که بايد از اينجا گرفت اين است که چقدر وراثت و قانون ژنتيک روي فرزند تأثير ميگذارد ، مادر شجاع صفت شجاعتش به فرزندش منتقل ميشود و اگر مادر ترسو باشد اين صفت به فرزند منتقل ميشود و صفت ترس يا صفت شجاعت يک وراثت و قانون ژنتيکي است که به نطفه منتقل و به جنين در رحم مادر منتقل ميشود و صفاتي را بايد براي همسر در نظر گرفت که اين صفات ، صفات حسنه اي باشد که در فرزنداني که از اين مادر ميخواهد متولد شود قرار داشته باشد و بايد وراثت را در نظر بگيريم .
    قانون وارثت امروزه با پيشرفت علم براي همه دانشمندان کاملاً جا افتاده است اگر مولا اميرالمؤمنين هزار و چهار صد سال وقتي ميخواهد همسر انتخاب کند به عقيل ميفرمايند که ميخواهم شجاع باشد براي اينکه براي من فرزنداني را بدنيا بياورد که شجاع باشند و حضرت به اين قانون وراثت توجه دارد و امروزه با پيشرفت علم به اين نکته رسيدند که صفاتي که پدر دارد و صفاتي که مادر دارند در فرزند به ارث ميرسد .
    لذا محمد حنفيه در يکي از جنگها که يک پا پيش ميگذارد و يک پا عقب ميگذارد حضرت علي عليه السلام به فرزندشان محمد بن حنفيه نهيب ميزند که اينکه به پيش ميروي ارثي است که از من بردي و آنکه عقب ميکشي ارثي است که از مادرت بردي .
    يعني اخلاق و صفات و روحيات مادر ، بسيار در فرزنداني که از اين مادر بوجود مي آيد تأثير ميگذارد و اين پيامي از اين جريان است .
    حضرت أم البنين خانداني که داشتند خاندان شجاعي هم بودند و خودشان هم بانوي شجاعي بودند و بهمين جهت بخاطر داشتن اين صفت خوب اين هماي سعادت بر دوش اين بانو نشست ، وقتي که عقيل اين بانو را به اميرالمؤمنين معرفي کرد اميرالمؤمنين پسنديدند و به عقيل فرمودند که برو از پدرش او را براي من خواستگاري کن و به محض اينکه خواستگاري شد هم پدر و هم اين بانوي با عظمت نه تنها جواب مثبت دادند بلکه با افتخار جواب مثبت دادند که چنين افتخاري درب خانه اينها را زده است .
    يکي دو روز قبل از اينکه اين خواستگاري صورت بگيرد أم البنين در نقلها دارد که خواب ديده بودند که ماه در دامانش قرار گرفت و لحظاتي بعد سه ستاره در دامانش قرار گرفت که بعداً براي أم البنين تعبير کردند که آن ماه قمر بني هاشم است ، قمر بمعني ماه است و بقدري اين فرزند ارشد أم البنين زيبا بوده که در بين بني هاشم که اصولاً چهره زيبايي در عرب و قريش داشتند در بين بني هاشم اباالفضل ماه بوده است و لذا ملقب و معروف به قمر بني هاشم شده و فرزندان ديگرش سه ستاره اي بودند که در خواب ديده است و فهميد که اين خواستگاري تعبير همان خوابي است که ديده است و بعداً هم به فرزندان و پسراني که از او بدنيا آمدند تعبير شد .
    مجري
    شما به پيام هاي ازدواج اشاره کرديد ، گرچه حضرت بحث شجاعت را ملاک قرار دادند ولي اين زمينه اي دارد که آن زمينه تقوا است ، تأکيد روي بحث شهادت نبايد از اين ملاکهاي مهمتر ما را مورد غفلت قرار بدهند ، اگر امکان دارد در اين بحث تقوا براي ما توضيحاتي بفرمائيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    شرائطي که اميرالمؤمنين علي عليه السلام از برادرشان درخواست ميکنند که شخصي را با چنين شرائطي براي ايشان پيدا کنند ، شرائط عمومي مثل ايمان آن هم ايماني که اين بانو داشته است و تقوا و پرهيزگاري و عفاف و نجابت و ... همه اينها را بعنوان شرائط عمومي حضرت در نظر گرفته و علاوه بر شرائط عمومي ايمان راسخ و استوار و تقواي همه جانبه و عفاف کامل علاوه بر اينها روي ويژگي خاصي دست ميگذارد که بايد آن ويژگي خاص را بعنوان ويژگي استثنائي در اين بانو باشد و لازم نيست که اين ويژگي در بانوهايي که ديگران انتخاب ميکنند اين ويژگي حتماً باشد و اين بخاطر پيش بيني جنگ و عاشورا و کربلا بوده است و لذا از آن صفاتي که از جمله تقوايي که شما نام برديد از شرائط اصلي در ازدواج است و اگر کسي بخواهد همسر انتخاب کند بايد در نظر بگيرد .
    لذا وقتي که اميرالمؤمنين با فاطمه زهرا سلام الله عليها ازدواج کردند بعد از چند روز پيامبر گرامي اسلام سؤال کردند ، خيلي از پدر زنها و مادر زنها دوست دارند که بدانند و از داماد سؤال کنند که از همسرت راضي هستي يا نه ؟ رسول خدا هم بدون تعارف از دامادشان سؤال کردند که علي جان فاطمه را چگونه يافتي ؟ چگونه همسري است ؟ اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند « نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ » بهترين يار و ياور در اطاعت خداوند است و اطاعت خداوند همان تقواست يعني من ياري پيدا کردم که بهتر بتوانم اطاعت خداوند و عبادت خداوند را داشته باشم پس اين ويژگي است که بايد سرمشق همه انتخابهاي زوج ها باشد که « نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ » يعني هر دو براي تقرب به خداوند هم سر و هم دوش و زوج باشند و در رسيدن به قرب الهي و طاعت الهي و بندگي خداوند و تقوا .
    علاوه بر اين در أم البنين بايد ويژگي باشد که ميخواهد براي حسينش و براي فرزندش در کربلا برادراني شجاع و مدافعاني شجاع وجود داشته باشد و همچنين شد و همانطور که اميرالمؤمنين ميخواست که فرزنداني شجاع از اين همسر داشته باشد بوقوع پيوست چرا که شجاعت اباالفضل و برادران ايشان که در کربلا و در پيشگاه امام حسين به شهادت رسيدند بي نظير است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    حضرت أم البنين با حضرت علي عليه السلام بغير از اينکه همسر ايشان بودند آيا نسبت فاميلي ديگري هم داشتند يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    خير غير از نسبت همسري قبل از اينکه همسر اميرالمؤمنين شوند اصلا ً قبيله بني کلاب نسبتي با اميرالمؤمنين نداشتند و اميرالمؤمنين در مدينه بودند و ايشان و قبيله ايشان در کوفه زندگي ميکردند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    آيا حضرت أم البنين با حضرت زينب سلام الله عليها در واقعه عاشورا نقشي داشتند يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    أم البنين در کربلا حضور نداشتند که نقشي در دوران اسارت خاندان اباعبدالله الحسين و حضرت زينب کبري و همراهي با آنها را داشته باشند و ايشان در مدينه ماندند تا وقتيکه خبر شهادت امام حسين به ايشان رسيد و ماجراهايي در رابطه با نقشي که بعد از شهادت اباعبدالله الحسين ايفا کردند عرض خواهد شد ولي در کربلا حضور نداشتند و نقش ايشان اين بود که در مدينه بمانند و از فرزند اباالفضل بن عباس و نوه خود محافظت کنند و نسل ايشان از طريق حضرت اباالفضل عباس باقي ماند که يک پسر داشتند و بقيه فرزندان أم البنين هيچکدام فرزند نداشتند و بعضاً هم ازدواج نکرده بودند و جوان بودند و فقط حضرت عباس ازدواج کرده بودند و نام فرزند ايشان عبيد الله و فضل بود و اينکه به ايشان اباالفضل گفته ميشود بخاطر اين است که نام فرزند ايشان فضل است و به ايشان اباالفضل گفته ميشود .
    سؤال يکي از بينندگان :
    ديشب شخصي تماس گرفت و پرسيد که آيا ميشود مردي شيعه با خانمي سني ازدواج کند ؟ کارشناس برنامه هم اجازه دادند ولي در اصول کافي امام صادق عليه السلام چنين اجازه اي را ندادند و فرمودند ميتوانيد از آنها زن بگيرند چون مردها ميتوانند روي زنها نفوذ داشته باشند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    درباره ازدواج مرد شيعه با خانمي از اهل سنت که در برنامه ديشب کارشناس احکام مطرح کردند منعي وجود ندارد همانطور که فرمودند در سوره نساء آيه 34 « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ » و بيشتر مردها ميتوانند از لحاظ فکري روي خانواده تأثير گذار باشند و قرآن کريم هم ميفرمايند «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ » ( سوره تحريم آيه 6 ) يعني يکي از وظايف مرد در خانه اين است که هم خودش را اصلاح کند و نسبت به تقوا و نسبت به گناه دوري بکند و هم خانواده اش را به سمت تقوا ببرد و آنها را از آتش جهنم محافظت کند و لذا اگر مرد شيعه اي که در صراط مستقيم الهي گام برميدارد با بانويي از اهل سنت ازدواج کند مانعي وجود ندارد و آقايان فقهاء هم فتوا ميدهند که اين مشکلي ندارد .
    برعکسش از ديدگاه فقهاء منع وجود دارد و روايتي که فرمودند در اين خصوص است و بخاطر همان نکته اي که عرض کرديم چه بسا باعث شود دختري که در صراط مستقيم الهي گام برميداشته بخاطر ازدواج با يک مرد سني که در صراط مستقيم نبوده است و در صراط ولايت نبوده است دچار مشکل انحراف فکري شود البته براي اين اتفاق نظري وجود ندارد و حکم شرعي اين را ميتوانند در برنامه احکام مطرح کنند .
    در بسياري از مواردي که آقايان با همسراني که اهل سنت بودند و ازدواج کردند توانستند روي آنها تأثير بگذارند و برخي از دختران شيعه که با اهل سنت ازدواج کنند و مواردي بوده که احساس کردند که چه خسارتي را در زندگي بدست آوردند .
    در عين حال هم ما اعتقاد داريم که همه برادران اهل سنت مسلمان هستند و در اينکه مسلمان هستند شک نداريم و حتي وهابي ها را مسلمان ميدانيم چه رسد به اهل سنت ! اما در اسلام آنها انحرافاتي وجود دارد و وهابيها انحرافات فکري دارند ولي در عين حال شهادتين ميگويند و مسلمان هستند و همين قرآن را قبول دارند و از آن جهت هم به اين خاطر منعي نيست و اگر عزيزان در برخي از روايات منعي مي بينند بخاطر اين فلسفه اي بود که مطرح شد که در قرآن آيات آن ذکر شد .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره جناب شهربانو ميگويند که قبر مطهر ايشان در ايران است ، آيا صحت دارد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    درباره جناب شهربانو همسر امام حسين عليه السلام و مادر امام زين العابدين عليه السلام قبري که در نزديکي هاي ورامين است معروف شده به شهربانو و از لحاظ سندهاي تاريخي اعتبار ندارد ، شهربانو به ايران نيامده که در ايران دفن شود ولي در عين حال رفتن به اين مزار بعنوان زيارت همسر امام حسين و مادر امام سجاد فضيلت دارد و چون منسوب به اين بانو است اشکالي ندارد و نه تنها خالي از لطف نيست بلکه خالي از اجر و پاداش نيست زيرا از همسر امام و مادر امام و از مادربزرگ امام باقر عليه السلام تجليل و تشکر ميکنيم و چون در غير از اين مزاري که براي شهربانو در نزديکي هاي ورامين ذکر شده ما جايي را سراغ نداريم و لذا در برنامه هاماين مطرح کرديم و اگر مثل حضرت زينب سه جا مزار داشته باشيم زيارت قبر حضرت زينب در هر سه جا اشکالي ندارد .
    ولي حقيقت از لحاظ تاريخي ثابت نشده که شهربانو به ايران آمده باشد و در اينجا دفن شده باشد .
    سؤال يکي از بينندگان :
    از پسران امام علي عليه السلام و از برادران امام حسين عليه السلام چند نفر در کربلا حضور داشتند و شهيد شدند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    از فرزندان اميرالمؤمنين پنج نفر در کربلا حضور داشتند و بشهادت رسيدند و از فرزندان فرزندان اميرالمؤمنين هم يعني نوه هاي اميرالمؤمنين هم عده زيادي بودند چه از فرزندان امام حسن و چه از فرزندان امام حسين عليه السلام به کربلا آمدند و بشهادت رسيدند و به هر حال از بني هاشم بيش از هجده نفر در کربلا بشهادت رسيدند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    قرآن توسط چه کسي جمع آوري شد ، از نظر علماء اهل سنت پاسخ به اين سؤال چگونه است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    قرآني که جمع آوري شده و الآن در اختيار ماست قرآني است که تمامي آياتش و سوره هايش در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به همين صورت جمع آوري شده بود يعني آياتي که در سوره بقره است بدستور پيامبر اکرم در سوره بقره قرار گرفته است و آياتي که در سوره ناس است بدستور رسول خدا و بدستور وحي الهي و توسط جبرئيل در اين سوره قرار گرفته و هيچ جابجايي صورت نگرفته است که آيات جابجا شوند و اينها در زمان رسول خدا و در زمان حيات ايشان اينکار انجام شده و بدستور ايشان انجام شده پس بنحوي جمع آوري آيات در سوره ها و بهمين صد و چهارده سوره در زمان حيات رسول خدا بوده است و حتي نامگذاري سوره ها و تعداد آياتش در زمان پيامبر اکرم بوده است ولي بعد از پيامبر گرامي اسلام ورود و نزول آيه اي نبوده است و لذا سوره ها بسته شد و سوره هايي که در زمان پيامبر اکرم تدوين شده و جمع آوري شده بود توقيفي شد و بسته شد و کسي حق نداشت آيه اي را بخواهد اضافه کند و يا کلمه اي را بخواهد اضافه کند .
    بعد از رحلت رسول خدا چند نفر قرآن را جمع آوري کردند که همين سوره بقره و همين سوره إقرء و سوره نحل بهمين صورت ترتيب شده ولي ترکيب و چينش سوره ها متفاوت بوده است مثلاً حضرت علي بگونه اي چينش کرده بود و علاوه بر چينش نکاتي که درباره شأن نزول و تفسير بود را در کنار اين قرآن وجود داشت و ترتيب آن را بر اساس ترتيب نزول سوره ها تنظيم کرده بودند و در زمان خليفه اول جمع آوري قرآن در دستور کار خليفه اول قرار گرفت و اينکار انجام شد و پايان کار در زمان خليفه دوم بود و اعلام اينکه قرآن واحدي داشته باشند در زمان خليفه سوم بود يعني خليفه سوم تمام قرآنهايي که ديگران داشتند جمع آوري کرد و نسخ را جمع آوري کرد .
    عثمان قرآنهايي که ديگران تدوين کرده بود گرفت و همه را سوزاند و اين خودش بحثي است که آيا ميشود قرآن را سوزاند و اين قرآن سوزي که در امروز اتفاق مي افتد و شيعه و سني عليه آن بر اساس آن اعتراض ميکنند که به حق هم بايد به آن اعتراض کنند در زمان عثمان هم رخ داده است و در منابع تاريخي اهل سنت وجود دارد که قرآنها را عثمان جمع آوري کرد يعني قرآنهايي را که ديگران نوشته بودند گرفت و جمع کرد و سوزاند و قرآني که در زمان خليفه اول و خليفه دوم جمع آوري شده بود آن را به اصطلاح ملاک قرآن واحد بين مسلمين قرار داد .
    تجميع قرآن به اين معناست که قرآنهاي ديگر را سوزاند و قرآن خليفه بعنوان قرآن رسمي شد و بقيه هم از روي آن بايد استفاده ميکردند .
    اعتقاد شيعه اين است که يک آيه از آياتي که در اين قرآن وجود دارد تحريف نشده است يعني چيزي در اين قرآن نيست که جزء آيات قرآن نبوده و اضافه کرده باشند و چيزي از آيات اين قرآن نه اضافه شده است و نه کم شده است .
    مباحث علوم قرآني و جمع آوري قرآن ميتوانند به الإتقان سيوطي مراجعه کنند و اين موارد که عرض کرديم در الإتقان سيوطي وجود دارد که از کتب معتبر علوم قرآني اهل سنت است و بهتر از آن در بين عامه نيست .
    مجري
    در بحث قرآن سوزي حج? الاسلام و المسلمين نجمي در کتاب سير بر صحيحين که هر ادعايي را از صحيح مسلم و بخاري آوردند و درباره بحث قرآن سوزي کاملاً مطالب را بيان کردند که اگر بخواهند ميتوانند به اين کتاب رجوع کنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    اهل تسنن شيعه را بدوران صفويه نسبت ميدهند و من ميخواهم بدانم که شاه صفوي قبل از اينکه مذهب شيعه را انتخاب کنند چه مذهبي داشتند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    صفويه از ابتدا شيعه نبودند ولي به هدايت علماء به تشيع تشرف پيدا کردند و هدايت شدن و ره يافتن صفويه تأثير بسزايي در تحول فرهنگي و استبصار بسياري از مردم ايران داشت اما اينگونه نبود که صفويه شيعه را به ايران بياورند و خودشان شيعه نبودند و قبل از اينکه صفويه بيايد شيعه در قم زندگي ميکردند و در همين نيشابور وقتي که امام رضا عليه السلام ميروند بسياري از شيعه ها از امام رضا عليه السلام درخواست حديث ميکنند و شيعه و اهل سنت در شهر نيشابور که شهري علمي بوده زندگي ميکردند و مرحوم کليني از شهر ري است و شهر ري پايگاه شيعه در صدر اسلام بوده است و در قرن دوم و سوم پايگاه شيعه بوده است ، پس اين چنين نيست که شيعه در ايران از زمان و از دولت صفويه گرفته شده است .
    مجري
    مأمون زمانيکه قصد داشت امام رضا عليه السلام را از مدينه به ايران بياورند به سربازانش دستور ميداد که حضرت را از فلان شهر و فلان شهر نياورند و اين گواه بر اين است که در طي مسير شيعه ها بودند و به همين دليل سربازانش را از آن مسيرها بر حذر ميداشت .
    آقاي رفعتي نائيني
    بله برخي از مسيرها براي آنها مخاطره آميز بود چون اکثريت شيعه بودند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره سر مبارک امام حسين عليه السلام کمي بيشتر توضيح دهيد که در کجا دفن شده است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    آنچه که در منابع تاريخي و متقن تاريخي داريم اين است که سر امام حسين عليه السلام اهل بيت از شام به کربلا برگرداندند و به بدن مبارک ايشان ملحق شد و در همين کربلا و زير قبّه دفن شده است اما در اينکه آيا در همانجايي که بدن بي سر اباعبدالله دفن شده قرار دادند يا جلوتر ، در اين اختلاف است و آنچه که بيشتر موثق است اين است که امام سجاد عليه السلام سر را جلوتر از خود بدن دفن کردند و نبش قبر نکردند که سر را به بدن ملحق کنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    حضرت اباالفضل که در کربلا حضور داشتند آيا فرزندي از ايشان در کربلا بوده است يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    فرزند ايشان در کربلا نبودند و فرزند حضرت اباالفضل کوچک بودند و در نزد أم البنين مادر حضرت عباس در مدينه بودند و بعد از حادثه کربلا همراه مادر بزرگشان أم البنين به بقيع مي آمدند و در مراسم عزاداري که جناب أم البنين براي شهداء کربلا و مخصوصاً براي چهار فرزند شهيدشان برگزار ميکردند شرکت ميکردند و أم البنين اولين کسي بودند که مراسم عزاداري و روضه خواني بصورت علني در مدينه برقرار کرد و ياد و خاطره شهداء کربلا را احياء کرد و نام اين فرزند فضل و عبيد الله است و نسل حضرت عباس تا امروز از همين فرزند باقي است و در عراق و يمن و ايران و مصر از نسل حضرت عباس و نسل أم البنين باقي ماندند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره فرزندان امام حسين عليه السلام آيا فرزنداني غير از امامان هم داشتند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    بله فرزنداني داشتند ولي همگي در کربلا بشهادت رسيدند و تنها فرزند ذکور امام حسين عليه السلام که زنده ماندند امام سجاد عليه السلام هستند که امام هستند و از امام حسن يک فرزند حسن مثني است که زنده و باقي ماند و نسل امام حسن مجتبي هم از اين فرزند است و اين هم ماجراي مفصلي دارد که خلاصه آن اين است که در کربلا مجروح ميشود و از هوش ميرود و همه فکر ميکنند که بشهادت رسيده است ولي در حال کما و إغماء بوده که بعد از غروب روز عاشوراء بهوش مي آيند و از اغماء بيرون مي آيند و جنگ تمام شده بوده است و کسي متعرض ايشان نميشود و همين باعث ميشود که نسل امام حسن باقي ميماند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    من در حال ذکر گفتن در روز و شب خيلي شک ميکنم که آيا من به ياد خدا هستم و وسواس پيدا کرده ام ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    بهترين ذکري که ميتوانند داشته باشند ذکرهاي عربي است مثلاً استغفار را داشته باشند که خيلي تأکيد شده است بر اين ذکر و فقط ذکر توبه نيست و ذکري است که مشکلات را از انسان برطرف ميکند و همين وسوسه ها را از انسان برطرف ميکند و بهترين ذکر استغفار است که هم براي برطرف شدن و مغفرت گناهان است و هم براي رفع مشکلات است و هم براي مقدمه استجابت دعاست و خوب است که ذکر عربي را داشته باشند که خيلي راحت است و ذکر لا اله الا الله خيلي سفارش شده و اگر اين ذکر را داشته باشند وسوسه ها از وجود ايشان بيرون ميرود و همچنين صلوات بر محمد و آل محمد که بسيار تأثير گذار است و بعد از اينکه ذکر را گفتند خيالشان راحت باشد و به هر وجهي که گفتند نگذارند که وسوسه وارد شود چرا که بياد خداوند بودن و بياد اهل بيت بودن بسيار ارزش دارد و موجب اطمينان قلب ميشود و خداوند در سوره رعد آيه 28 فرموده است « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » .
    مجري
    ميدانيم که اسم اصلي حضرت أم البنين فاطمه بود پس چرا به أم البنين معروف شدند ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    اين ماجراي بسيار زيبايي دارد که معرفت اين بانو را نشان ميدهد و علاقه اين بانو را به فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها و به امام حسن و امام حسين و به زينب و أم الکلثوم نشان ميدهد .
    چون نام أم البنين فاطمه بود و وقتي که حضرت علي عليه السلام ميخواست ايشان را صدا کند نام ايشان را ميبرد فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها ياد مادر مي افتادند چون مادرشان هم نامش فاطمه بود و گرچه تمام در و ديوار خاطره مادرشان فاطمه زهرا را تداعي ميکند ولي اينکه گاهي اميرالمؤمنين پدرشان نام فاطمه را ببرد تداعي بيشتري ميکند .
    اين بانو با معرفتي که داشت و با عشقي که نسبت به اين فرزندان ميورزيد احساس کرد که اگر تغيير نام بدهد بچه ها کمتر نام مادر را بشنوند و بياد مظلوميتهاي مادر کمتر بيافتند بهتر است و لذا به شوهرش علي عليه السلام پيشنهاد کرد که من دوست دارم نامم فاطمه باشد و من را فاطمه صدا بزنيد ولي بخاطر فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها نام من را تغيير بدهيد که اين براي بچه هاي فاطمه مناسب تر است که کمتر بياد مادر مظلومه اشان بيافتند و اميرالمؤمنين عليه السلام اين را پذيرفتند و نامي که حاکي از آينده ايشان بود ، أم البنين را براي اين بانوي با عظمت گذاشتند .
    هنوز فرزند نداشت و هنوز پسر نداشت چون ميدانيد که حضرت عباس بزرگترين فرزند أم البنين در سال 26 هجري قمري بدنيا آمده است و چند سال اين بانو فرزند نداشت و در زمانيکه فرزند نداشت حضرت علي عليه السلام نام جديدي براي اين بانو گذاشتند و أم البنين خطاب کردند که بمعناي مادر پسرهاست .
    سؤال يکي از بينندگان :
    چرا قبر امام حسين عليه السلام شش گوشه است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    اين ضريحي که الآن در حرم مطهر و منور امام حسين عليه السلام است از ابتدا شش گوشه نبوده است و ضريحهايي که بعداً درست کردند شش گوشه درست کردند و بخاطر اينکه در اين ضريح قبر دو نفر است که يکي امام حسين عليه السلام است و يکي هم فرزند رشيد اباعبدالله عليه السلام علي اکبر است که پائين پاي پدر بزرگوارش يعني امام حسين عليه السلام دفن شده است و براي اينکه مشخص شود که اين ضريح داراي دو قبر است چهار گوشه را براي قبر امام حسين در نظر گرفتند و دو گوشه در پائين پا براي علي اکبر اضافه کردند که افراد وقتي به زيارت اين مرقد منور و حرم مطهر ميروند توجه داشته باشند که پائين پاي امام حسين عليه السلام قبر علي اکبر است و وقتي امام حسين عليه السلام را زيارت کردند به پائين پا بيايند و علي اکبر را هم زيارت کنند .
    البته اين در ضريح سامرا هم که دو امام در آنجا دفن بودند اين سبک که چهار گوشه باشد نبود و براي اين بود که هم امام هادي و هم امام عسگري در آنجا دفن هستند و آن هم اينگونه بود که البته الآن با جنايتي که درباره حرم و گنبد و بارگاه عسگريين در سامرا انجام دادند هنوز گنبد جديد را درست نکردند که ببينيم که چگونه درست ميکنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    نام فرزندان امام علي عليه السلام چه بوده است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    من همين امشب شش نفر از فرزنداان اميرالمؤمنين را ياد کردم : امام حسن و امام حسين که از حضرت زهرا سلام الله عليها هستند و فرزندان اميرالمؤمنين از أم البنين عباس و عبد الله و جعفر و عون يا عثمان هستند و درباره فرزندان اميرالمؤمنين آنچه که مد نظر اين عزيز بيننده باشد اين است که فرزندي بنام ابابکر و عمر و عثمان داشتند و چرا نام گذاري شده است بحثهاي مفصلي است که در همين شبکه به آن پاسخ داده شده است و من فقط اشاره ميکنم که برخي از نامگذاري هايي که صورت گرفته است مثل عثمان و عمر و ابابکر اگر درست باشد و طبق مستندات خود اهل سنت پيشنهاد خليفه دوم بوده است و اصرار خليفه دوم بوده است و مورد ديگر اصرار خليفه سوم بوده که نام من را بر فرزندتان بگذاريد و در واقع حکم حکومتي بوده است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    نسل حضرت اباالفضل در ايران و عراق چه کساني هستند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    رامهرمز و گرگان مطرح شده است و ما از حضورشان که در چه شهري هستند خيلي اطلاع نداريم ولي در عراق و ايران و مصر و يمن از نسل فضل بن عباس و يا عبيد الله بن عباس عليه السلام حضور دارند .
    مجري
    اگر امکان دارد از مطالبي که امشب گفته شده جمع بندي بفرمائيد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    حقيقتاً أم البنين مادر وفاست و مادر عشق و صفاست و أم البنين نه تنها مادر پسران است بلکه مادر عشق به امام زمان و امام معصوم است و لذا فرزندانش را جوري تربيت کرد از عباس گرفته تا بقيه فرزندان که هيچگاه در برابر فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها خطاب برادر نکنند با اينکه از لحاظ عرفي برادر حساب ميشوند و از يک پدر هستند و مهم اين است که از يک پدر هستند و همه مسايل شرعي برادر بودن را دارند ولي مادر ادب است و مادر معرفت است و معرفت و ادب و وفا را به فرزندانش ياد ميدهد که به فرزندان فاطمه زهرا بگوئيد مولا و آقا .
    چنين بانوي با عظمت و با معرفتي نسبت به ائمه اش است و اين تربيت را در همان موقعي که هنوز اينها در خانه اميرالمؤمنين بودند و اميرالمؤمنين عليه السلام در قيد حيات بودند اينگونه بچه ها را تربيت ميکند که به حسن و حسين بعنوان برادر خطاب نکنند و اين بانو واقعاً شخصيت کم نظير و بي نظيري است که وقتي که همسري ميکند الگوي همسري براي زنان است و وقتي که مادري ميکند الگوي مادري است و وقتيکه بتعبير عاميانه بعنوان زن بابا و نامادري است نامادري که دارد و در جايگاه زن بابا قرار گرفته است بگونه اي با بچه هاي همسر قبل شوهرش برخورد ميکند که اوج معرفت اين بانو نسبت به امام حسن و امام حسين و اميرالمؤمنين تبلور پيدا ميکند که فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها را بر فرزندان خود در همه چيز مقدم ميکند نه فقط در اينکه به فرزندانش ياد دهد که چگونه به برادران خود خطاب کنند بلکه در همه چيز آنها را مقدم ميکند و اين هم يکي تجلي از معرفت أم البنين است که وقتي خبر ميرسد و از کربلا خبر آورده شد سؤال ميکند که از حسين چه خبر ؟ و او از أم البنين شناخت دارد و خبر شهادت حضرت عباس و عبدالله و جعفر و عون را ميدهد ، أم البنين تعجب ميکند و ميفرمايد که من از حسين از تو سؤال ميکنم و تو از پسرانم به من خبر ميدهي ! همه آنها بفداي حسين .
    اين است معرفت ايشان ، اگر عباس در عاشورا وفا دارد اين را از مادر به ارث برده است و اگر آن چنان معرفت دارد که پشت پا به امان نامه شمر ميزند از مادر گرفته است و چنين بانويي است که بايد در اين لحظه هاي پاياني برنامه خطاب به اين بانوي با فضيلت عرض کنيم که اي همسر با فضيلت علي و اي دختر دلاوران عرب اي أم البنين اگر تو همسر اميرالمؤمنين نبودي چه کسي ماه بلند بالاي بني هاشم را بدنيا مي آورد .
     

    صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين)
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
     
    مجري
    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است ولي بمناسبت شب شهادت حضرت أم البنين توفيقي شد تا در خدمت کارشناس محترم حج? الاسلام و المسلين آقاي رفعتي باشيم و در اين زمينه از آگاهي هاي ايشان استفاده کافي ببريم .
    اگر امکان دارد خلاصه اي از زندگي أم البنين را براي ما بيان کنيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است .
    نام ايشان فاطمه است و پدر ايشان حزام بن خالد عامري است و مادرش سمامه يا ليلا است و شوهرش علي ابن ابيطالب اميرالمؤمنين علي عليه السلام است و چهار فرزند خداوند به ايشان عنايت کرده از شوهر خوبش علي عليه السلام بنامهاي عباس و عبدالله و جعفر و عثمان يا عون که همگي اين فرزندان در کربلا بشهادت رسيدند و اين بانوي مکرمه و با عظمت از قبيله بني کلاب است از قبيله اي است که در شجاعت زبانزد عرب از قبل از اسلام بوده و خودش هم شجاعت را ارث برده از پدران و از اجداد خودش و بانويي است که بعد از فاطمه زهرا سلام الله عليها به خانه اميرالمؤمنين مي آيد و همسر اميرالمؤمنين ميشود و هم همسر شهيد است و هم مادر چهار شهيد است و هم خدمتگزار سه امام معصوم است ، اميرالمؤمنين و امام حسن مجتبي عليه السلام و امام حسين عليه السلام .
    فرزندانش را طوري تربيت ميکند که همه در خدمت امام حسن و امام حسين عليهم السلام باشند و اين بانوي مکرمه در سيزدهم جمادي الثاني سال شصت و چهار هجري قمري يعني سه سال بعد از حادثه شهادت اباعبدالله الحسين عليه السلام از دنيا ميروند و اين نقل مشهور در تاريخ ارتحال اين بانوي مکرمه است .
    مجري
    ارتباطي که بين حضرت علي عليه السلام و اين بانوي بزرگوار بقرار ميشود بعنوان ارتباط همسري چه زمينه اي داشته است و ايشان از کجا توفيق پيدا کردند که بعنوان همسر اميرالمؤمنين قرار بگيرند ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    بحث مهمي است و خيلي ميتواند براي زندگي همه ما پيامهايي داشته باشد .
    اميرالمؤمنين علي عليه السلام بعد از آنکه فاطمه زهرا بشهادت ميرسند و در حوادثي که بعد از رحلت رسول خدا پيش مي آيد و اميرالمؤمنين همسر جوانشان را از دست ميدهند ، مدتي بعد خواستند تا ازدواج مجددي داشته باشند چون بايد همسري در خانه باشد و کسي باشد که بتواند فرزندان را جمع کند و زندگي را سامان بدهد به برادرشان عقيل که قبائل عرب را خوب ميشناختند و علم انساب داشتند و نسب قبائل را خوب مطالعه کرده بودند و برادر بزرگ بودند ، حضرت علي به برادرشان عقيل فرمودند ميخواهم همسري انتخاب کنم و ميخواهم بانويي شجاع از خاندان شجاع به من معرفي کني .
    عقيل با توجه به شناختي که نسبت به قبائل و انساب عرب داشت چند روزي تأمل و مطالعه اي کرد و بعد خدمت برادرش علي عليه السلام آمد و عرضه داشت که من بانويي با آن ويژگي که گفتي شجاعت داشته باشد و از خاندان و از قبيله شجاع باشد برايت انتخاب کردم نام او فاطمه بنت حزام بن خالد از قبيله بني کلاب يا قبيله عامري است .
    اميرالمؤمنين هم با توجه به پيشنهاد عقيل اين را پسنديدند که اين خانواده ، خانواده اي هستند و قبيله اي هستند که از قبل از اسلام در شجاعت زبانزد بودند و در جنگهايي که قبل از اسلام رخ ميداد اينها شجاعت خود را در عرب به ظهور رسانده بودند .
    نکته اي در اينجا بايد مطرح شود که ميتوان گفت از اين جريان پيام بگيريم و اصولاً ما مباحث تاريخي را صرفاً به گزارش تاريخي نميپردازيم بلکه بيشتر ميخواهيم از حوادث تاريخي پيام بگيريم و تاريخ براي درس گرفتن و عبرت آموزي است و قرآن کريم هميشه وقتي داستانهاي أمم گذشته را مطرح ميفرمايند تعبيرش اينگونه است « وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ( سوره بقره ايه 179 ) در سرگذشت گذشتگان و أمتهاي گذشته و انسانهايي که قبل از شما زندگي کردند عبرت است و بايد عبرت گرفت و بايد درس گرفت .
    اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميخواهد همسر انتخاب کند ميفرمايند از خاندان شجاع باشد عقيل سؤال ميکند که چرا روي اين ويژگي دست گذاشتيد ؟ هر جواني که بخواهد همسر انتخاب کند شرائطي را براي همسري که ميخواهند معرفي کند در نظر ميگيرد و اميرالمؤمنين در اينجا شجاعت را در نظر گرفته است نه تنها شجاعت دختر بلکه شجاعت خاندان دختر را در نظر گرفته است ، براي عقيل سؤال انگيز ميشود که اين چه ويژگي است که برادرم در نظر گرفته است و لذا سؤال ميکند چرا دست روي اين ويژگي گذاشتيد ؟ اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند ميخواهم فرزنداني شجاع براي من از اين بانو بدنيا بيايد و شجاعت داشته باشند و دلاور باشند که بتوانند در کربلا در حادثه قيام برادرشان حسين خوب شجاعت خود را نشان بدهند .
    درسي که بايد از اينجا گرفت اين است که چقدر وراثت و قانون ژنتيک روي فرزند تأثير ميگذارد ، مادر شجاع صفت شجاعتش به فرزندش منتقل ميشود و اگر مادر ترسو باشد اين صفت به فرزند منتقل ميشود و صفت ترس يا صفت شجاعت يک وراثت و قانون ژنتيکي است که به نطفه منتقل و به جنين در رحم مادر منتقل ميشود و صفاتي را بايد براي همسر در نظر گرفت که اين صفات ، صفات حسنه اي باشد که در فرزنداني که از اين مادر ميخواهد متولد شود قرار داشته باشد و بايد وراثت را در نظر بگيريم .
    قانون وارثت امروزه با پيشرفت علم براي همه دانشمندان کاملاً جا افتاده است اگر مولا اميرالمؤمنين هزار و چهار صد سال وقتي ميخواهد همسر انتخاب کند به عقيل ميفرمايند که ميخواهم شجاع باشد براي اينکه براي من فرزنداني را بدنيا بياورد که شجاع باشند و حضرت به اين قانون وراثت توجه دارد و امروزه با پيشرفت علم به اين نکته رسيدند که صفاتي که پدر دارد و صفاتي که مادر دارند در فرزند به ارث ميرسد .
    لذا محمد حنفيه در يکي از جنگها که يک پا پيش ميگذارد و يک پا عقب ميگذارد حضرت علي عليه السلام به فرزندشان محمد بن حنفيه نهيب ميزند که اينکه به پيش ميروي ارثي است که از من بردي و آنکه عقب ميکشي ارثي است که از مادرت بردي .
    يعني اخلاق و صفات و روحيات مادر ، بسيار در فرزنداني که از اين مادر بوجود مي آيد تأثير ميگذارد و اين پيامي از اين جريان است .
    حضرت أم البنين خانداني که داشتند خاندان شجاعي هم بودند و خودشان هم بانوي شجاعي بودند و بهمين جهت بخاطر داشتن اين صفت خوب اين هماي سعادت بر دوش اين بانو نشست ، وقتي که عقيل اين بانو را به اميرالمؤمنين معرفي کرد اميرالمؤمنين پسنديدند و به عقيل فرمودند که برو از پدرش او را براي من خواستگاري کن و به محض اينکه خواستگاري شد هم پدر و هم اين بانوي با عظمت نه تنها جواب مثبت دادند بلکه با افتخار جواب مثبت دادند که چنين افتخاري درب خانه اينها را زده است .
    يکي دو روز قبل از اينکه اين خواستگاري صورت بگيرد أم البنين در نقلها دارد که خواب ديده بودند که ماه در دامانش قرار گرفت و لحظاتي بعد سه ستاره در دامانش قرار گرفت که بعداً براي أم البنين تعبير کردند که آن ماه قمر بني هاشم است ، قمر بمعني ماه است و بقدري اين فرزند ارشد أم البنين زيبا بوده که در بين بني هاشم که اصولاً چهره زيبايي در عرب و قريش داشتند در بين بني هاشم اباالفضل ماه بوده است و لذا ملقب و معروف به قمر بني هاشم شده و فرزندان ديگرش سه ستاره اي بودند که در خواب ديده است و فهميد که اين خواستگاري تعبير همان خوابي است که ديده است و بعداً هم به فرزندان و پسراني که از او بدنيا آمدند تعبير شد .
    مجري
    شما به پيام هاي ازدواج اشاره کرديد ، گرچه حضرت بحث شجاعت را ملاک قرار دادند ولي اين زمينه اي دارد که آن زمينه تقوا است ، تأکيد روي بحث شهادت نبايد از اين ملاکهاي مهمتر ما را مورد غفلت قرار بدهند ، اگر امکان دارد در اين بحث تقوا براي ما توضيحاتي بفرمائيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    شرائطي که اميرالمؤمنين علي عليه السلام از برادرشان درخواست ميکنند که شخصي را با چنين شرائطي براي ايشان پيدا کنند ، شرائط عمومي مثل ايمان آن هم ايماني که اين بانو داشته است و تقوا و پرهيزگاري و عفاف و نجابت و ... همه اينها را بعنوان شرائط عمومي حضرت در نظر گرفته و علاوه بر شرائط عمومي ايمان راسخ و استوار و تقواي همه جانبه و عفاف کامل علاوه بر اينها روي ويژگي خاصي دست ميگذارد که بايد آن ويژگي خاص را بعنوان ويژگي استثنائي در اين بانو باشد و لازم نيست که اين ويژگي در بانوهايي که ديگران انتخاب ميکنند اين ويژگي حتماً باشد و اين بخاطر پيش بيني جنگ و عاشورا و کربلا بوده است و لذا از آن صفاتي که از جمله تقوايي که شما نام برديد از شرائط اصلي در ازدواج است و اگر کسي بخواهد همسر انتخاب کند بايد در نظر بگيرد .
    لذا وقتي که اميرالمؤمنين با فاطمه زهرا سلام الله عليها ازدواج کردند بعد از چند روز پيامبر گرامي اسلام سؤال کردند ، خيلي از پدر زنها و مادر زنها دوست دارند که بدانند و از داماد سؤال کنند که از همسرت راضي هستي يا نه ؟ رسول خدا هم بدون تعارف از دامادشان سؤال کردند که علي جان فاطمه را چگونه يافتي ؟ چگونه همسري است ؟ اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند « نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ » بهترين يار و ياور در اطاعت خداوند است و اطاعت خداوند همان تقواست يعني من ياري پيدا کردم که بهتر بتوانم اطاعت خداوند و عبادت خداوند را داشته باشم پس اين ويژگي است که بايد سرمشق همه انتخابهاي زوج ها باشد که « نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ » يعني هر دو براي تقرب به خداوند هم سر و هم دوش و زوج باشند و در رسيدن به قرب الهي و طاعت الهي و بندگي خداوند و تقوا .
    علاوه بر اين در أم البنين بايد ويژگي باشد که ميخواهد براي حسينش و براي فرزندش در کربلا برادراني شجاع و مدافعاني شجاع وجود داشته باشد و همچنين شد و همانطور که اميرالمؤمنين ميخواست که فرزنداني شجاع از اين همسر داشته باشد بوقوع پيوست چرا که شجاعت اباالفضل و برادران ايشان که در کربلا و در پيشگاه امام حسين به شهادت رسيدند بي نظير است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    حضرت أم البنين با حضرت علي عليه السلام بغير از اينکه همسر ايشان بودند آيا نسبت فاميلي ديگري هم داشتند يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    خير غير از نسبت همسري قبل از اينکه همسر اميرالمؤمنين شوند اصلا ً قبيله بني کلاب نسبتي با اميرالمؤمنين نداشتند و اميرالمؤمنين در مدينه بودند و ايشان و قبيله ايشان در کوفه زندگي ميکردند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    آيا حضرت أم البنين با حضرت زينب سلام الله عليها در واقعه عاشورا نقشي داشتند يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    أم البنين در کربلا حضور نداشتند که نقشي در دوران اسارت خاندان اباعبدالله الحسين و حضرت زينب کبري و همراهي با آنها را داشته باشند و ايشان در مدينه ماندند تا وقتيکه خبر شهادت امام حسين به ايشان رسيد و ماجراهايي در رابطه با نقشي که بعد از شهادت اباعبدالله الحسين ايفا کردند عرض خواهد شد ولي در کربلا حضور نداشتند و نقش ايشان اين بود که در مدينه بمانند و از فرزند اباالفضل بن عباس و نوه خود محافظت کنند و نسل ايشان از طريق حضرت اباالفضل عباس باقي ماند که يک پسر داشتند و بقيه فرزندان أم البنين هيچکدام فرزند نداشتند و بعضاً هم ازدواج نکرده بودند و جوان بودند و فقط حضرت عباس ازدواج کرده بودند و نام فرزند ايشان عبيد الله و فضل بود و اينکه به ايشان اباالفضل گفته ميشود بخاطر اين است که نام فرزند ايشان فضل است و به ايشان اباالفضل گفته ميشود .
    سؤال يکي از بينندگان :
    ديشب شخصي تماس گرفت و پرسيد که آيا ميشود مردي شيعه با خانمي سني ازدواج کند ؟ کارشناس برنامه هم اجازه دادند ولي در اصول کافي امام صادق عليه السلام چنين اجازه اي را ندادند و فرمودند ميتوانيد از آنها زن بگيرند چون مردها ميتوانند روي زنها نفوذ داشته باشند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    درباره ازدواج مرد شيعه با خانمي از اهل سنت که در برنامه ديشب کارشناس احکام مطرح کردند منعي وجود ندارد همانطور که فرمودند در سوره نساء آيه 34 « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ » و بيشتر مردها ميتوانند از لحاظ فکري روي خانواده تأثير گذار باشند و قرآن کريم هم ميفرمايند «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ » ( سوره تحريم آيه 6 ) يعني يکي از وظايف مرد در خانه اين است که هم خودش را اصلاح کند و نسبت به تقوا و نسبت به گناه دوري بکند و هم خانواده اش را به سمت تقوا ببرد و آنها را از آتش جهنم محافظت کند و لذا اگر مرد شيعه اي که در صراط مستقيم الهي گام برميدارد با بانويي از اهل سنت ازدواج کند مانعي وجود ندارد و آقايان فقهاء هم فتوا ميدهند که اين مشکلي ندارد .
    برعکسش از ديدگاه فقهاء منع وجود دارد و روايتي که فرمودند در اين خصوص است و بخاطر همان نکته اي که عرض کرديم چه بسا باعث شود دختري که در صراط مستقيم الهي گام برميداشته بخاطر ازدواج با يک مرد سني که در صراط مستقيم نبوده است و در صراط ولايت نبوده است دچار مشکل انحراف فکري شود البته براي اين اتفاق نظري وجود ندارد و حکم شرعي اين را ميتوانند در برنامه احکام مطرح کنند .
    در بسياري از مواردي که آقايان با همسراني که اهل سنت بودند و ازدواج کردند توانستند روي آنها تأثير بگذارند و برخي از دختران شيعه که با اهل سنت ازدواج کنند و مواردي بوده که احساس کردند که چه خسارتي را در زندگي بدست آوردند .
    در عين حال هم ما اعتقاد داريم که همه برادران اهل سنت مسلمان هستند و در اينکه مسلمان هستند شک نداريم و حتي وهابي ها را مسلمان ميدانيم چه رسد به اهل سنت ! اما در اسلام آنها انحرافاتي وجود دارد و وهابيها انحرافات فکري دارند ولي در عين حال شهادتين ميگويند و مسلمان هستند و همين قرآن را قبول دارند و از آن جهت هم به اين خاطر منعي نيست و اگر عزيزان در برخي از روايات منعي مي بينند بخاطر اين فلسفه اي بود که مطرح شد که در قرآن آيات آن ذکر شد .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره جناب شهربانو ميگويند که قبر مطهر ايشان در ايران است ، آيا صحت دارد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    درباره جناب شهربانو همسر امام حسين عليه السلام و مادر امام زين العابدين عليه السلام قبري که در نزديکي هاي ورامين است معروف شده به شهربانو و از لحاظ سندهاي تاريخي اعتبار ندارد ، شهربانو به ايران نيامده که در ايران دفن شود ولي در عين حال رفتن به اين مزار بعنوان زيارت همسر امام حسين و مادر امام سجاد فضيلت دارد و چون منسوب به اين بانو است اشکالي ندارد و نه تنها خالي از لطف نيست بلکه خالي از اجر و پاداش نيست زيرا از همسر امام و مادر امام و از مادربزرگ امام باقر عليه السلام تجليل و تشکر ميکنيم و چون در غير از اين مزاري که براي شهربانو در نزديکي هاي ورامين ذکر شده ما جايي را سراغ نداريم و لذا در برنامه هاماين مطرح کرديم و اگر مثل حضرت زينب سه جا مزار داشته باشيم زيارت قبر حضرت زينب در هر سه جا اشکالي ندارد .
    ولي حقيقت از لحاظ تاريخي ثابت نشده که شهربانو به ايران آمده باشد و در اينجا دفن شده باشد .
    سؤال يکي از بينندگان :
    از پسران امام علي عليه السلام و از برادران امام حسين عليه السلام چند نفر در کربلا حضور داشتند و شهيد شدند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    از فرزندان اميرالمؤمنين پنج نفر در کربلا حضور داشتند و بشهادت رسيدند و از فرزندان فرزندان اميرالمؤمنين هم يعني نوه هاي اميرالمؤمنين هم عده زيادي بودند چه از فرزندان امام حسن و چه از فرزندان امام حسين عليه السلام به کربلا آمدند و بشهادت رسيدند و به هر حال از بني هاشم بيش از هجده نفر در کربلا بشهادت رسيدند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    قرآن توسط چه کسي جمع آوري شد ، از نظر علماء اهل سنت پاسخ به اين سؤال چگونه است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    قرآني که جمع آوري شده و الآن در اختيار ماست قرآني است که تمامي آياتش و سوره هايش در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به همين صورت جمع آوري شده بود يعني آياتي که در سوره بقره است بدستور پيامبر اکرم در سوره بقره قرار گرفته است و آياتي که در سوره ناس است بدستور رسول خدا و بدستور وحي الهي و توسط جبرئيل در اين سوره قرار گرفته و هيچ جابجايي صورت نگرفته است که آيات جابجا شوند و اينها در زمان رسول خدا و در زمان حيات ايشان اينکار انجام شده و بدستور ايشان انجام شده پس بنحوي جمع آوري آيات در سوره ها و بهمين صد و چهارده سوره در زمان حيات رسول خدا بوده است و حتي نامگذاري سوره ها و تعداد آياتش در زمان پيامبر اکرم بوده است ولي بعد از پيامبر گرامي اسلام ورود و نزول آيه اي نبوده است و لذا سوره ها بسته شد و سوره هايي که در زمان پيامبر اکرم تدوين شده و جمع آوري شده بود توقيفي شد و بسته شد و کسي حق نداشت آيه اي را بخواهد اضافه کند و يا کلمه اي را بخواهد اضافه کند .
    بعد از رحلت رسول خدا چند نفر قرآن را جمع آوري کردند که همين سوره بقره و همين سوره إقرء و سوره نحل بهمين صورت ترتيب شده ولي ترکيب و چينش سوره ها متفاوت بوده است مثلاً حضرت علي بگونه اي چينش کرده بود و علاوه بر چينش نکاتي که درباره شأن نزول و تفسير بود را در کنار اين قرآن وجود داشت و ترتيب آن را بر اساس ترتيب نزول سوره ها تنظيم کرده بودند و در زمان خليفه اول جمع آوري قرآن در دستور کار خليفه اول قرار گرفت و اينکار انجام شد و پايان کار در زمان خليفه دوم بود و اعلام اينکه قرآن واحدي داشته باشند در زمان خليفه سوم بود يعني خليفه سوم تمام قرآنهايي که ديگران داشتند جمع آوري کرد و نسخ را جمع آوري کرد .
    عثمان قرآنهايي که ديگران تدوين کرده بود گرفت و همه را سوزاند و اين خودش بحثي است که آيا ميشود قرآن را سوزاند و اين قرآن سوزي که در امروز اتفاق مي افتد و شيعه و سني عليه آن بر اساس آن اعتراض ميکنند که به حق هم بايد به آن اعتراض کنند در زمان عثمان هم رخ داده است و در منابع تاريخي اهل سنت وجود دارد که قرآنها را عثمان جمع آوري کرد يعني قرآنهايي را که ديگران نوشته بودند گرفت و جمع کرد و سوزاند و قرآني که در زمان خليفه اول و خليفه دوم جمع آوري شده بود آن را به اصطلاح ملاک قرآن واحد بين مسلمين قرار داد .
    تجميع قرآن به اين معناست که قرآنهاي ديگر را سوزاند و قرآن خليفه بعنوان قرآن رسمي شد و بقيه هم از روي آن بايد استفاده ميکردند .
    اعتقاد شيعه اين است که يک آيه از آياتي که در اين قرآن وجود دارد تحريف نشده است يعني چيزي در اين قرآن نيست که جزء آيات قرآن نبوده و اضافه کرده باشند و چيزي از آيات اين قرآن نه اضافه شده است و نه کم شده است .
    مباحث علوم قرآني و جمع آوري قرآن ميتوانند به الإتقان سيوطي مراجعه کنند و اين موارد که عرض کرديم در الإتقان سيوطي وجود دارد که از کتب معتبر علوم قرآني اهل سنت است و بهتر از آن در بين عامه نيست .
    مجري
    در بحث قرآن سوزي حج? الاسلام و المسلمين نجمي در کتاب سير بر صحيحين که هر ادعايي را از صحيح مسلم و بخاري آوردند و درباره بحث قرآن سوزي کاملاً مطالب را بيان کردند که اگر بخواهند ميتوانند به اين کتاب رجوع کنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    اهل تسنن شيعه را بدوران صفويه نسبت ميدهند و من ميخواهم بدانم که شاه صفوي قبل از اينکه مذهب شيعه را انتخاب کنند چه مذهبي داشتند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    صفويه از ابتدا شيعه نبودند ولي به هدايت علماء به تشيع تشرف پيدا کردند و هدايت شدن و ره يافتن صفويه تأثير بسزايي در تحول فرهنگي و استبصار بسياري از مردم ايران داشت اما اينگونه نبود که صفويه شيعه را به ايران بياورند و خودشان شيعه نبودند و قبل از اينکه صفويه بيايد شيعه در قم زندگي ميکردند و در همين نيشابور وقتي که امام رضا عليه السلام ميروند بسياري از شيعه ها از امام رضا عليه السلام درخواست حديث ميکنند و شيعه و اهل سنت در شهر نيشابور که شهري علمي بوده زندگي ميکردند و مرحوم کليني از شهر ري است و شهر ري پايگاه شيعه در صدر اسلام بوده است و در قرن دوم و سوم پايگاه شيعه بوده است ، پس اين چنين نيست که شيعه در ايران از زمان و از دولت صفويه گرفته شده است .
    مجري
    مأمون زمانيکه قصد داشت امام رضا عليه السلام را از مدينه به ايران بياورند به سربازانش دستور ميداد که حضرت را از فلان شهر و فلان شهر نياورند و اين گواه بر اين است که در طي مسير شيعه ها بودند و به همين دليل سربازانش را از آن مسيرها بر حذر ميداشت .
    آقاي رفعتي نائيني
    بله برخي از مسيرها براي آنها مخاطره آميز بود چون اکثريت شيعه بودند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره سر مبارک امام حسين عليه السلام کمي بيشتر توضيح دهيد که در کجا دفن شده است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    آنچه که در منابع تاريخي و متقن تاريخي داريم اين است که سر امام حسين عليه السلام اهل بيت از شام به کربلا برگرداندند و به بدن مبارک ايشان ملحق شد و در همين کربلا و زير قبّه دفن شده است اما در اينکه آيا در همانجايي که بدن بي سر اباعبدالله دفن شده قرار دادند يا جلوتر ، در اين اختلاف است و آنچه که بيشتر موثق است اين است که امام سجاد عليه السلام سر را جلوتر از خود بدن دفن کردند و نبش قبر نکردند که سر را به بدن ملحق کنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    حضرت اباالفضل که در کربلا حضور داشتند آيا فرزندي از ايشان در کربلا بوده است يا نه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    فرزند ايشان در کربلا نبودند و فرزند حضرت اباالفضل کوچک بودند و در نزد أم البنين مادر حضرت عباس در مدينه بودند و بعد از حادثه کربلا همراه مادر بزرگشان أم البنين به بقيع مي آمدند و در مراسم عزاداري که جناب أم البنين براي شهداء کربلا و مخصوصاً براي چهار فرزند شهيدشان برگزار ميکردند شرکت ميکردند و أم البنين اولين کسي بودند که مراسم عزاداري و روضه خواني بصورت علني در مدينه برقرار کرد و ياد و خاطره شهداء کربلا را احياء کرد و نام اين فرزند فضل و عبيد الله است و نسل حضرت عباس تا امروز از همين فرزند باقي است و در عراق و يمن و ايران و مصر از نسل حضرت عباس و نسل أم البنين باقي ماندند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    درباره فرزندان امام حسين عليه السلام آيا فرزنداني غير از امامان هم داشتند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    بله فرزنداني داشتند ولي همگي در کربلا بشهادت رسيدند و تنها فرزند ذکور امام حسين عليه السلام که زنده ماندند امام سجاد عليه السلام هستند که امام هستند و از امام حسن يک فرزند حسن مثني است که زنده و باقي ماند و نسل امام حسن مجتبي هم از اين فرزند است و اين هم ماجراي مفصلي دارد که خلاصه آن اين است که در کربلا مجروح ميشود و از هوش ميرود و همه فکر ميکنند که بشهادت رسيده است ولي در حال کما و إغماء بوده که بعد از غروب روز عاشوراء بهوش مي آيند و از اغماء بيرون مي آيند و جنگ تمام شده بوده است و کسي متعرض ايشان نميشود و همين باعث ميشود که نسل امام حسن باقي ميماند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    من در حال ذکر گفتن در روز و شب خيلي شک ميکنم که آيا من به ياد خدا هستم و وسواس پيدا کرده ام ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    بهترين ذکري که ميتوانند داشته باشند ذکرهاي عربي است مثلاً استغفار را داشته باشند که خيلي تأکيد شده است بر اين ذکر و فقط ذکر توبه نيست و ذکري است که مشکلات را از انسان برطرف ميکند و همين وسوسه ها را از انسان برطرف ميکند و بهترين ذکر استغفار است که هم براي برطرف شدن و مغفرت گناهان است و هم براي رفع مشکلات است و هم براي مقدمه استجابت دعاست و خوب است که ذکر عربي را داشته باشند که خيلي راحت است و ذکر لا اله الا الله خيلي سفارش شده و اگر اين ذکر را داشته باشند وسوسه ها از وجود ايشان بيرون ميرود و همچنين صلوات بر محمد و آل محمد که بسيار تأثير گذار است و بعد از اينکه ذکر را گفتند خيالشان راحت باشد و به هر وجهي که گفتند نگذارند که وسوسه وارد شود چرا که بياد خداوند بودن و بياد اهل بيت بودن بسيار ارزش دارد و موجب اطمينان قلب ميشود و خداوند در سوره رعد آيه 28 فرموده است « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » .
    مجري
    ميدانيم که اسم اصلي حضرت أم البنين فاطمه بود پس چرا به أم البنين معروف شدند ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    اين ماجراي بسيار زيبايي دارد که معرفت اين بانو را نشان ميدهد و علاقه اين بانو را به فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها و به امام حسن و امام حسين و به زينب و أم الکلثوم نشان ميدهد .
    چون نام أم البنين فاطمه بود و وقتي که حضرت علي عليه السلام ميخواست ايشان را صدا کند نام ايشان را ميبرد فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها ياد مادر مي افتادند چون مادرشان هم نامش فاطمه بود و گرچه تمام در و ديوار خاطره مادرشان فاطمه زهرا را تداعي ميکند ولي اينکه گاهي اميرالمؤمنين پدرشان نام فاطمه را ببرد تداعي بيشتري ميکند .
    اين بانو با معرفتي که داشت و با عشقي که نسبت به اين فرزندان ميورزيد احساس کرد که اگر تغيير نام بدهد بچه ها کمتر نام مادر را بشنوند و بياد مظلوميتهاي مادر کمتر بيافتند بهتر است و لذا به شوهرش علي عليه السلام پيشنهاد کرد که من دوست دارم نامم فاطمه باشد و من را فاطمه صدا بزنيد ولي بخاطر فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها نام من را تغيير بدهيد که اين براي بچه هاي فاطمه مناسب تر است که کمتر بياد مادر مظلومه اشان بيافتند و اميرالمؤمنين عليه السلام اين را پذيرفتند و نامي که حاکي از آينده ايشان بود ، أم البنين را براي اين بانوي با عظمت گذاشتند .
    هنوز فرزند نداشت و هنوز پسر نداشت چون ميدانيد که حضرت عباس بزرگترين فرزند أم البنين در سال 26 هجري قمري بدنيا آمده است و چند سال اين بانو فرزند نداشت و در زمانيکه فرزند نداشت حضرت علي عليه السلام نام جديدي براي اين بانو گذاشتند و أم البنين خطاب کردند که بمعناي مادر پسرهاست .
    سؤال يکي از بينندگان :
    چرا قبر امام حسين عليه السلام شش گوشه است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    اين ضريحي که الآن در حرم مطهر و منور امام حسين عليه السلام است از ابتدا شش گوشه نبوده است و ضريحهايي که بعداً درست کردند شش گوشه درست کردند و بخاطر اينکه در اين ضريح قبر دو نفر است که يکي امام حسين عليه السلام است و يکي هم فرزند رشيد اباعبدالله عليه السلام علي اکبر است که پائين پاي پدر بزرگوارش يعني امام حسين عليه السلام دفن شده است و براي اينکه مشخص شود که اين ضريح داراي دو قبر است چهار گوشه را براي قبر امام حسين در نظر گرفتند و دو گوشه در پائين پا براي علي اکبر اضافه کردند که افراد وقتي به زيارت اين مرقد منور و حرم مطهر ميروند توجه داشته باشند که پائين پاي امام حسين عليه السلام قبر علي اکبر است و وقتي امام حسين عليه السلام را زيارت کردند به پائين پا بيايند و علي اکبر را هم زيارت کنند .
    البته اين در ضريح سامرا هم که دو امام در آنجا دفن بودند اين سبک که چهار گوشه باشد نبود و براي اين بود که هم امام هادي و هم امام عسگري در آنجا دفن هستند و آن هم اينگونه بود که البته الآن با جنايتي که درباره حرم و گنبد و بارگاه عسگريين در سامرا انجام دادند هنوز گنبد جديد را درست نکردند که ببينيم که چگونه درست ميکنند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    نام فرزندان امام علي عليه السلام چه بوده است ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    من همين امشب شش نفر از فرزنداان اميرالمؤمنين را ياد کردم : امام حسن و امام حسين که از حضرت زهرا سلام الله عليها هستند و فرزندان اميرالمؤمنين از أم البنين عباس و عبد الله و جعفر و عون يا عثمان هستند و درباره فرزندان اميرالمؤمنين آنچه که مد نظر اين عزيز بيننده باشد اين است که فرزندي بنام ابابکر و عمر و عثمان داشتند و چرا نام گذاري شده است بحثهاي مفصلي است که در همين شبکه به آن پاسخ داده شده است و من فقط اشاره ميکنم که برخي از نامگذاري هايي که صورت گرفته است مثل عثمان و عمر و ابابکر اگر درست باشد و طبق مستندات خود اهل سنت پيشنهاد خليفه دوم بوده است و اصرار خليفه دوم بوده است و مورد ديگر اصرار خليفه سوم بوده که نام من را بر فرزندتان بگذاريد و در واقع حکم حکومتي بوده است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    نسل حضرت اباالفضل در ايران و عراق چه کساني هستند ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    رامهرمز و گرگان مطرح شده است و ما از حضورشان که در چه شهري هستند خيلي اطلاع نداريم ولي در عراق و ايران و مصر و يمن از نسل فضل بن عباس و يا عبيد الله بن عباس عليه السلام حضور دارند .
    مجري
    اگر امکان دارد از مطالبي که امشب گفته شده جمع بندي بفرمائيد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    حقيقتاً أم البنين مادر وفاست و مادر عشق و صفاست و أم البنين نه تنها مادر پسران است بلکه مادر عشق به امام زمان و امام معصوم است و لذا فرزندانش را جوري تربيت کرد از عباس گرفته تا بقيه فرزندان که هيچگاه در برابر فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها خطاب برادر نکنند با اينکه از لحاظ عرفي برادر حساب ميشوند و از يک پدر هستند و مهم اين است که از يک پدر هستند و همه مسايل شرعي برادر بودن را دارند ولي مادر ادب است و مادر معرفت است و معرفت و ادب و وفا را به فرزندانش ياد ميدهد که به فرزندان فاطمه زهرا بگوئيد مولا و آقا .
    چنين بانوي با عظمت و با معرفتي نسبت به ائمه اش است و اين تربيت را در همان موقعي که هنوز اينها در خانه اميرالمؤمنين بودند و اميرالمؤمنين عليه السلام در قيد حيات بودند اينگونه بچه ها را تربيت ميکند که به حسن و حسين بعنوان برادر خطاب نکنند و اين بانو واقعاً شخصيت کم نظير و بي نظيري است که وقتي که همسري ميکند الگوي همسري براي زنان است و وقتي که مادري ميکند الگوي مادري است و وقتيکه بتعبير عاميانه بعنوان زن بابا و نامادري است نامادري که دارد و در جايگاه زن بابا قرار گرفته است بگونه اي با بچه هاي همسر قبل شوهرش برخورد ميکند که اوج معرفت اين بانو نسبت به امام حسن و امام حسين و اميرالمؤمنين تبلور پيدا ميکند که فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها را بر فرزندان خود در همه چيز مقدم ميکند نه فقط در اينکه به فرزندانش ياد دهد که چگونه به برادران خود خطاب کنند بلکه در همه چيز آنها را مقدم ميکند و اين هم يکي تجلي از معرفت أم البنين است که وقتي خبر ميرسد و از کربلا خبر آورده شد سؤال ميکند که از حسين چه خبر ؟ و او از أم البنين شناخت دارد و خبر شهادت حضرت عباس و عبدالله و جعفر و عون را ميدهد ، أم البنين تعجب ميکند و ميفرمايد که من از حسين از تو سؤال ميکنم و تو از پسرانم به من خبر ميدهي ! همه آنها بفداي حسين .
    اين است معرفت ايشان ، اگر عباس در عاشورا وفا دارد اين را از مادر به ارث برده است و اگر آن چنان معرفت دارد که پشت پا به امان نامه شمر ميزند از مادر گرفته است و چنين بانويي است که بايد در اين لحظه هاي پاياني برنامه خطاب به اين بانوي با فضيلت عرض کنيم که اي همسر با فضيلت علي و اي دختر دلاوران عرب اي أم البنين اگر تو همسر اميرالمؤمنين نبودي چه کسي ماه بلند بالاي بني هاشم را بدنيا مي آورد .
     

    آقاي رفعتي نائيني  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد