حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • صراط مستقيم - 9   
  • 1390-10-02 11:28:40  
  • تعداد بازدید : 312   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • صراط مستقيم - 9
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
     
    آقاي رجائي فر

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است و در اين برنامه مباحثي که از نظر تاريخي به بحثهاي صدر اسلام منوط و مربوط است و واقعه ها و حوادثي که در اسلام اتفاق افتاده را مورد نقد و بررسي و تحليل توسط کارشناس محترم حج? الاسلام و المسلين آقاي رفعتي قرار ميدهيم .
    قصد داريم که در اين برنامه مباحثي که درباره ماه رجب است پيگيري کنيم ، هفته جاري که در آن هستيم به بخش مهمي رسيديم از نظر نکات تاريخي چه اتفاقي افتاده است ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    يکي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است .
    پيامبر اکرم از حضرت خديجه دو پسر معروف به طيب و طاهر و 4 دختر بنام زينب و رقيه و أم الکلثوم و حضرت زهرا سلام الله عليها که همه اين فرزندان متولد مکه بودند و وقتي که پيامبر اکرم از دنيا رفتند اين پسران و دختران بغير از حضرت زهرا سلام الله عليها از دنيا رفته بودند و تنها همسر ديگري از همسران پيامبر اکرم که براي ايشان فرزند بدنيا آروده است ماري? قبطيه است که کنيزي بود که پادشاه مصر در پاسخ به نامه دعوت پيامبر اسلام در سال 7 هجري که اين پادشاه و مملکت مسلمان شوند ، پادشاه مصر هم نامه نوشتند و اين کنيز را به همراه نامه براي پيامبر اکرم فرستادند .
    اين کنيز يعني ماريه مفتخر شد که همسر پيامبر اکرم شود و پيامبر با اين کنيز ازدواج کردند و از اين کنيز داراي فرزند شدند و نام اين پسر را ابراهيم گذاشتند زيرا پيامبر اکرم خيلي متأثر بودند از حضرت ابراهيم خليل و به اين دليل نام فرزند خود را ابراهيم گذاشتند و خيلي اين فرزند را دوست داشتند و در سال 10 هجري برخي گفتند 18 ماهه بود و برخي گفتند که 22 ماهه بود که بيمار شد و از دنيا رفت و در قبرستان بقيع دفن شد و مسلمانان تشيع جنازه اين فرزند خردسال را داشتند و پيامبر اکرم هم گريستند و حوادث و نکاتي دارد که بايد بررسي شود و از اين نکات درس بگيريم .
    آقاي رجائي فر
    فوت ابراهيم که در کودکي اتفاق مي افتد آيا ميتوان بعنوان يک پيام آموزنده ياد کرد که اين مردن هم براي خود پيام آموزنده بوده و نکاتي داشته است ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    بله اين جريان نکات مهمي داشته است و يکي اين است که پيامبر اکرم وقتيکه از دنيا رفتند هيچ پسري نداشتند و طيب و طاهر و ابراهيم قبل از رحلت رسول خدا از دنيا رفته بودند يعني همه بدانند آن کوثري که خداوند وعده داده که از نسل پيامبر اکرم نسل با برکتي باقي ميماند « إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ، إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » حقيقتاً دشمن تو نسلش منقطع خواهد بود .
    دشمن خوشحالي ميکرد که پيامبر اکرم پسر و نسل ندارد و قرآن کريم وعده داده است که ما کوثر به پيامبر داده ايم و خوب بايد آخرين پسري که از ماريه متولد شده است او هم از دنيا برود و بفهمند که بايد نسل پيامبر اکرم از فاطمه زهرا سلام الله عليها بوجود بيايد و بسيار هم گسترده است که امروزه ميليونها فرزند سيد از نسل فاطمه زهرا سلام الله عليها در سراسر دنيا منتشر است علي رغم فشارها و ظلم هايي که بر فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها بوجود آوردند و اين يکي از نکاتي است که بايد به آن توجه کرد که ابراهيم زنده نميماند تا نسل رسول خدا از طريق او باشد .
    نکته ديگر اينکه اين حادثه ميتواند براي ما درس آموز باشد اين است که روزي که اين فرزند از دنيا رفت و مسلمانان او را تشييع کردند خورشيد گرفت و مسلمانها اين خورشيد گرفتگي را در واقع بعنوان عزاي فرزند پيامبر دانستند که بخاطر مرگ ابراهيم فرزند رسول خدا خورشيد هم گرفت و اين از عظمت پيامبر اکرم است و اين از ارتباط پيامبر اکرم با کل جهان است که خورشيد بخاطر مرگ ابراهيم کودک پيامبر مي گيرد و انتشار اين مطلب مشکلي را ايجاد نکرد و مردم چنين برداشتي کردند و پيامبر اکرم ميتواند سکوت کند و ميتواند تصديق کند باوري که مردم نسبت به خورشيد گرفتگي در روز عزاي فرزندش داشتند تقرير کند و تصديق کند و اين بنفع خودش است اما به محض اينکه پيامبر اکرم متوجه شدند که چنين تحليلي بين مردم بوجود آمده است که مردم فکر ميکنند که خورشيد گرفتگي بخاطر مرگ فرزند پيامبر است به مسجد آمدند و سخنراني کردند که خورشيد و ماه دو آيت از آيات خداوند است و دو نشانه از نشانه هاي الهي هستند و سير طبيعي خود را دارند بر اساس خلقتي که خداوند براي آنها داشته است و اينها نه بخاطر مرگ کسي ميگيرند و خسوف و کسوف دارند و نه بخاطر تولد کسي چنين حادثه اي رخ ميدهد .
    يعني بينشي که در جامعه ايجاد شده است که ظاهراًَ به نفع پيامبر اکرم است برخورد ميکنند و اعلام ميکنند که خورشيد گرفتگي هيچ ربطي به فرزند من ندارد ، چرا پيامبر اکرم اينگونه برخورد کردند ؟ بخاطر اينکه پيامبر اکرم ، پيامبر حقيقت است و پيامبر راستي هاست و نه عوام فريبي و اين بينش عوام فريبانه است که خورشيد گرفتگي بر اساس مرگ فرزند پيامبر اکرم بوده است بينش عوامانه است و پيامبر اکرم با اين مخالف است چون « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ ، إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏ » ( سوره نجم آيه 3 و 4 ) پيامبر اکرم هر چه ميفرمايد بر اساس وحي و منطق الهي است و اينکه مردم بر اساس بينش غلط و عوامانه برداشت کردند که خورشيد گرفتگي بخاطر مرگ فرزند پيامبر است اگر اين عمومي شود و پيامبر اکرم هم تصديق بفرمايند معلوم ميشود که پيامبر بدنيال اين است که عوام را فريب بدهد و اگر پيامبر اکرم با چنين حادثه اي برخورد نميکرد امروزه بعد از هزاران سال ميتوانستند بگويند که خسوف در چه زماني و مکاني و چه ساعت و دقيقه اي آغاز ميشود و ميتوانستند اکنون بگويند که پس آن خسوفي که در آن زمان رخ داده است نميتوانسته بخاطر فرزند پيامبر باشد و تأييد پيامبر اکرم بر اين بينش عوامانه که در آن مقطع به نفع حضرت بود در آينده چنين ضررهايي را داشت و ممکن بود که مردم بعداً بگويند که بقيه حرفهاي پيامبر اکرم هم خيلي پايه و اساسي ندارد .
    اگر امروزه ما سخن پيامبر اکرم را وقتي ميشنويم که اگر اينکار را بکنيد بهشت است و اگر اينکار را بکنيد عذاب و جهنم است را باور نميکرديم ولي وقتيکه مي بينيم که پيامبر اکرم با هر چه خرافات و عوام فريبي است مخالفت کرده است حتي اگر بنفعش بوده است ، پس معلوم ميشود که حرف پيامبر اکرم صادقانه و بر اساس حقيقت است و نبي و رسول است و باطل نميگويد .
    عظمت پيامبر اکرم بيش از اين حرفهاست که بخواهد خسوف و کسوف خورشيد و ماه را بگويد که بر اساس عزادار بودن پيامبر اکرم باشد و عظمت پيامبر اکرم فوق اينهاست که اگر پيامبر اکرم نبود موجودات آفريده نميشدند و ما به اين اعتقاد داريم که عظمت پيامبر اکرم بالاي حد تصوري است که بخواهيم بحث کنيم ولي پيامبر اکرم با اين برداشت غلط پيامبر مبارزه کردند .
    اين از نکات بسيار مهم مديريتي رسول خدا است که جامعه را آگاهانه و عالمانه و بر اساس حقايق به صراط مستقيم و دين هدايت کند و نه بر اساس موهومات و برداشتهاي غلط و عوامانه و اين خيلي مهم است که بايد توجه کرد که در تاريخ صدر اسلام در 18 رجب داريم و بسياري از تحليل گراني که درباره سرعت انتشار اسلام و تبليغ پيامبر اکرم تحليل کردند به اين نکات که ميرسند براي آنها خيلي کليدي است که پيامبر اکرم جوري با اصحاب و مردم برخورد کردند که اعتماد آنها را کاملاً جلب کردند و اگر چيزي واقعيت نداشته ولو واقعيت نداشته در برابر آن ايستاده است و به مردم گوشزد کرده که اين واقعيت ندارد و برخورد و اخلاق و رفتار پيامبر اکرم بيشترين جاذبه را براي افرادي که به اسلام گرويدند داشته است چه در عصر حيات ايشان و چه در تاريخهاي بعدي و اين باعث گسترش اسلام شده است و حتي دشمنان پيامبر اکرم هم اذعان ميکردند که اخلاق پيامبر اکرم استثنائي است که دروغ به مردم نميگويد و حتي به کفار دروغ مصلحت آميز نگفته است و لذا او را با اينکه دشمن داشتند ولي او را امين ميدانستند و در اين مسأله که او امين است هيچ کسي حتي از مشرکين خدشه وارد نکردند و امين بودن فقط در حفظ مال نيست و پيامبر اکرم ، پيامبر امين است و آنچه از ناحيه خداوند به او داده شده است همان را به مردم ميرساند و خيانت نميکند و در رسالتش امين است و لذا تهمت ساحر بودن و مجنون بودن را به پيامبر اکرم ميدادند ولي در خصوصيات اخلاقي را حتي دشمنان اسلام نميتوانستند چنين لقبي به پيامبر اکرم بدهند که خلاف سيره اخلاقي پيامبر اکرم است .
    آقاي رجائي فر
    اگر نکات ديگري را به نظر خودتان ميرسد که فکر ميکنيد کاربردي و مهم است براي ما بيان کنيد تا به آنها هم بپردازيم ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    در خصوص همين برخورد پيامبر اکرم با اين حادثه نظير اينگونه جريانات در تاريخ پيامبر اکرم و صدر اسلام وجود داشت که بايد به آن پرداخته شود ولي اين چون به رجب مربوط بود بررسي کرديم که بتوانيم درس بگيريم و ايمان ما به سخنان پيامبر اکرم و وعده هايي که پيامبر اکرم داده است بيشتر شود چون واقعاً اگر ايمان نسبت به سخنان پيامبر اکرم بيشتر شود بيشتر ميتواند در جهت عمل صالح و اطاعت خدا و رسول خدا گام بردارد اگر انسان باورش شد که اگر کسي يک لا اله اله الله بگويد خداوند براي او يک درخت در بهشت قرار ميدهد باورش ميشود و مشغول ذکر الهي ميشود و در حال ذکر خودش را و روزگار و ساعاتش را سپري ميکنند .
    در بين اصحاب کساني بودند که خيلي ايمان نداشتند و در همين مسأله که مثال زدم که اگر کسي يک لا اله الا الله بگويد خداوند يک درخت در بهشت براي او قرار ميدهد يکي از اصحاب بلند شد و به پيامبر اکرم عرضه داشت که يا رسول الله با اين حساب ما در بهشت درخت زياد داريم و پيامبر اکرم فرمودند درست است هر باري که شما ذکر لا اله اله الله ميگوئيد خداوند يک درخت در بهشت براي شما درست ميکند اما بشرطي که آتشي نفرستيد و اين درختها را بسوزانيد .
    گاهي انسان باغ و مزرعه اي دارد و گاهي در اخبار ميشنويم که برخي در جنگلي درختي را مشتعل ميکنند و به همين دليل هکتارها از اين جنگل ميسوزد ، و اينگونه نيست که هر عمل صالحي که انجام داديم حفظ شود و باقي بماند چرا که حبط عمل يکي از باورهاي ديني ماست که بايد به آن توجه کرد و همانطور که اعمال خوب ما ميتواند تأثير گذار باشد در از بين رفتن برخي از گناهان و بدي ها « إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ » ( سوره هود آيه 114 ) بسياري از کارهاي خوب ميتواند شومي و آثار منفي گناهاني که انجام داديم از بين ببرد .
    پيامبر اکرم با خرافات مبارزه کردند و با بدعتها مبارزه ها کردند و با برداشتهاي باطل مبارزه کردند حتي اگر در يک مقطع زماني اين برداشت باطل بنفع پيامبر اکرم بود ولي ايشان مبارزه کردند و برداشت صحيح را به مردم منتقل کردند که مردم دچار گمراهي نشوند .
    آقاي رجائي فر
    نکته اي که ظاهراً در اين حادثه است اين است که پيامبر اکرم براي فوت و از دنيا رفتن فرزند کوچک خود گريه ميکنند و اينجا باب وسيعي باز ميشود که اولين شخص عالم خلق اولاً براي از دنيا رفتن فرزند کوچک خود گريه ميکند و دوماً کسيکه مرده است آيا گريه کردن بر او صحيح است ؟ آيا مکتبهايي هستند که اينکار را بد بدانند ؟ و اگر بد ميدانند جواب اسلام به آنها چيست ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    اين نکته را که اشاره کرديد از نکات عبرت آموز اين جريان است که وقتي که پيامبر اکرم جنازه فرزند خود را ديدند اشک ريختند و گريه کردند و بلند گريه کردند و خيلي که برداشت خشکي از پيامبر و اسلام داشتند و دارند برايشان عجيب بوده که پيامبر اکرم با همه عظمتشان گريه ميکنند که آن هم جلوي جمعيتي که آمدند و بخاطر فرزندي کوچک و بيست ماهه که از دنيا رفته است و اعتراض و گلايه کردند که شأن شما أجل از اين حرفهاست و تصور ميکردند که اصلاً براي مرده نبايد گريه کرد .
    وهابيت چنين ديدگاهي دارد که نبايد سر قبر مرده گريه کرد و در تشييع جنازه مرده گريه کنيم و اصلاً چنين تفکري در نهضت پيامبر اکرم وجود نداشته است و نيز چنين تفکري در کنار پيامبر اکرم وجود داشته است و اعتراض کردند که شما هميشه ما را به صبر و تحمل سفارش ميکنيد و قرآن کريم هم ما را به صبر و تحمل سفارش ميکند که « وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ » ( سوره بقره آيه 155 ) و « وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ » ( سوره آل عمران آيه 146 ) و همه اينها آيات قرآن است و شما اينها را به ما فرموديد ، پيامبر اکرم ديدند که در جريان مرگ ابراهيم ديدگاه ديگري هم بوجود آمده است که اين را هم بايد پاک کند و برداشت خشک از دين و برداشت نا صحيح از برخي از آيات را بايد از بين ببرد که تصور کردند صبر با گريه بر مرده منافات دارد و خلاف آموزه هاي اسلام و آموزه هاي پيامبر اکرم است مخالف است .
    دين اسلام ديني بر اساس فطرت و سرشتي که خداوند در نهاد انسان قرار داده است و بر اساس فطرت است و پيامبر اکرم در پاسخ اشاره کردند که اين اشک چشم بايد جاري شود و فرمودند « تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ » اشک از دو چشم جاري ميشود و قلب داغدار محزون ميشود . پس اين از فطرت انسان است که گريه کند و پيامبر اکرم از ميان انسانها برانگيخته شده است و فرشته و يا ملائکه نيست که با مردم فرق داشته باشد يعني من هم مثل شما انسان هستم و بايد قلبي داشته باشيد که در مرگ عزيزانتان محزون شود و بايد چشمي داشته باشيد که در از دست دادن نزديکانتان گريان شود « تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ » اما چيزي که من از شما خواستم و به آن دستور دادم اين است که « وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ » غم و مصيبت بر شما وارد شد سخني که کفر آميز باشد و موجب خشم الهي شود نگوئيد .
    اين روايت در کتب اهل سنت است و ميتوان در عقد الفريد جلد 3 صفحه 19 اين روايت را ببينند که حضرت درباره با گريه کردن و بلند گريه کردن و جلوي مردم گريه کردن فرمودند که من بشرم و شما هم بشريد و دين فطري است « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » ( سوره روم آيه 30 ) همه انبياء بر اساس فطرت و سرشتي که خداوند در انسان قرار داده است و بر اساس آن احکام و دستورات ديني را آورده است لذا گريه کردن نه تنها کار بدي نيست بلکه کاري خوب در مرگ عزيزان است ولي بايد توجه داشت که گريه به مرحله اي نرسد که « وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ » بايد توجه کرد سخن ما و رفتار ما کفر آميز نشود .
    اين سيره پيامبر اکرم در گريه کردن بر مرگ عزيزان فقط درباره مرگ ابراهيم نيست بلکه درباره مرگ فاطمه بنت اسد مادر حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام در سال 3  هجري که در مدينه اتفاق افتاد که در تاريخ و در کتب اهل سنت داريم که پيامبر اکرم گريستند و خودشان بر جنازه ايشان نماز خواندند و بعد از نماز وارد قبر شدند و خوابيدند قبل از آنکه جنازه مادر اميرالمؤمنين را در قبر بگذارند در قبر خوابيدند و از زمين خواستند که مهمان عزيزي براي تو مي آيد و گريه کردند و بعد خود پيامبر اکرم دفن کردند .
    ذخائر العقبي ـ صفحه 56  
     پس در سيره و سنت پيامبر اکرم گريه بر مرده هاست و همچنين در شهادت حمزه عموي خودشان گريه کردند و عزيزان ميتوانند به سيره حلبيه رجوع کنند که در جلد 2 صفحه 247 مينويسد « لَمَّا رَأَي النَّبِي حَمزَ? قَتِيلاً بَکَي » وقتي که پيامبر اکرم ديدند که حمزه به قتل رسيده است و شهيد شده با آن وضعيت جنازه ديدند اشک ريختند و اين در برابر جمعيت است .
    برخي در برابر جميعت گريه نميکنند و خجالت ميکشند و يواشکي گريه ميکنند ولي پيامبر اکرم در برابر جمعيت کردند و فرمودند شهيد است و حمزه ملقب به سيدالشهداء شد و تا وقتي که امام حسين عليه السلام در کربلا بشهادت نرسيده بودند لقب سيد الشهداء لقب حمز? عموي پيامبر اکرم بود .
    « فَلَمَّا رَأَي مُثلِبِهِ شَهِقَ » وقتي که ديدند جنازه عموشان را مثله و پاره پاره کردند ، همسر ابوسفيان و مادر معاويه دستور داد که بدن حمزه را مثله کنند و جگر ايشان را بيرون بياورند و اين جگر را بدندان کشيد و لذا به هند جگر خوار معروف شد و وقتي که پيامبر اکرم اين صحنه را ديدند فرياد کشيدند و ضجه زدند و بيحال روي زمين افتادند و اين سيره پيامبر اکرم است .
    در مرگ ابوطالب عموي با ايمان پيامبر اکرم و پدر بزرگوار علي ابن ابيطالب عليه السلام اين جريان را در تاريخ داريم که وقتي که پيامبر اکرم مرگ ايشان را خبردار شدند بشدت گريه کردند و بعد فرمودند اي علي غسل بده و کفن کن و بخاک بسپار خداوند رحمت و غفران خود را بر پدر بزرگوارت نازل کند .
    طبقات الکبري ابن سعد ـ جلد 1 ـ صفحه 105
    در مرگ عبد المطلب جدّ عزيز پيامبر سيره ايشان اين است که گريه کردند و وهابيت سيره خشکي از اسلام معرفي ميکند که کسيکه مرده همه چيز تمام شده است و نه به سر قبر او برويد و نه فاتحه بخوانيد و نه گريه کنيد و نه عزاداري کنند و گفتند اينها بدعت و حرام است .
    در حاليکه پيامبر اکرم دستور دادند که براي حمزه عزاداري کنند چون ديدند که مسلمانان در خانه ها براي شهداء أحد گريه و عزاداري ميکنند و لذا ديدند که پيامبر اکرم محزون است و پرسيدند که چرا شما ناراحتيد ؟ حضرت فرمودند که براي تمام شهداء أحد در خانه هاي مدينه عزاداري ميکنند و گريه ميکنند اما عموي من حمزه کسي را در مدينه ندارد و خانه حمزه غريب است و مسلمانان وقتي اين را شنيدند به خانه حمزه رفتند و عزاداري برپا کردند و گريه کردند .
    أم ايمن که از زنان با ايمان و از راوياني است که هم شيعه و اهل سنت از او روايت نقل کردند و ملازم خانه پيامبر اکرم بوده است و کنيز رسول خدا بوده که پيامبر اکرم بعدها او را آزاد کردند ميگويد که وقتيکه جدّ پيامبر اکرم جناب عبد الطملب از دنيا رفتند « أَنَا رَأَيتُ رَسُولَ الله يَمشِي تَحتَ سَرِيرِهِ وَ هُوَ يَبکِي » من خودم حضور داشتم در تشييع جنازه رسول خدا و ديدم که پيامبر اکرم زير جنازه را گرفته است و گريه ميکند .
    تذکر? الخواص ـ صفحه 3
    حتي بر سر قبر مرده پيامبر اکرم حضور پيدا کرده و گريه کرده است و پيامبر اکرم بر سر قبر مادرشان آمنه بنت وهب حضور پيدا کرده و گريه کرده است ، ايشان وقتيکه مادرشان از دنيا رفتند 5 ساله بودند که مادرشان از دنيا رفتند و ايشان در خردسالي بدون پدر و مادر بودند و بعدها وقتيکه به مدينه هجرت کردند در روايات است که بر سر مادرشان گريه کردند و اشک ريختند و حتي همراهاني که با پيامبر بودند از گريه پيامبر اکرم متأثر شدند و گريه کردند .
    حاکم نيشابوري در المستدرک جلد 1 صفحه 357 اين روايت را نقل کرده و تاريخ المدينه إبن شبه جلد 1 صفحه 118 اين روايت را نقل کردند که گاهي پيامبر اکرم به سر قبر مادرشان آمنه رفتند و گريه کردند .
    يعني نه فقط قبل از دفن گريه کردند بلکه بعد از اينکه دفن کردند و ساليان سال که از مرگ مادرشان گذشته است براي ايشان گريه کردند .
    پس با اين احاديثي که در کتب اهل سنت نقل شده است ميفهميم که برخي از افکار خشک و غلطي که وهابيون و برخي از مفتي هاي وهابي ها ترويج ميکنند که مطابقت با سيره و سنت پيامبر اکرم ندارد همين گريه کردن بر سر قبر مرده است و گريه کردن بر مرده است و عزاداري و اشک ريختن است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    اميدوارم که بيشتر و بيشتر از زندگاني رسول خدا صحبت شود . سؤالي براي من مطرح شده اين است که آقايي در اينجا ميگفت که وقتي ما درباره شب معراج پيامبر اکرم صحبت ميکنيم که گفتند به اندازه دو قاب قوسين فاصله داشتند ، آيا اين نشان نميدهد که ما براي خداوند اندازه و حدّ و مکان مشخص کرده ايم ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    همانطور که فرمودند ما بايد از سيره و اخلاق رسول خدا بيشتر صحبت کنيم چرا که قرآن کريم فرموده است « لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » ( سوره احزاب آيه 21 ) بهترين الگو براي زندگي ديني شما در جامعه زندگي رسول خدا است و آنقدر نکات ارزشمند و اخلاقي در سيره و رفتار و روش رسول خدا وجود دارد که اگر در هر شب از برنامه به اين مورد بپردازيم کفايت نميکند و قابل شمارش و بررسي نيست و از ديدگاهها و زاويه هاي مختلف و با بيانهاي مختلف بايد گفته شود و بازگو شود و هر کسيکه بشوند الهام ميگيرد و همانطور که امام رضا عليه السلام فرمودند « فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا » حتي اگر مردم سخنان ائمه را بشنوند جذب ميشوند و اينکه مي بينيد عده اي از ما تبعيت نميکنند چون حرف خوب ما را نشنيده اند و اگر مردم حرف خوب ما را بشنوند پيرو ما ميشوند .
    در پاسخ به سؤال ايشان بايد عرض کنم که پيامبر اکرم وقتي که به معراج رفتند آنقدر به خداوند نزديک شدند ، آيا معني اين تعبير اين است که خداوند مکان دارد ؟ خير خداوند جسم نيست ولي نزديکي به خداوند نزديکي به عرش الهي است و خداوند ميتواند براي انبياء خود جايي را بعنوان محل قرار در نظر بگيرد و در عين حال در همه عالم و همين جائي که من و شما نشستيم در محضر خداوند هستيم ولي در قرآن کريم مي بينيم که خداوند براي حضرت موسي ميقات و محلي که جاي قرار با خداوند است و در طور سيناء و در کنار کوه است که جايي بود که موسي با خداوند سخن ميگفت ، آيا به معناي اين است که خداوند در آن مکان محدود است ؟ خير ، خداوند مستقيماً بدون ارتباط با فرشته با پيامبرش ، پيامبر اکرم حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم سخن گفته است ؟ کجا ؟ در معراج و آسمان و قرار لقاء نه لقاء ديدني بود چرا که خداوند فرمودند « قالَ لَنْ تَرانِي‏ » ( سوره اعراف آيه 143 ) لن بمعناي هرگز است که هرگز نميتواني من را ببيني چون تو چشم خاصي که بتواني من را ببيني نداري و هيچ موجودي ندارد .
    همانگونه که خداوند گوشه اي از عظمتش را به کوه عرضه کرد و کوه از بين رفت ، موسي که اين صحنه را ديد بيهوش شد ، پس اينکه ميگوئيم که خداوند در آسمان است و يا اينکه در دعا دست بسوي آسمان بلند ميکنيم بخاطر اين است که تدبير و عرش الهي از آسمان است و آسمان بمعناي ارتفاع و بالاست نه اينکه بگوئيم خداوند در آسمان است ولي در زمين نيست ، اين اشتباه است .
    مکاني که خداوند به معناي خاص که خداوند در آن محدود باشد درست نيست .
    البته اين نزديکي هم جايگاه و مزيتي است که خداوند به هر کسي نميدهد جائي است که حتي جبرئيل نميتواند در آن حضور داشته باشد و ميفرمايد اگر من يکقدم جلوتر بيايم پر و بالم ميسوزد و در حقيقت مکاني است که لقاء و مکالمه مستقيم با خداوند را به پيامبر اکرم اختصاص داده است و حتي انبياء ديگر هم اين امتياز داده نشده است .
    سؤال يکي از بينندگان :
    ما مسلمانها وقتيکه يکي از عزيزانمان به رحمت خداوند ميروند شخصي زمان دفن مي آيد و تلقين ميکند که به او ملقّن ميگويند فرمودند حال ميخواهم بدانم که اين عمل بين اهل سنت هم وجود دارد ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    تلقين که ما براي ميت انجام ميدهيم در روايات از رسول خدا و اهلبيت است که مرده وقتيکه ميميرد اينگونه نيست که نشنود و حتي خود رسول خدا در جنگ بدر اولين جنگ بين مشرکين و مسلمانان با اموات و مردگان مشرکين که در چاله بدر انداختند با آنها حرف زدند و پيامبر اکرم آنها را مخاطب قرار دادند و برخي از مسلمانان تعجب کردند و پرسيدند که يا رسول الله آيا شما با مرده ها حرف ميزنيد ؟ پيامبر اکرم فرمودند آنها از شما شنواتر هستند و بهتر حرف من را ميشنوند .
    وقتيکه کسي با ما حرف ميزند ممکن است در بين کلامش حواس ما پرت شود ولي مرده که حواس پرتي ندارد و کاملاً روحش ميشنود و تلقين از سنت رسول خدا است که به مرده تلقين کنيد و سنت ائمه است و روشي است که شيعه براي تلقين ميت داريم و اهل سنت هم معتقدند که مرده که از دنيا ميرود سخن را ميشنود و شهداء ميشنوند چون قرآن را قبول دارند و قرآن ميفرمايد « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » ( سوره آل عمران آيه 169 ) ولي فرقه اي از اهل سنت و وهابي ها ميگويند که مرده نميشنود و حتي درباره پيامبر اکرم هم اين را نميپذيرند که در برابر قبر پيامبر اکرم بگوئيم که السلام عليک يا رسول الله و ميگويند که چون پيامبر اکرم نميشنود شما بايد بگويد السلام علي رسول الله ، سلام بر رسول خدا .
    اين تلقين به صورتي که ما داريم اهل سنت ندارند چون ما در تلقين توحيد و نبوت را تلقين ميکنيم و ميگوئيم « إِذَا جَاءَکَ المَلِکَانَ المُقَرَّبَانِ » هنگامي که دو فرشته الهي آمدند و از تو سؤال کردند که « مَن رَبُّکَ » پروردگار تو کيست « لاَ تَخَف وَ لاَ تَحزَن » تو آرام و بدون ترس جواب بده و بگو « الله رَبِّي » و اگر از پيامبرت سؤال کردند بگو حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم پيامبر من است و اگر از کتابت سؤال کردند بگو قرآن کتاب من است و اگر از امامت سؤال کردند يکي يکي ائمه را به او تلقين ميکنيم و اين تلقين به اين صورت در بين اهل سنت نيست ولي اينکه با مرده صحبت کنند را اهل سنت قبول دارند ولي وهابيت قبول ندارند .
    سؤال يکي از بينندگان :
    من از طلبه هاي اهل سنت مشهد هستم و با مرکز مديريت مشهد ارتباط دارم و شبکه هاي شما را نگاه ميکنم و من مدتي است که با يک عالم شيعه صحبت کردم و خيلي به سمت تشيع گرايش پيدا کردم و فکر ميکنم که حق با اميرالمؤمنين باشد و خيلي هم به آن فکر کردم ولي برخي از شبکه هاي اهل سنت نگاه ميکنم خيلي اهانت ميکنند و برخي از شبکه هاي شيعه هم خيلي اهانت ميکنند و من ميخواهم بدانم که دليل اين اهانتهاي اينها چيست ؟ هم از اهل سنت و هم از شيعه ؟
    پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
    در برخي شبکه هاي وهابي و برخي شبکه هاي شيعه اهانت وجود دارد ، قرآن کريم به ما سفارش کرده است که حتي نبايد به مقدسان ديگر اديان بد بگوئيم و حتي اگر ما به مقدسات کسانيکه خداوند را قبول ندارند و مشرک هستند توهين کرديم و اين توهين و فحش دادن ما سبب شد که آنها به خداوند فحش دهند ما مقصر هستيم و روش و سنت پيامبر اکرم اين بوده که هرگز با کساني که مخالف ايشان بودند با فحش و ناسزا برخورد نميکردند و با منطق و با استدلال سخن ميگفتند و روش اهلبيت پيامبر اکرم و ائمه هدي هم همين بوده و سفارش به شاگردانشان اين بوده که هرگز دهان و زبان خود را به فحش و ناسزا به مخالفين خود آلوده نکنيد .
    ما فرزند استدلال و منطق هستيم « نَحنُ أَبنَاءُ الدَّلِيلِ » و دليل را بايد مطرح کنيم و بايد حق را استدلال کنيم و حق را بشناسيم و بشناسانيم و فحش دادن پيامد مطلوب ندارد حتي پيامد منفي هم دارد ، فحش دادن چه از اهل سنت باشد و چه از شبکه شيعه باشد استباه است و ما فحش و توهين را از هيچ شبکه اي نميپذيريم و لذا علماء شيعه هم روششان همين بوده است که با مخالفين بر اساس منطق و استدلال سخن بگويند و قرآن کريم فرمودند « ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ » ( سوره نحل آيه 125 ) نفرموده فحش بده بلکه فرموده موعظه کن و دعوت کن با حرف زيبا و حتي اگر ميخواهي مناظره کن أحسن بايد باشد .
    اگر شبکه ها پيرو قرآن هستند در قرآن فرمودند « ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ » نبايد توهين کنند و فحش بدهند و معلوم ميشود که قرآن و دستورات قرآن را قبول ندارد ، قرآن فرموده « وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ » با حکمت و منطق سخن بگو و اگر غير از اين باشد از قرآن پيروي نکردند .
    آقاي رجائي فر
    شبکه ولايت سرپرست هيچ شبکه اي نيست و تحت نظر هيچ شبکه اي هم نيست و مهم اين است که اين شبکه خودش پيرو قرآن و اهلبيت باشد و اگر کم و کاستي بود دوست داريم به ما تذکر بدهيد .

    آقاي رفعتي نائيني  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد