حجت الاسلام رفعتي نائيني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • صراط مستقيم - 10   
  • 1390-10-02 11:33:4  
  • تعداد بازدید : 233   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  

  • صراط مستقيم - 10
    اخلاق اسلامي
    بسم الله الرحمن الرحيم
     
    آقاي رجائي فر

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است و در اين برنامه مباحثي درباره يکي از شخصيتهاي بزرگ اسلامي را مورد نقد و بررسي و تحليل توسط کارشناس محترم حج? الاسلام و المسلين آقاي رفعتي قرار ميدهيم .
    امشب درباره سعيد بن جُبير مطالبي را بهره مند ميشويم تا در اين زمينه اطلاعاتي را کسب کنيم ؟ اگر امکان دارد يک بيوگرافي از اين شخصيت ايشان را براي ما بيان کنيد تا درباره جزئيات شخصي ايشان بهتر بدانيم ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    « اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده .
    چند روزي بيشتر از ماه شعبان باقي نمانده است و ما در مباحث صراط مستقيم به حوادثي که مربوط به ماهها و هفته هاي روز مره و جاري در صدر اسلام رخ داده ميپرداختيم و حوادث زيادي در شعبان رخ داده است که نتوانستيم به همه آنها بپردازيم و يکي از حوادثي که در شعبان رخ داده است شهادت سعيد بن جبير است که اين عالم فرزانه و دانشمند بزرگ که از مفاخر و علماء شيعه است و شخصيت ارزنده اي است که در سال 46 هجري قمري در کوفه بدنيا آمد و اصليت ايشان حبشي است و از اتيوپي شرق آفريقا بوده که اجداد ايشان به عراق هجرت کرده بودند و با قبيله بني أسد وصلت کرده بودند و به همين علت ايشان معروف به سعيد بن جبير بن هاشم اسدي است .
    در کوفه بدنيا آمد و نزديک کوفه به دست دژخيم بني اميه و بني مروان يعني حجاج بن يوسف ثقفي بشهادت رسيد ، حدود 120 هزار نفر که از بهترين انسانهاي روي زمين را حجاج بشهادت رساند از قبيل کميل بن زياد نخعي و قنبر غلام باوفاي اميرالمؤمنين و سعيد بن جبير که از اصحاب خاص و اطرافيان ويژه امام سجاد عليه السلام بود .
    امام صادق عليه السلام فرمودند جدّ ما امام سجاد سعيد بن جبير را خيلي ميستود و حمد و ستايش ميکرد و او از پنج نفر خواص اطرافيان امام سجاد عليه السلام بودند و امام صادق فرمودند بخاطر ولايت ما سعيد بن جبير را کشتند .
    جا دارد که درباره اين شخصيت ممتاز و داستانها و حوادثي که در زندگي اين فرد رخ ميدهد که پند آموز است فيلم و سريال ساخته شود چرا که زندگي ايشان مايه عبرت است .
    سعيد بن جبير در سال هجري 46 در کوفه بدنيا آمد و در شعبان سال 95 هجري بشهادت رسيد و غالب زندگي ايشان در کوفه بوده ولي وقتيکه از دست حجاج فراري بود 2 سال به اصفهان هجرت کرد که حجاج به والي اصفهان نامه نوشت و از او درخواست که سريعاً سعيد را دستگير کند و به کوفه برگرداند .
    حجاج بن يوسف حدود 20 سال از طرف عبد الملک مروان بر عراق و کوفه و حتي ايران سيطره و حکومت داشت و حاکمان و واليان اين شهرها چون موقعيت حجاج خيلي بالا بوده است حتي در مکه و مدينه گوش به فرمان او بودند بخاطر اينکه نه تنها والي بر عراق بوده بلکه در حکومت عبد الملک اختيار دار بوده است .
    لذا حجاج براي والي اصفهان مينويسد که او را به کوفه بفرستد اما والي اصفهان به سعيد بن جبير خبر ميدهد که فرار کن و گرنه من مجبورم که تو را به حجاج تحويل دهم و او از اصفهان فرار ميکند و به قيام عبدالرحمن بن محمد بن أشعث ميپيوندد که بر عيله حجاج و عبد الملک قيام کرده بودند و جزء اين قيام قرار ميگيرد و متأسفانه اين قيام شکست ميخورد و حجاج پيروز ميشود و سعيد بن جبير مجبور ميشود که به مکه برود و در آنجا مخفيانه زندگي ميکند و حجاج از اين امر با اطلاع ميشود و به والي مکه دستور دستگري او را ميدهد و او هم سعيد بن جبير را در حرم امن الهي دستگير ميکند و نزد حجاج ميفرستند و پايان اين دومين دستگيري سعيد بن جبير منجر به شهادت او ميشود .
    آقاي رجائي فر
    نکته اي اشاره کرديد و از ايشان بعنوان عالم ديني نام برديد که ممکن است فکر کنيم که ايشان يکي از ياران زحمت کش است و نقش علمي نداشته باشد ولي ايشان اينگونه نبوده است ، اگر ممکن است درباره اين موضوع توضيح بدهيد که بدانيم ايشان در چه سطحي آگاهي داشتند ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    شاخص ترين شخصيت سعيد بن جبير اولاً علميت او است و يکي هم ولايت مداري او است که بخاطر همين ولايت بشهادت ميرسد .
    ايشان از چهره هاي برجسته شيعه و از مفاخر عالم اسلام است و اولين نويسنده درباره تفسير قرآن سعيد بن جبير است که در علوم قرآن و تفسير شاگرد عبدالله بن عباس بوده و عبد الله بن عباس هم شاگرد مولا اميرالمؤمنين عليه السلام بوده و لذا تفسيري که سعيد بن جبير دارد با واسطه از اميرالمؤمنين گرفته است و اگر روايتي در تفسير از اميرالمؤمنين پيدا ميکرد ديگر به سراغ ديگري در تفسير قرآن نميرفت و آن کلام حضرت را فصل الخطاب ميدانست و اول ميديد که اميرالمؤمنين درباره اين آيه چه فرموده است و لذا در بين تابعين و شخصيتهاي علمي تعداد انگشت شماري بودند .
    تابعين يعني کسانيکه در زمان پيامبر اکرم زندگي نميکردند ولي اصحاب پيامبر اکرم را ديدند و نسل بعد از اصحاب پيامبر اکرم حساب ميشوند و در بين تابعين مفسّراني بودند که سعيد بن جبير از لحاظ تفسيري معروفترين و بارز ترين مفسر در بين تابعين است .
    سيوطي در کتاب الإتقان که مهمترين کتاب در علوم قرآن است از قتاد? نقل ميکند که گفته 4 تن از تابعين در علم تفسير از همه داناتر و عالمتر و سرآمدتر بودند که در بين اين 4 نفر هيچکدام به سعيد بن جبير نميرسيدند که از همه مفسرين عالمتر بوده است .
    حتي در رابطه با روايت جزء راوياني است که اهل سنت هم از او روايت نقل ميکنند چون هم از عبدالله بن عباس و هم از عبدالله بن عمر و هم از امام سجاد عليه السلام که شاگرد خاص امام سجاد عليه السلام بوده روايت نقل کرده است.
    إبن نديم يکي از علماء اهل سنت ضمن شمردن کتب تفسيري در کتاب خود از تفسير سعيد بعنوان يک تفسير مهم نام ميبرد که جزء اولين تفسيرهاست .
    آنچه که در کتب تاريخي ذکر کردند اولين کتاب تفسيري را سعيد بن جبير نوشته است .
    چنين شخصيتي که هم شيعه و هم اهل سنت او را ميستايند کم شخصيتي نيست .
    ابن عباس شخصيت بالايي داشته است وقتيکه در اواخر عمرش به کوفه سفر ميکند خيلي از افراد دور او جمع ميشوند و از او استقبال شاياني ميکنند و مجسلي براي او ترتيب ميدهند و از او ميخواهند که رواياتي را که درباره اميرالمؤمنين ميداند براي آنها نقل کند ، ابن عباس از اينکار خيلي تعجب ميکند و ميگويد که چرا اطراف من جمع شديد ؟ در ميان شما سعيد بن جبير است هر چه از قرآن بخواهيد از او بگيريد .
    درباره علم و دانش او همين بس که کسانيکه معاصر با او بودند در کتب خود گفتند که در روي زمين احدي نيست که به علم و دانش سعيد بن جبير بي نياز باشد .
    او توانسته آنچه را که از اساتيد خود که شاگردان اميرالمؤمنين بودند بوِيژه از عبد الله بن عباس و امام سجاد عليه السلام آنچه را که آموخته بخوبي بتواند به ديگران منتقل کند و يکي از روات احاديث هم هست و لذا شخصيت علمي سعيد بن جبير بگونه اي است که اهل سنت او را بصورت شخصيت ممتاز قبول دارند .
    آقاي رجائي فر
    بطور کلي اصحاب ائمه عليه السلام با ستمگران زمان خود که مبارزه ميکردند گاهي شيوه هاي متفاوتي داشتند ، جناب سعيد بن جبير در مقابل حجاج بن يوسف ثقفي مواضعي انتخاب کردند و از اين مواضع دفاع از ولايت را بظهور ميگذارند و ميخواهيم بدانيم که اين مواضع به چه شکل بوده است ؟ آيا با خشونت و تندي بوده و يا مسالمت آميز بوده ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    سعيد بن جبير که رضوان خداوند بر او بود در کنار شخصيت علمي که براي او برشمرديم ولايت مداري او باعث شده که مواضعي را در برابر حکومت بني اميه و بني مروان داشته باشد که از او شخصيت ممتازي ساخته و خيلي از افراد در زندگي در محدود خانواده خود دور ميزند ولي برخي ديگر پا را از اين فراتر ميگذارند و شخصيت علمي پيدا ميکنند .
    سعيد بن جبير علاوه بر اينکه از لحاظ علمي شخصيت ممتازي است از نظر موضع گيريهايي که داشته است و برخوردي که با حاکم ظالم و ستمکار و آدم کش و مؤمن کش يعني با حجاج بن يوسف مواضع ممتازي دارد که از او يک شخصيت پر صلابت و مقاوم و ولايت مدار به جاي گذاشته است .
    در تاريخ چهره هاي ولايت مدار زياد داريم که يکي ميثم تمّار است که بروي دار هم از ولايت اميرالمؤمنين سخن ميگويد و يا شخصيتي مثل کميل داريم که از شاگردان اميرالمؤمنين است و شخصيتي مثل حجر بن عدي داريم که بدست معاويه بشهادت ميرسد و شخصيتي چون سعيد بن جبير هم داريم .
    برخي ممکن است در برابر حاکمي که خيلي قهار نيست و شجاعت بخرج نميدهد و مردم از او خيلي نميترسند شجاع و نترس باشد ولي حجاج بن يوسف ثقفي کسي است که هزاران نفر از بهترين انسانها و تابعين را بشهادت رساند و حدود 120 هزار انسان با ايمان که از ولايت مداران و شيعيان بودند بدست او بشهادت رسديدند و اگر کسي بتواند در برابر اين حجاج سر خم نکند و تواضع نکند و غرور و خونخواري و تکبر او را به زمين بکشاند خيلي نياز به ايماني قوي دارد و بايد فرد درس آموز خانه امام سجاد باشد که سعيد بن جبير اينگونه بود .
    حجاج نه فقط به اهلبيت ظلم کرده است بلکه به اهل سنت هم ظلمهاي زيادي کرده است و به دينداران هم ظلم کرده است و بايد درباره حجاج همان تعبير عمر بن عبدالعزيز را بگوئيم که ميگويد اگر همه اقوام بيايند و خوانخوار ترين فردشان را به تاريخ عرضه کنند ما اموي ها با آوردن حجاج به تاريخ برنده ميشويم و اين اعترافي است که عمر بن عبدالعزيز دارد که بعد از حجاج به حکومت ميرسد و اين تعبير نشان ميدهد که اين شخص چقدر خونخوار و جنايتکار است .
    عامر شعبي يکي از راويان اهل سنت است که اهل سنت از او روايت زياد دارند و ميگويد که شبي حجاج پي من فرستاد و چون پاسي از شب گذشته بود من خيلي ترسيدم و نگران شدم و وضو گرفتم و وصيت کردم و با ترس و لرز نزد حجاج آمدم و ديدم که شمشير از غلاف بيرون کشيده است و خشم چهره او را فرا گرفته است و حجاج گفت نترس با تو کاري ندارم از الآن تا فردا وقت داري که با اين مرد حرف بزني و به مردي اشاره کرد که دست و پايش بسته بود و در غل و زنجير بود و در بدنش آثار شکنجه فراوان ديده ميشد به چهره اش که نگاه کردم ديدم سعيد بن جبير است و خيلي متأسف شدم و گفت تا فردا فرصت داري که با او حرف بزني که يا از حرفش برگردد و يا براي حرفش دليل بياورد چون ميگويد که حسن و حسين فرزندان رسول خدا هستند و بايد او را قانع کني که از اين حرف برگردد و نگويد که حسنين فرزندان رسول خدا هستند و يا دليل بياورد وگرنه من گردن او را ميزنم و من از حجاج خواستم که غل و زنجير را از دست و پاي او باز کنند و وقتي که چنين کردند از او پرسيدم که براي اين حرفت دليلي بياور و در اين مورد سخن در مقابل حجاج بگو ، سعيد گفت دقائقي را به من فرصت بده تا فکر کنم ولي حجاج ميگفت که بايد زود بگوئي که چرا ادعا ميکني که حسن و حسين فرزندان رسول خدا هستند ؟ سعيد شروع به تلاوت آيه 84 و 85 سوره انعام کرد و گفت « وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ، وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى‏ وَ عيسى‏ وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحينَ » بعد رو به حجاج کرد و سؤال کرد که اين آيات يکي يکي افرادي که منصوب به حضرت ابراهيم هستند ميشمارد ، چگونه ميشود که در اين آيه « وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى‏ وَ عيسى‏ وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحينَ » اينها که از صالحين بودند همه از دودمان حضرت ابراهيم هستند ؟ حجاج گفت که شکي نيست که عيسي از دودمان حضرت ابراهيم است و از فرزندان اسحاق محسوب ميشود ، سعيد گفت که مگر عيسي پدر داشته است ؟ او فقط مادر داشته ، چطور ميشود کسيکه فقط از طريق مادر با چندين واسطه به حضرت ابراهيم ميرسد قرآن کريم او را جزء فرزندان ابراهيم نام ميبرد ، آيا نميشود که حسن و حسين که فقط با يک واسطه آن هم حضرت زهرا دختر پيامبر به ايشان ميرسند ، نميتوانيم ايشان را فرزند پيامبر بدانيم ؟!!! حجاج ديد که نميتواند جواب سعيد را بدهد و اينجا بود که سعيد را آزاد کرد و اين آزادي بخاطر اين مناظره اي بود که انجام داد و اين اول دستگيري سعيد بود که منجر به آزادي او شد .
    عامر شعبي ميگويد که فرداي آنروز وارد مسجد کوفه شدم ديدم که سعيد در مسجد درس تفسير ميدهد و فقط با يکروز اختلاف از فرصت خود استفاده ميکند و هم درس ميدهد و هم پولهايي را که به او داده بودند چون پولها را حلال نميدانست در بسته کرده بود و به فقراء ميداد .
    حجاج از ابتدا با سعيد خشن برخورد نکرد و اول سعي کرد که سعيد را تطميع کند ولي او کسي نبود که تطميع شود و حجاج حتي پيشنهاد قضاوت کوفه را به سعيد داد ولي او نه فريب تطميع حجاج را خورد و نه از زندان و شکنجه حجاج ترسيد و بعد از آزادي حجاج سعي کرد که دوباره او را دستگير کند که سعيد به اصفهان فرار کرد و بعد هم در قيام عبد الرحمن شرکت کرد و وقتي که شکست خوردند به مکه هجرت کرد .
    آقاي رجائي فر
    آيا ميتوان دشمنان مبارزه سعيد بن جبير را فقط حجاج دانست يا نه ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    دشمنان اهلبيت يکنفر نبودند و در رأس اينها بني اميه بودند که با اهلبيت ضديت بودند که از معاويه شروع ميشود که با اميرالمؤمنين برخورد کرد و بقدري با اهلبيت ضديت کرد که اهل سنت هم او را بعنوان خليفه قبول نميکنند که البته بگذريم از برخي متعصبين وهابي که سعي ميکنند چهره معاويه را چهره خوب و عالم و متدين جلوه بدهند که سريالي هم با عنوان حسن و حسين و معاويه تهيه کردند و ميخواهند چهره معاويه را شستشو بدهند در حاليکه برخي از بزرگان اهل سنت در کشورهاي مصر و ليبي و تونس که با ايشان صحبت داشتيم عليه معاويه و جنايات او روايات زيادي را از کتب خود براي ما نقل ميکردند ولي وهابيون ميخواهند با اين سريال چهره خوبي از معاويه نشان بدهند .
    در رأس هرم مخالفين اهلبيت معاويه است و بعد يزيد است که درباره فرزندان پيامبر اکرم جنايتهايي را در کربلا و بعد از آن انجام دادند و همچنين مروان و بني مروان و عبدالملک بن مروان حکومت مفصلي کرد و همه کاره حکومت او حجاج بود و اختيارات داشت و خواسته حاکميتي که مروانيان داشتند اين بود که هر جا اثري از شيعه و ولايت مداري و حبّ علي ابن ابيطالب مي بينيد اين را قلع و قمع کنيد پس اينگونه نبود که حجاج بدون دستور بخواهد کاري را انجام بدهد .
    پس دشمن سعيد بن جبير دشمن امام سجاد عليه السلام است و دشمن اميرالمؤمنين است و دشمن سعيد دشمن اهلبيت است ، اين دشمني به هر کسيکه در خطّ ولايت اهلبيت و اميرالمؤمنين عليه السلام قدم بردارد سرايت ميکرد و دامن آنها را هم ميگرفت که زير ذرّه بين اين دشمنان قرار ميگرفتند و شکنجه ميشدند و گاهي شهيد ميشدند .
    آقاي رجائي فر
    مقاومت سعيد بن جبير که خيلي شاهکار است منجر به شهادت ايشان ميشود و شهادت ايشان هم نحوه اي دارد که خيلي غريبانه است و مظلومانه است و مقاومت از آن بيرون مي آيد ؟ در اين باره براي ما صحبت کنيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    شخصيت ارزشمند سعيد بن جبير بخاطر ايماني که به اهلبيت داشت و ايماني که به ولايت داشت از او شخصي مقاوم و شجاع و دانا و متعبد ساخته بود ، متعبد کسي است که چون امام زمانش امام سجاد عليه السلام يکي از بکائين بزرگ است و خيلي گريه ميکردند و شنيديد که امام سجاد عليه السلام آب ميديد گريه ميکرد و سفره مي انداختند گريه ميکرد و گوسفند را که ميديد که ذبح ميشود گريه ميکرد و بخشي از اين گريه ها بخاطر مناجات و عبادتها و راز و نيازها بود و بخشي از گريه ها هم بخاطر حادثه دلخراش کربلا و شهادت امام حسين عليه السلام بود .
    سعيد بن جبير کسي است که 40 سال کسي از ايشان خنده نديد و شاگرد امام سجاد عليه السلام است و اينگونه از استادش و امامش درس گرفته که وقتي در رکاب امام سجاد است و مي بيند که امام سجاد نميخندند او هم نميخندد و تنها جايي که بعد از 40 سال خنديد زماني بود که خواستند او را بشهادت برسانند .
    اينجاست که خنده سعيد دشمنش را يعني حجاج را چنان بخشم مي آورد و چنان غضبناک ميکند که برنامه اعدام او را تغيير ميدهد ، گريه اش بجاست و خنده اش بجاست ، اگر 40 سال نميخندد بر اساس آن صلابت و ايمان است و جايي ميخندد که دشمن را ميسوزاند و دشمن را به گريه مي اندازد و خنده کسيکه 40 سال نخنديده بزرگترين تيري بود که تيغ محکم و برنده و سوزاننده اي بر قلب حجاج بود .
    وقتي که حجاج به والي مکه دستور داد که حجاج در مکه مخفي شده است او را بگيريد و به من تحويل بدهيد و والي مکه سعيد را پيدا کرد و دست بسته به نزد حجاج فرستاد و حجاج ديد که سعيد شخصيت مهمي است و نميتواند او را بي دليل بکشد و ميخواست که از او يک لغزش اعتقادي بگيرد و او را از نظر اعتقادي خراب کند و بعد هم بگويد که من به اين دليل اعتقادي او را کشتم ، به سعيد بن جبير خطاب کرد و گفت اي شقي بن کسير ( بجاي سعيد او را شقي صدا کرد ، نام پدر سعيد جبير است يعني جبران کننده ولي حجاج او را کسير ناميد يعني کسيکه شکسته و خورده شده است و برعکس جبران کننده است ) سعيد بن جبير بدون اينکه خم به ابرو بياورد يا اينکه از حجاج بترسد گفت مادرم بهتر من را ميشناخته که چه نامي براي من انتخاب کند !!! من سعديم !!! حجاج رو به سعيد کرد و گفت که نظرت درباره خلفاء چيست ؟ آيا اهل بهشت هستند و يا اهل جهنم هستند ؟ سعيد در جواب گفت اگر داخل بهشت ميشدم و اهل بهشت را ميديدم و اگر داخل جهنم ميشدم و اهل جهنم را ديده بودم ميتوانستم درباره اهالي بهشت و جهنم به شما خبر بدهم !!! ( به اين زيرکانه اي جواب ميدهد که بدست دشمن اهلبيت بهانه ندهد ) باز حجاج بگونه اي ديگر از سعيد سؤال ميکند که درباره ابوبکر و عمر چه نظري داري و چه ميگوئي ؟ سعيد جواب ميدهد که من وکيل هيچکدام نيستم که بخواهم درباره آنها نظري داشته باشم ، حجاج ميپرسد که کدام يک از خلفاء را بيشتر دوست داري ؟ با اين سؤالات چالش ايجاد ميکند تا سعيد بن جبير را که با دست و پاي بسته از مکه آوردند و اسير است و در برابر حجاج با اين سؤالات چالشي حرفي بزند که مستمسک باشد براي اعدامي که از طرف عبد الملک دستور دارد .
    حجاج گفت که کدام يک از خلفاء را بيشتر دوست داري ؟ سعيد گفت هر کدام که نزد خالق پسنديده تر باشند باز حجاج ميپرسد که به نظر تو کدام در نزد خالق پسنديده تر است ؟ سعيد ميگويد اين علمش نزد کسي است که به آشکار و نهان همه انسانها عالم است و من علم آشکار و نهان ندارم .
    ايشان شخصيت عالم و برجسته اي است که حجاج ميبيند به هيچ وجه نميتواند در برابر او به مناظره بنشيند و در اين زمان دستور ميدهد که او را بيرون ببريد و اعدام کنيد با اينکه هيچ دليلي هم براي اعدامش ندارد .
    سعيد بن جبير در زندگي اينقدر دقت داشته است که حتي از عبد الله بن عمر فرزند خليفه دوم روايت نقل ميکند و بسياري از کتب اهل سنت رواياتي که سعيد از عبد الله بن عمر اخذ کرده را نقل کردند و ايشان هرگز بهانه اي بدست دشمن ندادند .
    حجاج با تمام خونخواري که داشت دستور داد که او را ببريد و اعدام کنيد و اينجاست که شروع به خنديدن ميکند و اين همان خنده اي است که بعد از 40 سال کرده است و گفتيم که سعيد کمتر از 50 سال عمر کرده است و 40 سال از زندگي پنجاه ساله اش را نخنديده است .
    از نوجواني در مکتب اهلبيت بزرگ شده است و مورد ستايش امام سجاد و امام صادق عليه السلام قرار گرفته است و در اينجاست که ميخندد و حجاج هم که او را ميشناسد و از او سؤال ميکند که چرا خنديدي ؟؟؟ سعيد ميگويد از صبر و تحمل خداوند ميخندم که چقدر خداوند صبر و تحمل دارد که تو را زنده گذاشته است که جنايت و ظلم بکني ، حجاج خيلي خشمگين شد و رو به سعيد کرد و گفت ميخواهي من تو را چگونه بکُشم ؟ سعيد گفت هر طور که دوست داري ، حجاج دوباره گفت چطوري ؟ سعيد گفت هر جوري که دوست داري من تو را در روز قيامت اعدام کنم تو هم من را اعدام کن ، هر طوري که امروز من را بکشي من هم همان گونه تو را در قيامت در برابر همه مردم ميکشم .
    کسي در مقابل حجاج جرأت ندارد حرف بزند ولي سعيد که دست پرورده امام سجاد و دست پرورده خانه اهلبيت است اينگونه در برابر اين دشمن خونخوار اهلبيت حرف ميزند و حجاج ميگويد که همينجا گردنش را بزنيد وقتيکه خواستند گردنش را بزنند رو به قبله ايستاد و گفت « إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً » رويم را بسوي خداوندي که آسمانها و زمين را آفريده قرار دادم .
    با اينکار حجاج خشمگين تر شد و گفت روي او را پشت به قبله کنيد و رو به قبله او را نکشيد و وقتي که رويش را به پشت قبله برميرگردانند سعيد ميگويد « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » رويتان را به هر طرفي که برگردانيد آن سمت خداوند است .
    خدا که جسم نيست که جاي خاصي داشته باشد و در هر جايي خداوند است و اينکه رو به قبله نماز ميخوانيم از آداب عبادت است و منظور اين نيست که خداوند فقط آنجاست و اگر کسي خداوند را در مکاني محصور کند خداوند را نشناخته است و اين براي خداوند جسمانيت قائل شده است و خداوند که جسم نيست که محصور در مکاني باشد .
    با اين کلام حجاج باز هم ناراحت ميشود و ميگويد که سرش را بسمت زمين برگردانيد و مثل گوسفند ذبحش کنيد و لحظه اي که ميخواهند او را به شهادت برسانند دعايي ميکند يعني نفرين به حجاج ميکند و قبل از اينکه شهادتين را بگويد ميگويد که خداوندا بعد از من ديگر به حجاج فرصت و امان نده که بر کسي مسلط شود و بتواند دوستداران تو را بکشد و بعد هم شهادتين ميدهد و وقتيکه سرش را بسمت خاک ميگذارند اين آيه را تلاوت ميکند « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فيها نُعيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‏ » ما شما را از خاک آفريديم و باز هم شما را به خاک برميگردانيم و از همين خاک شما را به قيامت مي آوريم و شهادتين ميگويد و در برابر خود حجاج گردن او را ميزنند و او را بشهادت ميرسانند .
    بعد از سعيد بن جبير ، حجاج بن يوسف ديگر خواب راحت نداشت و فقط 15 روز زنده بود ولي در اين 15 روز خواب راحت نداشت و هر گاه که ميخوابيد سعيد بن جبير را در خواب ميديد که در خون خود غلطيده است و دامن حجاج را گرفته و ميخواهد او را قصاص کند و با اين حال از خواب ميپريد و ميگفت که مرا با سعيد بن جبير چه کار ؟ فقط 15 روز بعد از سعيد بن جبير زنده بود و به حالت رواني و پريشاني مبتلا شده بود که نه خواب داشت و نه زندگي داشت و با اين حال به درک واصل شد و با اين کابوس مُرد و آخرين کسيکه بدست حجاج بشهادت رسيد همين سعيد بن جبير بود .
    آقاي رجائي فر
    اگر در اين زمانهاي آخر برنامه نکته خاصي درباره سعيد بن جبير در نظر داريد براي ما بيان کنيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    سعيد بن جبير و امثال او که اين چنين مورد شکنجه و آزار بني اميه و بني مروان قرار گرفتند ، بايد سؤال کنم از کساني که با ولايت اهلبيت آشنايي کمي دارند که حکومت اين حاکمان را چگونه توجيه ميکنند و جناياتي که بني اميه و بني مروان نسبت به صحابه پيامبر اکرم و تابعين و بزرگان عالم اسلام انجام دادند اين جنايات و کشتارها را چگونه توجيه ميکنند آيا با اين جمله اي که برخي به خورد خواننده و بيننده برنامه هايشان ميدهند که اين مجتهد بودند و اجتهاد کردند و خطا کردند و بخشيده ميشوند و براي مصيب دو ثواب است و براي مجتهد يک ثواب و ... آيا با اين اجتهاد عقل سليم شما ميپذيرد که بگوييد اينها اجتهاد کردند و ثواب هم ميبرند ؟!!!
    در بين ياران اميرالمؤمنين علي عليه السلام هشتصد صحابي پيامبر اکرم حضور داشته است که به شهادت رسيدند ، 900 نفر از کسانيکه با پيامبر اکرم در بيعت رضوان حضور داشتند و در رکاب اميرالمؤمنين بودند که اينها مجتهد و صحابه هستند و اگر معاويه فرزند ابوسفيان که در اواخر عمر پيامبر اکرم از ترس مسلمان شدند به عنوان حاکم شدند آيا ميشود که هر خطاي آنها را با اجتهاد توجيه کرد که سرنوشت مسلمانان چند سال بعد از رسول خدا بدست فرزند ابوسفيان قرار بگيرد ؟!!!
    کسيکه طبق روايات خود اهل سنت پيامبر اکرم فرمودند که حکومت و خلافت بر بني اميه حرام است و بعد هم مروان و فرزندان مروان در اثر همين غصب حکومت سرکار بيايند و اين فجايع را در جهان اسلام بوجود بياورند !!! چگونه عقل سليم مسلمان ميپذيرند که بگوئيم که اينها اجتهاد کردند و اميرالمؤمنين هم اجتهاد کرد و اينها اصحاب پيامبر اکرم هستند و علي عليه السلام هم صحابه پيامبر اکرم بود ، آيا همه اصحاب پيامبر اکرم در يک رتبه هستند ؟
    يعني صحابي بودن علي ابن ابيطالب عليه السلام که از طفوليت در خانه پيامبر اکرم بوده با صحابي بودن معاويه که در آخر عمر پيامبر اکرم مسلمان شده است يکسان است ؟!!! کسيکه با عشق و با رغبت و با تمام وجود اسلام آورده است با اسلام معاويه يکسان است ؟!!! آيا بايد اين دو را صحابي پيامبر اکرم قرار بدهيم ؟!!! و بگوئيم که هر دو اجتهاد کردند و اينها به خطا رفتند و براي کسيکه خطا کرده است يک ثواب در نظر بگيريم و براي کسيکه خطا نکرده است بگوئيم دو ثواب دارد !!! آيا هيچ عاقلي اين را نميپذيرد ؟!!!
    آقاي رجائي فر
    اگر امکان دارد در زمينه عبادات و اهتمام ايشان به اين امر هم توضيحي بفرمائيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    سعيد بن جبير کسي است که شاگرد مکتب اهلبيت است و شاگرد زين العابدين علي بن الحسين عليه السلام است و ايشان را بخاطر عباداتي که داشتند زين العابدين مينامند که سعيد بن جبير با شاگردي خود عبادت و زهد و حتي بکاء را از امام خود و سرور خود درس گرفته است .
    استاد سعيد کسي است که 40 سال خنده از او نميبيند در عوض عبادتها و شب زنده داري ها از ايشان مي بيند و شخصيت سعيد بن جبير جلوه گر شاگردي امام سجاد عليه السلام است و اينکه امام صادق ميفرمايد يکي از 5 نفر خواص امام سجاد است شخصيت سعيد را بيان ميکند و اين حرف مهمي است .
    آقاي رجائي فر
    اگر امکان دارد در زمينه عبادات و اهتمام ايشان به اين امر هم توضيحي بفرمائيد ؟
    آقاي رفعتي نائيني
    در آستانه ماه مبارک رمضان هستيم و انشاء الله همانطوري که امام رضا عليه السلام در دعا فرمودند خداوند در اين روزهاي آخر شعبان ما را مورد رحمت خود قرار بدهد و در خطبه اي که رسول خدا در آخرين جمعه شعبان ايراد کردند و اميرالمؤمنين عليه السلام هم اين خطبه را نقل کردند ، حضرت رسول خدا فرمودند « فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ » ماه رحمت و برکت و مغفرت الهي در پيش است و ماه باعظمتي است .

    آقاي رفعتي نائيني  
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
    صراط مستقیم
     
    صراط مستقيم - 10 صراط مستقيم للَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ » اين دعايي است که امام رضا عليه السلام فرمودند که در اواخر شعبان زياد بخوانيد يعني خدايا اگر در آنچه که از شعبان گذشت ما را مورد مغفرت خود قرار ندادي در باقيمانده از شعبان ما را ببخش و مورد مغفرت خود قرار بده صراط مستقيم - 9 صراط مستقيم کي از رويدادهايي که در اين هفته جاري در صدر اسلام رخ داده است يعني در 18 رجب ، حادثه دردآور مرگ ابراهيم فرزند پيامبر اکرم است و در سال 10 هجري بوده است صراط مستقيم (ويژه برنامه وفات ام البنين) صراط مستقيم حضرت أم البنين بانوي با عظمتي است که هم سعادتمند بوده و هم زمينه هاي سعادتمندي را از ابتدا در وجودش داشته است و داراي عقلي سترگ و ايماني استوار و اخلاقي نيکو و صفاتي حسنه بوده و بانويي که شاعره بوده است و برخوردار از بسياري از صفات ويژه اي است که اين به اين بانو شخصيتي داده که کم نظير است صراط مستقيم - 8 صراط مستقيم حادثه ديگري در جمادي الثاني رخ داده است در 3 جمادي الثاني سال 11 هجري قمري است که شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها است که در اين باره بايد بيشتر بحث داشته باشيم . صراط مستقيم -7 صراط مستقيم عامل ديگر اين بود که از زمان خليفه دوم که فتوحات انجام شد بين عرب و مواليان تفاوت قائل ميشدند و برخورد مناسبي با غير عرب نداشتند مخصوصاً در زمان خلافت عثمان ، در حاليکه شيوه امير المؤمنين شيوه رسول خدا بود که فرقي بين عرب و عجم قائل نبودند صراط مستقيم - 6 صراط مستقيم يکي از حوادثي که براي آن ويژه برنامه نداريم مسئله ولادت حضرت زينب کبري در سال 6 هجري در 5 جمادي الاولي است که اين حادثه باعث خوشحالي امير المؤمنين و فاطمة زهرا و رسول خدا بوده است که بانويي بدنيا آمد که اولين دختر امير المؤمنين و فاطمة زهرا است و اولين نوه اي است که از بين نوه هاي پيامبر اکرم بعنوان دختر براي رسول خدا متولد شده است و خيلي مورد تجليل و تکريم پيامبر اکرم و خيلي مورد تکريم امير المؤمنين و فاطمة زهرا بوده است صراط مستقيم - 5 صراط مستقيم از روايات استفاده ميشود که نوروز روز با اهميتي است و روايتي از معلي بن خنيس نقل شد که از امام صادق عليه السلام روايت کرد که ايشان فرمودند در روز نوروز مستحب است غسل کنيد و روزه بگيريد و نماز مستحبي بخوانيد و دعا کنيد